همشهری آنلاین، فرخنده رفائی: یکی از مشکلات هوش مصنوعی این است که گاهی دستور کاربر را درست دریافت میکند اما نتیجهای متفاوت از انتظار او ارائه میدهد. حالا پژوهشگران راهی پیدا کردهاند تا هوش مصنوعی برای فهمیدن این اشتباه فقط به کلمات و رفتار انسان تکیه نکند و از خود مغز او نیز بازخورد بگیرد؛ روشی که میتواند شیوه همکاری انسان و ماشین را تغییر دهد.
به گزارش نیواطلس، پژوهشگران مؤسسه علم و فناوری کره جنوبی (KAIST) با همکاری تحقیقات مایکروسافت آسیا، روشی به نام همراستاسازی عصبی ارزشها (NVA) توسعه دادهاند که با استفاده از نوار مغزی (EEG) واکنشهای مغز انسان به عملکرد هوش مصنوعی را شناسایی میکند.
ایده اصلی این فناوری بر یک مشکل ساده اما مهم استوار است: یک رفتار لزوما نشان نمیدهد انسان چه هدفی دارد. برای مثال، اگر فردی یک لیوان را بردارد، ممکن است قصد نوشیدن آب، شستن لیوان، جابهجا کردن آن یا دادن لیوان به فرد دیگری را داشته باشد. از طرف دیگر، برای رسیدن به یک هدف واحد نیز میتوان از چند روش متفاوت استفاده کرد.
پژوهشگران برای حل این ابهام از دو نوع واکنش عصبی استفاده کردند. «خطای پیشبینی پاداش» زمانی ایجاد میشود که نتیجه نهایی با هدف مورد انتظار فرد تفاوت داشته باشد. برای مثال، اگر فرد از ربات بخواهد نوشیدنی بیاورد اما ربات بهجای آب قهوه بیاورد، هدف اشتباه تشخیص داده شده است.
نوع دوم «خطای پیشبینی وضعیت» است که زمانی رخ میدهد که هدف درست باشد اما روش رسیدن به آن با انتظار فرد تفاوت داشته باشد. مثلا فرد آب میخواهد و ربات نیز آب میآورد، اما بهجای برداشتن بطری کنار دست او، به آشپزخانه میرود و از شیر آب لیوان را پر میکند. در این حالت نتیجه درست است اما مسیر انتخابشده متفاوت بوده است.
پژوهشگران با استفاده از یادگیری عمیق، الگوهای امواج مغزی مربوط به این دو نوع خطا را شناسایی کردند. سامانه سپس میتواند تشخیص دهد مشکل در «هدف» بوده یا در «روش انجام کار» و این اطلاعات را بهعنوان بازخورد در اختیار هوش مصنوعی قرار دهد تا تصمیم خود را اصلاح کند.
این فناوری در آینده میتواند برای رباتهای خانگی، رباتهای صنعتی، خودروهای خودران و حتی تجهیزات پزشکی و توانبخشی کاربرد داشته باشد. برای مثال، ربات خانگی میتواند متوجه شود کاربر از نتیجه کار راضی نیست و بدون اینکه منتظر توضیح شفاهی او بماند، مسیر خود را تغییر دهد.
با این حال، این فناوری هنوز با استفاده روزمره فاصله دارد. آزمایشهای انجامشده در محیط شبیهسازی صورت گرفتهاند و هنوز رباتی در شرایط واقعی خانه بهطور مداوم امواج مغزی فرد را دریافت و بر اساس آن رفتار خود را اصلاح نکرده است. همچنین استفاده از EEG به الکترودهایی نیاز دارد که سیگنالهای الکتریکی بسیار ضعیف مغز را ثبت میکنند و دریافت این سیگنالها در محیطهای واقعی و هنگام حرکت فرد میتواند دشوارتر باشد.