به گزارش همشهری آنلاین، اهمیت گویش سبزواری فقط به تفاوت چند واژه با فارسی معیار محدود نمیشود. آنچه این گویش را به یک موضوع میراثی تبدیل کرده، پیوند آن با هویت مردم منطقه است؛ پیوندی که به گفته مسئولان میراث فرهنگی، در روند مستندسازی و ثبت ملی این گویش نیز مورد توجه قرار گرفته است.
جایگاه گویش سبزواری
گویش سبزواری علاوه بر سبزوار در استان خراسان رضوی در شهرستانهای جوین، جغتای، خوشاب، داورزن و ششتمد خراسان رضوی رواج دارد. سرپرست میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی سبزوار معتقد است یکی از ویژگیهای مهم گویش سبزواری، جایگاه آن در هویت مردم این منطقه است.
مجتبی کاویان به همشهری آنلاین، میگوید: «مردم سبزوار از صحبت کردن با گویش محلی خود ابایی ندارند و آن را بخشی از هویت خود میدانند و به آن افتخار میکنند. برای همین هم گویش سبزواری که از گویشهای قدیمی و اصیل منشعب از زبان فارسی است، در غرب خراسان همچنان شنیده میشود.»
او با بیان اینکه تغییر لحن و لهجه سبزواریها در مواجهه با افراد غیربومی، لزوماً به معنای کنار گذاشتن گویش نیست، به پذیرش گویش سبزواری از سوی جامعه محلی اشاره میکند و ادامه میدهد: «یکی از ارکان میراث ناملموس، پذیرش و تعلق جامعه محلی است؛ موضوعی که در ثبت پرونده گویش سبزواری هم با تحقیقات میدانی انجام شد و نشان داد که گویش محلی سبزواری همچنان بهعنوان بخشی از هویت اجتماعی سبزواریهاست. میراثی که مردم آن را متعلق به خود ندانند، حتی اگر ثبت ملی هم شود، شانسی برای انتقال به نسلهای بعد نخواهد داشت.»
ثبت ملی پایان راه نیست
ثبت یک گویش در فهرست میراث فرهنگی ناملموس، بهخودیخود به معنای تضمین بقای آن نیست. محل زندگی میراث ناملموس، مانند گویشها، زندگی روزمره مردم است.
کاویان با تأکید بر اینکه جوانان هم با گویش سبزواری صحبت میکنند، میگوید: «با گسترش فضای مجازی، استفاده از گویش سبزواری نهتنها از بین نرفته، بلکه تولید محتوای مرتبط با آن نیز افزایش یافته است. ساخت کلیپ، محتوای طنز، شعر و دیگر تولیدات فرهنگی به گویش محلی باعث شده این شیوه گفتار از فضای محدود خانواده و محله به شبکههای اجتماعی نیز راه پیدا کند. اگر یک گویش بتواند خود را با رسانههای جدید تطبیق دهد، امکان بیشتری برای حضور در زندگی نسل جوان خواهد داشت.»
اگر کودکان و نوجوانان فقط بتوانند سخنان پدربزرگها و مادربزرگهای خود را بفهمند، اما دیگر نتوانند با همان ساختار و واژهها صحبت کنند، گویش بهتدریج بخشی از ظرفیت زنده خود را از دست خواهد داد. در مقابل، اگر نسل جدید بتواند آن را در خانه، میان دوستان و حتی در فضای مجازی به کار ببرد، ثبت ملی میتواند پشتوانهای برای حفاظت از یک میراث زنده باشد.
همکاری نهادها برای حفاظت از میراث ناملموس
کاویان درباره وضعیت حفاظت از میراث ناملموس پس از ثبت ملی میگوید: «همانطور که ثبت یک بنای تاریخی، مسئولیت حفاظت از آن بنا را به دنبال دارد، ثبت یک عنصر میراث ناملموس نیز باید با اقدامهایی برای حفظ و تداوم آن همراه باشد. به همین منظور، "کمیته صیانت از میراث معنوی" وظیفه دارد با تسهیلگری و هماهنگی، زمینه تداوم و جاری بودن میراث ناملموس ثبتشده در میان مردم را فراهم کند. برای مثال، اگر یک خوراک یا آیین محلی ثبت ملی شده باشد، باید در جشنوارهها و رویدادهای فرهنگی مورد توجه قرار گیرد تا جایگاه خود را در جامعه حفظ کند. تا زمانی که مردم یک میراث را بخشی از هویت و مزیت فرهنگی خود بدانند، امکان تداوم آن بیشتر است.»
سرپرست میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی با بیان اینکه حفاظت از میراث ناملموس به همکاری چند دستگاه نیاز دارد، ادامه میدهد: «نقش آموزشوپرورش، رسانه ملی و دیگر دستگاههای فرهنگی و تبلیغاتی در این زمینه بسیار مهم است و حفظ میراث ناملموس فقط بر عهده میراث فرهنگی نیست. برای ماندگاری آیینها و سنتهای محلی میتوان از ظرفیت جشنوارهها، برنامههای فرهنگی و رویدادهای آیینی استفاده کرد تا این میراث همچنان در جامعه دیده و تجربه شود.»
کاویان در پایان با اشاره به اهمیت میراث ناملموس در تقویت هویت اجتماعی یادآور میشود: «این نکته را هم مدنظر داشته باشیم که میراث معنوی به جامعه احساس اصالت و ریشهداری میدهد و یکی از مؤلفههای مهم در تقویت "تابآوری فرهنگی" است.»