همشهری آنلاین -یکتا فراهانی: در شبکههای اجتماعی، بسیاری از ویدئوها باوجود تفاوت در چهرهها و محصولات، از الگوهای مشابهی استفاده میکنند؛ از موسیقی و حرکت دوربین گرفته تا روایت و حتی پایانبندی. نتیجه این است که محتوا بیشتر شده، اما لزوماً حرف تازهای به آن اضافه نشده است.
ضرورت توجه به شیوه استفاده
امیرمحمد کلاته، کارشناس و پژوهشگر هوش مصنوعی، معتقد است مسئله اصلی خود فناوری نیست، بلکه شیوه استفاده از آن است. به گفته او، ابزارهای هوش مصنوعی میتوانند تولید تصویر و ویدئو را متحول کنند، اما زمانی مشکل آغاز میشود که ابزار جای ایده را بگیرد و تولیدکننده صرفاً چیزی را بازسازی کند که پیشتر دیده و وایرال شده است.
وقتی لوگو دیگر کافی نیست
کلاته میگوید یکی از سادهترین راهها برای سنجش هویت یک محتوا این است که نشانههای ظاهری برند را از آن حذف کنیم. اگر لوگوی یک برند را برداریم و بتوانیم همان ویدئو یا طرح را به دهها برند دیگر نسبت دهیم، احتمالاً آن محتوا هنوز امضای مشخصی ندارد.
از نگاه این پژوهشگر، استفاده از قالبها، طرحهای آماده و ترندهای تصویری لزوماً اتفاق بدی نیست. این ابزارها میتوانند سرعت تولید را بالا ببرند و حتی به آزمایش یک ایده کمک کنند؛ اما نباید خودِ ترند به استراتژی تبدیل شود.
بیشتر بخوانید:
هوش مصنوعی قبل از دوربین
به باور کلاته، یکی از ارزشمندترین کاربردهای هوش مصنوعی اتفاقاً جایی است که مخاطب هنوز محتوایی نمیبیند؛ یعنی مرحله پیشتولید.
هوش مصنوعی میتواند یک ایده را پیش از صرف هزینه زیاد قابلمشاهده کند، استوریبرد بسازد، چند زاویه دوربین پیشنهاد دهد، روایتهای مختلف را آزمایش کند و خطاهای مرحله پیشتولید را کاهش دهد.
در چنین شرایطی، فناوری بهجای آنکه خلاقیت را حذف کند، زمان بیشتری برای فکرکردن در اختیار انسان قرار میدهد.
تصویری که زیباست، اما چیزی برای گفتن ندارد
تصویر تولیدشده باهوش مصنوعی ممکن است چشمنواز و حتی خیرهکننده باشد، اما زیبایی بصری بهتنهایی به یک اثر هویت نمیدهد.
کلاته معتقد است هوش مصنوعی تجربه زیسته انسان را ندارد. نمیداند کدام جزئیات از یک شهر، خانواده، شغل یا دغدغه روزمره ارزش روایتشدن دارد و نمیتواند؛ مانند یک انسان تشخیص دهد یک شوخی در چه فرهنگی معنا پیدا میکند یا یک سکوت چه حسی را منتقل میکند.
همین جزئیات است که به یک محتوا هویت میدهد؛ چیزی که صرفاً با کنار هم قراردادن الگوهای پرتکرار ساخته نمیشود.
ایده را به هوش مصنوعی نسپاریم
ماجرا فقط تولید تصویر و ویدئو نیست. بسیاری از تولیدکنندگان محتوا امروز موضوع، سناریو، دیالوگ، شوخی و حتی پایانبندی را نیز به هوش مصنوعی میسپارند.
کلاته میگوید اگر پرسشها مشابه باشند و ابزار هم بر اساس الگوهای پرتکرار گذشته پاسخ دهد، طبیعی است که خروجیها نیز به یکدیگر نزدیک شوند. در نتیجه ممکن است با انبوهی از محتوا مواجه شویم که ظاهراً متفاوتاند، اما در عمق، همان ایدههای تکرارشونده را بازتولید میکنند.
ساختن با خلقکردن فرق دارد
از نگاه این کارشناس، خطر اصلی قالبهای تکراری فقط خسته کردن مخاطب نیست؛ بلکه این تصور است که «ساختن» همان «خلقکردن» است.
ساختن یک ویدئو در چند دقیقه، توانایی ارزشمندی است؛ اما خلقکردن یعنی داشتن زاویه دید، انتخابکردن، حذفکردن، ریسک پذیرفتن و مسئولیت داشتن در قبال چیزی که منتشر میکنیم.
هوش مصنوعی میتواند اجرای یک ایده را بسیار سریعتر کند، اما هنوز این انسان است که باید تصمیم بگیرد اصلاً چه ایدهای ارزش اجرا شدن دارد.
آینده متعلق به کسی است که بهتر فکر میکند
به باور امیرمحمد کلاته، در آینده تفاوت اصلی میان تولیدکنندگان محتوا نه در دسترسی به ابزارهای هوش مصنوعی، بلکه در کیفیت نگاه آنها خواهد بود.
انسان باید مسئله را پیدا کند، مخاطب را بشناسد، پیام را تعیین کند و درباره لحن، فرم و مرزهای کار تصمیم بگیرد. هوش مصنوعی میتواند یک همکار قدرتمند در این مسیر باشد، اما نباید جایگزین خلاقیت شود.
در نهایت، انتخاب، معنا و امضای اثر باید همچنان انسانی باقی بماند. در دورانی که ساختن محتوا آسانتر از همیشه شده، شاید مهمترین مهارت دیگر «چگونه ساختن» نباشد؛ بلکه دانستنِ این باشد که چه چیزی ارزش خلقکردن دارد.