ماموران پلیس که هفته‌ها سرگرم تحقیق روی پرونده یک گروگانگیری مرگبار بودند، در آخرین لحظه وقتی محل اختفای گروگانگیر را محاصره کردند، غافلگیر شدند.

همشهری آنلاین - حوادث:‌ اول شهریور ماه امسال، مرد طلافروشی نزد ماوران پلیس پایتخت رفت و خبر از ناپدید شدن ناگهانی همسرش به نام مارال داد. او می گفت که آخرین بار همسر ۲۵ ساله‌اش برای خرید از خانه بیرون رفته اما دیگر برنگشته است. به گفته این مرد، موبایل مارال خاموش بود و هیچ کس از سرنوشت او خبری نداشت.

تماس ۷۰ هزار یورویی

با ثبت اظهارات مرد طلافروش، ‌ پرونده‌ای تشکیل شد اما تنها ۲۴ ساعت بعد، داستان رنگ و بوی دیگری گرفت. شوهر مارال بار دیگر به پلیس مراجعه کرد و گفت همسرش را ربوده‌اند. او مدعی شد که از سوی فردی ناشناس پیام‌های صوتی در یکی از شبکه های اجتماعی دریافت کرده مبنی بر اینکه همسرش گروگان گرفته شده است. مرد طلافروش گفت: گروگانگیران مرا ‌تهدید کرده‌اند که اگر ۷۰ هزار یورو پرداخت نکنم، جان همسرم را می گیرند. آنها در پیام های بعدی مدعی شده‌اند که اگر پای پلیس به ماجرا باز شود، ‌همسرم را به قتل می رسانند.

قرار در پارک

آدم ربایان مهلت ۷۲ ساعته برای جور کردن ۷۲ هزار یورو به مرد طلافروش داده بودند. در ادامه ماموران آموزش های لازم را به مرد ۴۵ ساله دادند و از او خواستند تا به بهانه تحویل کیفی پر از یورو با گروگانگیران قرار بگذارد. به این ترتیب محل قرار از سوی گروگانگیران مشخص شد؛ پارکی در شمال شرق تهران. گروگانگیران از مرد طلافروش خواستند تا کیف یوروها را زیر درختی قرار دهد.

از سوی دیگر تیم‌های نامحسوس پلیس، پارک را تحت محاصره کامل درآوردند. شوهر مارال با آموزش‌های پلیس، ساک حاوی اسکناس‌های یورو را زیر درخت قرار داد و به نقطه امن برگشت. اما گروگان‌گیر در پارک حاضر نشد و دقایقی بعد، با ارسال پیامی هولناک، ضربه نهایی را به همسر مارال وارد کرد. او در این پیام نوشته بود: «چون پای پلیس را به ماجرا باز کردید، مارال را به قتل رساندیم و جسدش را سوزاندیم.»

ادعای قتل زن جوان و سوزاندن جسدش، پرونده را از یک آدم‌ربایی به جنایتی هولناک تبدیل کرد. در ادامه، تحقیقات پلیس به صورت شبانه‌روزی ادامه یافت تا ردی از عاملان این جنایت به دست آید.

۳۰ روز بعد؛ وقتی ورق برگشت

یک ماه از ماجرا گذشت و پلیس همچنان در حال بررسی بود تا اینکه موبایل مارال، روشن شد. بررسی‌ها نشان می‌داد که موبایل در یک شهر مرزی فعال شده است. در ادامه مشخص شد که از طریق این گوشی تراکنش‌های بانکی انجام شده است. فرضیه‌ای که مطرح شد این بود که احتمالا عاملان قتل مارال، به گمان اینکه آب ها از آسیاب افتاده و دیگر پلیس در تعقیبشان نیست، موبایل مارال را روشن کرده اند تا پول از حسابش برداشت و سپس از ایران فرارکنند.

این سرنخ، ماموران پلیس را به نقطه صفر مرزی کشاند. آنها تصور می‌کردند که به کمین قاتل یا قاتلان نشسته‌اند، اما آنچه با آن مواجه شدند، تمامی معادلات را به هم ریخت. درست در لحظه‌ای که نیروهای پلیس خانه‌ای را در شهر مرزی محاصره کرده و برای دستگیری عاملان گروگانگیری مرگبار آماده می‌شدند، زنی از خانه خارج شد؛ او کسی نبود جز مارال. او زنده و در کمال سلامت مشغول زندگی عادی خود بود.

فرار برنامه‌ریزی‌شده

مارال در مواجهه اول با پلیس، شوکه شد و داستانی تخیلی سرهم کرد. او ادعا کرد که سوار یک خودروی مسافرکش شده، راننده او را ربوده و در یک اتاق متروکه به همراه چند دختر دیگر نگهداری کرده اما او توانسته از پنجره فرار کند.

اظهارات او متناقض و عجیب بود و در ادامه مدارک و شواهدی به دست آمد که نشان می داد او با پرداخت پول به قاچاقچیان انسان قصد داشته ۸ ساعت بعد، به صورت غیرقانونی از کشور خارج شود.

مارال که می‌دید دستش رو شده، این بار حقیقت را به زبان آورد و گفت: یکی از دوستانم در انگلیس است و تصمیم داشتم برای تحصیل و ادامه زندگی به لندن بروم اما همسرم مخالف بود. حتی وقتی می‌خواستم پاسپورتم را تمدید کنم، همسرم در دفترخانه حاضر نشد و چون تصمیمم برای رفتن جدی بود و از طرفی پاسپورت نداشتم به سراغ قاچاقچیان انسان رفتم. آنها گفتند که با پاسپورت جعلی می توانند مرا از مرز رد کنند. از سوی دیگر برای این سفر نیاز به پول داشتم و برای همین تصمیم گرفتم مقداری پول از شوهرم بگیرم تا وقتی به اروپا می‌روم، همراهم باشد. این بود که سناریوی آدم ربایی را کشیدم تا همسرم را مجبور به پرداخت پول کنم اما وقتی متوجه شدم پلیس وارد ماجرا شده نقشه جنایت ساختگی را کارگردانی کردم تا از مرز خارج شوم و کسی ردی از من پیدا نکند. اما درست چند ساعت قبل از رفتن، ‌ موبایلم را روشن کردم تا حسابم را خالی کنم و همین باعث شد که نقشه‌ام نقش برآب شود. با اظهارات این زن، رسیدگی به این پرونده در دادسرا ادامه دارد.

برچسب‌ها