ریشه این رفتار را باید در نوع نگاه آمریکا به نظم جهانی دید. یک نظم جهانی که نه بر پایه عدالت، نه بر پایه صلح پایدار و نه بر پایه اصول خود ملل متحد باشد.

همشهری آنلاین - گروه سیاسی: غلامعلی قاسمی استاد دانشکده حقوق دانشگاه قم در یادداشتی درباره تصمیم آمریکا به خروج از شورای حقوق بشر سازمان ملل پس از گزارش تاییدی کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل درباره حمله به میناب و لامرد، به همشهری آنلاین گفت:

تصمیم جدید آمریکا برای خروج از شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، اگرچه در واکنش به تصمیم شورا نسبت به شناسایی و محکومیت بمباران مناطق نظامی و جمعیت غیرنظامی در ایران صورت گرفته، اما ریشه این اقدام به نظر من به مسئله‌ای عمیق‌تر بازمی‌گردد؛ مسئله‌ای که در رفتار و رویه آمریکا تا حدی در گذشته وجود داشته، اما در دوره ریاست جمهوری فعلی ترامپ بسیار تشدید شده است.

این مسئله آن است که آمریکا اصولا نهادهای بین‌المللی، به ویژه نهادهایی را که جنبه نظارتی دارند و گزارش‌های آنها آثار جهانی بر افکار عمومی می‌گذارد، تحمل نمی‌کند؛ به‌خصوص زمانی که این نهادها ناچار می‌شوند خود آمریکا یا متحدانش را محکوم کنند.

آمریکایی‌ها در سال‌های گذشته چنین رویه‌ای داشته‌اند. در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ نیز آمریکا از سازوکارهای بین‌المللی مختلفی خارج شد؛ از جمله توافق پاریس درباره تغییرات اقلیمی و برخی نهادهای دیگر. امروز نیز همین رویکرد را نسبت به نهادهای حقوق بشری و قضایی بین‌المللی شاهد هستیم.

برای نمونه، دیوان بین‌المللی کیفری که یک دادگاه جهانی جدید است، زمانی که در حد تحقیقات درباره رفتار و عملیات رژیم صهیونیستی در غزه و مسئله کشتار جمعی و نسل‌کشی وارد شد و قرار شد نسبت به عملکرد نخست‌وزیر اسرائیل، نتانیاهو، بررسی‌هایی انجام شود، با واکنش آمریکا مواجه شد. آمریکا این دیوان را واقعا فشل کرده و بعضی قضات آن را تحریم کرده و رئیس جدید آن را نیز تحریم کرده است. یک قاضی ژاپنی نیز در این میان وجود دارد و اینها تا حدودی هم‌افق هستند، اما همین میزان را هم تحمل نمی‌کنند.

شورای حقوق بشر نیز همین وضعیت را دارد. این شورا نسبت به زمانی که کمیسیون حقوق بشر بود، ترکیب متفاوتی پیدا کرده و کشورهای مختلف آزادانه‌تر ممکن است در آن حرف بزنند. کمیسیون‌ها، محققان و گزارشگران این نهاد نیز در جریان جنگ چند بار آمریکا را محکوم کرده و گزارش‌هایی صادر کرده‌اند. بنابراین می‌بینیم که آمریکا امروز با جسارت از این شورا خارج می‌شود؛ یعنی می‌خواهد این شورا را از هرگونه کارایی و تاثیرگذاری دور کند.

ریشه این رفتار را باید در نوع نگاه آمریکا به نظم جهانی دید. یک نظم جهانی که نه بر پایه عدالت، نه بر پایه صلح پایدار و نه بر پایه اصول خود ملل متحد باشد. اهداف ملل متحد تامین صلح و امنیت، همکاری‌های جهانی و تشویق موازین حقوق بشر است، اما آمریکایی‌ها امروز حتی همین ساختارها و نهادها را نیز تحمل نمی‌کنند.

این رفتار در حالی است که جمهوری اسلامی ایران، علی رغم همه این رفتارهای ظالمانه، تجاوز و جنگ، همچنان از این ساختارها و نهادهای بین‌المللی و گفتمان بین‌الملل در حد امکان استفاده می‌کند و حرف خود را در این چارچوب‌ها می‌زند. دلیلش هم روشن است؛ بالاخره اینها یک زبان مشترک است.

اما امروز آمریکایی‌ها همین را هم دریغ می‌کنند و از کشورهای مستقل مثل ایران یا ملت‌هایی مثل فلسطین و دیگران جلوگیری می‌کنند. نتیجه این رفتار، پیامی به همه مردم جهان و افکار عمومی و همچنین به همه دولت‌های مستقل یا حتی دولت‌هایی که تا حدودی استقلال سیاسی دارند، این است که باید در مقابل این زیاده‌خواهی و زورگویی و رفتار به دور از قانون و حقوق بین‌الملل و به دور از ارزش‌های اخلاقی جهانی، در برابر آمریکایی‌ها بایستند و مقابله و افشاگری کنند.

ارزش کار جمهوری اسلامی ایران که استقامت کرده و در این مدت خودش را حفظ کرده و این جنگ را اداره کرده، یک ارزش و نقش رهبری دارد و می‌تواند الهام‌بخش جهان امروز باشد. در خود آمریکا نیز کسانی از نخبگان هستند که به رفتار ایران استناد می‌کنند. در اروپا و در همه جهان نیز چنین نگاه‌هایی وجود دارد. امیدواریم تلاش مشترک مردم ما، نظام ما و همه دولت‌های مستقل، در نهایت منجر به شکست این رویکرد آمریکایی‌ها شود.