به گزارش همشهری آنلاین، بریکس اکنون ۱۱ عضو دارد و علاوه بر کشورهای اولیه، ایران، مصر، اتیوپی، امارات و اندونزی نیز به ترکیب آن اضافه شدهاند. ۱۰ کشور نیز در قالب «شریک بریکس» با این گروه همکاری میکنند.
اهمیت اقتصادی بریکس بیش از هر چیز به اندازه بازار، منابع طبیعی و ظرفیت تولید اعضای آن بازمیگردد. بر اساس دادههای صندوق بینالمللی پول که در گزارشهای بریکس نیز مورد استناد قرار گرفته، سهم اعضای بریکس از اقتصاد جهان بر مبنای قدرت خرید در سال ۲۰۲۵ به حدود ۴۰.۷ درصد رسیده است؛ درحالیکه سهم گروه ۷ حدود ۲۸.۴ درصد بوده است. چین به تنهایی حدود ۱۹.۶ درصد و هند حدود ۸.۵ درصد از اقتصاد جهان بر مبنای قدرت خرید را در اختیار دارند.
اهمیت بریکس فقط به تولید ناخالص داخلی محدود نیست. تجارت کالا میان اعضای این گروه در دو دهه گذشته با سرعت زیادی افزایش یافته است. طبق گزارش آنکتاد، صادرات کالایی اعضای بریکس به جهان از حدود یک تریلیون دلار در سال ۲۰۰۳ به حدود ۶ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۴ رسیده و سهم آنها از صادرات جهانی از حدود ۱۲ درصد به نزدیک ۲۴ درصد افزایش یافته است. تجارت درون بریکس نیز از ۸۴ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۳ به حدود ۱.۲ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۴ رسیده است.
این روند نشان میدهد بریکس برای کشورهای عضو فقط یک باشگاه سیاسی نیست و میتواند به بازار بزرگتری برای کالا، انرژی، مواد خام، محصولات صنعتی و خدمات تبدیل شود. در همین چارچوب، اعضا در سالهای اخیر بر توسعه پرداختهای فرامرزی، استفاده بیشتر از ارزهای محلی و کاهش هزینه مبادلات تأکید کردهاند. در نشست اخیر دهلینو نیز موضوع اتصال و سازگاری نظامهای پرداخت و ارزهای دیجیتال بانکهای مرکزی مورد توجه قرار گرفت.
برای ایران، اهمیت بریکس بیش از همه در سه حوزه قابل بررسی است؛ تجارت، تأمین مالی و انرژی. عضویت ایران میتواند دسترسی به بازارهای بزرگ چین و هند و همچنین اقتصادهای نوظهور آفریقا و آسیا را تسهیل کند. علاوه بر این، توسعه مبادلات با ارزهای محلی میتواند بخشی از محدودیتهای ناشی از تحریمهای مالی را کاهش دهد؛ هرچند بریکس هنوز به یک نظام مالی یکپارچه و جایگزین شبکههای موجود جهانی تبدیل نشده است.
بانک توسعه جدید بریکس نیز مهمترین نهاد اقتصادی این گروه محسوب میشود و تاکنون نزدیک به ۴۳ میلیارد دلار پروژه را تأمین مالی کرده است. اعضا همچنین در بیانیههای خود بر افزایش تأمین مالی با ارزهای محلی و گسترش ظرفیت این بانک تأکید کردهاند.
با وجود این ظرفیتها، بریکس هنوز با یک چالش مهم روبهرو است: تفاوت منافع اعضا. اختلاف دیدگاه میان چین و هند، تفاوت سیاستهای اقتصادی اعضا و وابستگی شدید برخی کشورها به تجارت با غرب باعث شده بریکس فعلاً بیشتر یک چارچوب همکاری اقتصادی باشد تا یک اتحادیه اقتصادی یکپارچه. بنابراین، وزن واقعی بریکس در اقتصاد جهان در سالهای آینده بیش از آنکه به تعداد اعضا وابسته باشد، به توانایی آنها در تبدیل این ظرفیت بزرگ به تجارت، سرمایهگذاری و نظامهای مالی مشترک بستگی دارد.