همشهری آنلاین - گروه سیاسی: در حالی که دولت آمریکا از نابودی توان نظامی و هستهای ایران سخن میگوید، جابهجایی محرمانه بمبافکنهای بیوان (B-1) آمریکا از پایگاه فرفورد بریتانیا به دلیل نگرانی از حمله پهپادی ایران، تصویری متفاوت از وضعیت میدان ارائه میدهد؛ تصویری که نشان میدهد تهران حتی پس از ضربات سنگین، همچنان میتواند با اتکا به جنگ نامتقارن، هزینههایی را به آمریکا تحمیل و آرایش نظامی آن را تغییر دهد.
روزنامه واشنگتنپست در گزارشی به قلم «گرگ میلر» نوشته است که اهمیت این جابهجایی صرفا در انتقال چند فروند بمبافکن نیست؛ بلکه نشاندهنده تغییری در محاسبات امنیتی آمریکا است. ایران برای ایجاد تهدید علیه نیروهای آمریکایی لزوما به استفاده از قدرت متعارف و برتری هوایی نیاز ندارد و میتواند با پهپادها، موشکها، حملات سایبری و نیروهای همسو، هزینههای نامتقارنی ایجاد کند.
پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، پیشتر مدعی شده بود توان نظامی و هستهای ایران نابود شده است.
این همان نقطهای است که ادعای «شکست ایران» با واقعیت عملیاتی پیچیدهتر میشود. واشنگتن ممکن است بخش بزرگی از توان متعارف ایران را از بین برده باشد، اما از بین بردن توانایی تهران برای ایجاد اختلال، تهدید و تحمیل هزینه بسیار دشوارتر است.
ایران لازم نیست آمریکا را شکست دهد
گزارش واشنگتنپست به این نکته اشاره میکند که ایران در جریان جنگ تلاش کرده است میدان درگیری را از جبهههای متعارف دور کند. حمله به نفتکشها در تنگه هرمز، تهدید پایگاههای آمریکا و استفاده از شبکههای نیابتی، بخشی از همین رویکرد بوده است.
در چنین الگویی، هدف لزوما نابودی نیروهای آمریکایی نیست. کافی است تهران بتواند واشنگتن را مجبور کند برای حفاظت از پایگاهها، هواپیماها، کشتیها و زیرساختهای خود منابع بیشتری اختصاص دهد یا بخشی از نیروهایش را از نقاط آسیبپذیر دور کند.
واشنگتنپست به نقل از «علی واعظ»، مدیر پروژه ایران در گروه بحران بینالمللی، این احتمال را مطرح میکند که هدف تهران در ماجرای فرفورد حتی لزوما اجرای یک حمله واقعی نبوده باشد؛ بلکه ایران میخواسته نشان دهد توان انتقال تهدید به عمق اروپا را دارد.
از این منظر، تهدید به اندازه حمله اهمیت پیدا میکند؛ زیرا اگر یک احتمال حمله بتواند یک قدرت نظامی بزرگ را به جابهجایی تجهیزات وادار کند، خود تهدید به یک ابزار عملیاتی تبدیل شده است.
جنگی که به پایان نرسیده، بلکه شکل آن تغییر کرده است
این مسئله در تحلیلی که یک روز پیش از گزارش واشنگتنپست در فارنپالیسی منتشر شده نیز برجسته شده است. «استیسی پتیجان» و «فیلیپ شیرز» از مرکز امنیت جدید آمریکا هشدار دادهاند که جنگ آینده با ایران میتواند برای آمریکا بسیار دشوارتر باشد.
آنها بر اساس دو بازی جنگی با سناریوی سال ۲۰۲۷ نوشتهاند که حتی با فرض بازسازی ذخایر موشکهای رهگیر آمریکا و تقویت سامانههای دفاعی، ایران میتواند با حملات ترکیبی موشکی و پهپادی فشار سنگینی بر پایگاههای آمریکا وارد کند. در سناریوهای آنها، ایران میتواند به جای پراکندهکردن حملات، صدها موشک و پهپاد را روی تعداد محدودی هدف متمرکز کند و ذخایر موشکهای رهگیر آمریکا را در مدت کوتاهی فرسوده کند.
این ۲ پژوهشگر تاکید میکنند که صنعت آمریکا نیز نمیتواند برخی از رهگیرهای پیشرفته مانند تاد، پاتریوت و موشک استاندارد (Standard Missile) را با سرعتی که در یک جنگ بزرگ مورد نیاز است، جایگزین کند. در نتیجه، مسئله فقط توان ایران برای شلیک موشک و پهپاد نیست؛ مسئله این است که آمریکا برای دفاع در برابر آنها چه میزان مهمات و تجهیزات در اختیار دارد.
ضعیفتر، اما شاید خطرناکتر
تصویر حاصل از کنار هم گذاشتن این گزارشها، لزوما به معنای پیروزی ایران یا شکست آمریکا نیست. ایران ضربات سنگینی متحمل شده و بخش مهمی از توان نظامی متعارف خود را از دست داده است. اما جنگ همزمان یک واقعیت دیگر را آشکار کرده است: تضعیف یک کشور لزوما به معنای حذف توان آن برای ایجاد هزینه نیست.
ایران اکنون تجربهای عملی از نقاط ضعف سامانه دفاعی آمریکا، آسیبپذیری پایگاههای منطقهای، اهمیت پهپادهای ارزانتر در برابر رهگیرهای گرانقیمت و امکان ترکیب موشک، پهپاد، حملات دریایی و جنگ سایبری در اختیار دارد.
از همین رو، پرسش مهم بعد از جنگ فقط این نیست که آمریکا چه مقدار از توان نظامی ایران را نابود کرده است. پرسش مهمتر این است که ایران از این جنگ چه چیزهایی یاد گرفته و برای بازسازی توان خود چگونه از آنها استفاده خواهد کرد.
در واقع، ماجرای بمبافکنهای فرفورد میتواند نشانهای از همین مرحله جدید باشد: آمریکاییها ممکن است در جنگ جاری دست بالا را داشته باشند، اما برای جنگ بعدی مجبورند فرض کنند ایران بعد از جنگ، همان ایران پیش از جنگ نخواهد بود.