همشهری آنلاین_ فاطمه عسگری نیا: این موضوع در نشست شبکه ملی فعالان صنایع فرهنگی با حضور بیش از ۱۵انجمن و نمایندگی نزدیک به ۲هزار کسبوکار فرهنگی بررسی شد؛ نشستی که در آن فعالان این حوزه از گرههای زنجیره فرهنگ، از تولید و سرمایه تا توزیع، بازارسازی و صادرات گفتند.
قهرمانها از کجا میآیند؟
بررسی شخصیتهای محبوب کودکان و نوجوانان در سالهای ۱۳۹۴، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۴ نشان میدهد شخصیتهای خارجی همچنان حضور پررنگی در ذهن نسل جدید دارند و در این سالها تنها یک یا ۲شخصیت ایرانی توانستهاند به فهرست محبوبترینها راه پیدا کنند. در برخی پیمایشها حتی هر ۱۰شخصیت محبوب کودکان، خارجی و عمدتاً غربی بودهاند. این موضوع فقط درباره یککارتون یا بازی نیست. کودکان بخش قابلتوجهی از اوقات فراغت خود را با فیلم، انیمیشن، بازی، موسیقی، شبکههای اجتماعی و کتاب میگذرانند. شخصیت محبوب هم بعد از صفحه نمایش روی دفتر، کیف، لباس و اسباببازی ظاهر میشود و به بخشی از زندگی کودک راه پیدا میکند. به همین دلیل، محصول فرهنگی همزمان با سرگرمی، در شکلگیری سلیقه و الگوهای ذهنی کودک نقش دارد.
قهرمان فقط یک کاراکتر نیست
صنایع فرهنگی فقط اسباببازی و نوشتافزار نیستند. در این حوزه بیش از ۴۰صنعت از انیمیشن و بازی گرفته تا نشر، پوشاک، گردشگری، خدمات فرهنگی و محصولات جانبی قرار میگیرند. در کشورهای مختلف، همین زنجیره به بازارهای بزرگ اقتصادی تبدیل شده است. کرهجنوبی نمونهای از کشوری است که طی ۲دهه گذشته محصولات فرهنگی را به یکی از پایههای اقتصاد و قدرت فرهنگی خود تبدیل کرده است. آمریکا نیز سالهاست از شخصیتها و محصولات فرهنگی برای فروش کالاهای دیگر و حضور در بازارهای جهانی استفاده میکند. در ایران هم تجربههای موفقی در انیمیشن، اسباببازی و نوشتافزار شکل گرفته، اما بسیاری از این تجربهها هنوز به یک زنجیره کامل متصل نشدهاند؛ زنجیرهای که بتواند یک شخصیت را از ایده و داستان به انیمیشن، بازی، اسباببازی و کالاهای روزمره برساند.
۱۵ انجمن کنار یکدیگر
شبکه ملی فعالان صنایع فرهنگی با حضور بیش از ۱۵انجمن و نمایندگی نزدیک به ۲هزار کسبوکار شکل گرفته است؛ مجموعههایی از حوزه اسباببازی، انیمیشن، نوشتافزار، پوشاک و حجاب، محصولات آیینی، نشر کودک و فروشگاههای فرهنگی. مشکلات بسیاری از این حوزهها مشترک است: تأمین مالی، توزیع، دسترسی به بازار، صادرات، نبود آمار دقیق و کمبود زیرساخت. شبکه جدید قرار نیست جای انجمنهای تخصصی را بگیرد، بلکه قرار است مسائل مشترک آنها را پیگیری کند و برای ایجاد زیرساخت و مطالبهگری هماهنگتر وارد عمل شود. ایده اصلی این است که کسبوکارهایی که هرکدام بهتنهایی توان محدودی برای پیگیری مشکلات دارند، در مسائل مشترک یک صدای واحد داشته باشند و ارتباط مؤثرتری با نهادهای تصمیمگیر برقرار کنند.
سرمایهای که باید برگردد
تولید محصولات فرهنگی معمولاً به سرمایهگذاری زمانبر نیاز دارد و بازگشت سرمایه نیز همیشه سریع و قابل پیشبینی نیست. همین موضوع یکی از موانع ورود سرمایهگذاران به این حوزه است. در این نشست بر عبور از نگاه صرفاً یارانهای تأکید شد. کارشناسان معتقدند کمکهای مقطعی میتواند یکپروژه را پیش ببرد، اما برای شکلگیری یکصنعت پایدار کافی نیست. آنچه مورد نیاز است، چرخهای از سرمایهگذاری است که بتواند دوباره به تولید برگردد و امکان رشد کسبوکارهای موفق را فراهم کند. در این مدل سرمایهگذاری مردم، سرمایهگذاران خطرپذیر و حمایتهای هدفمند میتواند کنار هم قرار بگیرد. کسبوکار موفق نیز باید امکان عبور از مقیاس کوچک را داشته باشد و برای پروژههای پرریسک، بخشی از خطر میان سرمایهگذار و نهادهای حمایتی تقسیم شود.
محصول هست؛ دسترسی نیست
یکی دیگر از مشکلات صنایع فرهنگی فاصله میان تولیدکننده و مصرفکننده است. حتی محصول باکیفیت ایرانی اگر در دسترس خانوادهها نباشد، نمیتواند با نمونه خارجی رقابت کند. ایران حدود ۱۲۰۰ شهر و ۴۸۰شهرستان دارد، اما عرضه محصولات فرهنگی در بسیاری از موارد در چند شهر بزرگ متمرکز است. نمایشگاههایی مانند «ایراننوشت» نیز بیشتر در مقاطع خاص، بهویژه زمان آغاز سال تحصیلی برگزار میشوند.
درحالیکه اگر محصول ایرانی قرار است سهمی از بازار داشته باشد، باید در تمام طول سال و در شهرهای مختلف دیده شود. یکی از راههای پیشنهادی، توسعه فروشگاههای تخصصی و محتوایی است؛ فروشگاههایی که کتاب، اسباببازی، نوشتافزار، پوشاک و محصولات شخصیتمحور ایرانی را یکجا عرضه کنند.
قهرمان ایرانی؛ از صفحه تا بازار
یک شخصیت ایرانی برای ماندگارشدن فقط به یک انیمیشن موفق نیاز ندارد. باید داستان، بازی، اسباببازی، لباس، نوشتافزار و محصولات جانبی هم کنار آن شکل بگیرد تا شخصیت بتواند وارد زندگی روزمره کودک شود. از سوی دیگر، بازار هدف فقط داخل ایران نیست. کشورهای پیرامونی ایران درمجموع بازاری حدود ۶۰۰میلیون نفری را تشکیل میدهند؛ بازاری که اشتراکهای فرهنگی، تاریخی و زبانی میتواند فرصت مناسبی برای محصولات ایرانی ایجاد کند. انیمیشن، بازی، گردشگری و کالاهای شخصیتمحور ازجمله حوزههایی هستند که ظرفیت حضور در بازارهای منطقهای و حتی برخی بازارهای اروپایی و چین را دارند. اما برای این کار، صادرات پراکنده کافی نیست و باید بازارهای هدف، آمار، مخاطب و مسیرهای حضور بینالمللی بهصورت منسجم بررسی شود.
یک نکته
شبکه ملی فعالان صنایع فرهنگی هنوز در ابتدای راه است و قرار است در نخستین سال، شناخت دقیقتری از وضعیت این حوزه، نیازهای زیرساختی و بازارهای هدف ایجاد کند. اما مسئله اصلی فراتر از یک شبکه تازهتأسیس است: کودکان ایرانی در سالهای آینده با کدام قهرمان رؤیا خواهند ساخت؟ پاسخ این سؤال به این بستگی دارد که زنجیره فرهنگ، سرمایه، رسانه، تولید و بازار چقدر بتواند کنار هم قرار بگیرد.