به گزارش همشهری آنلاین، انتشار ویدئوهای بارکشی این حیوانات در مسیر گوسفندسرا تا بارگاه سوم، بار دیگر بحثی قدیمی را به میان آورده است: دماوند تا کجا میتواند زیر فشار ورود گردشگران، کوهنوردان و فعالیتهای انسانی دوام بیاورد؟ یک سو، کارشناسان از آسیب به حیوانات، پوشش گیاهی و خاک و ضرورت ممنوعیت بارکشی با قاطر میگویند و سوی دیگر، بر این باورند که مسئله اصلی نه صرفاً حضور قاطرها، بلکه نبود نظام مشخص برای مدیریت تعداد گردشگران و نحوه استفاده از ظرفیتهای دماوند است.
انتشار این ویدئوها در شرایطی است که چندی پیش سازمان منابع طبیعی با توقف فعالیت تمامی معادن بالاتر از ارتفاع ۱۷۰۰ متر و ممنوعیت صدور مجوز معدن و حتی احداث راه دسترسی جدید در این ارتفاع، سختترین مانع پیشروی ثبت جهانی دماوند را کنار زد. حالا این پرسش مطرح میشود که استفاده از قاطر برای حمل بار برخی کوهنوردان در ارتفاعات دماوند میتواند مشکلاتی را در این مسیر جهانی ایجاد کند؟
حضور بیشتر از ظرفیت
مدیر انجمن دیدهبان کوهستان یکی از مهمترین پیامدهای استفاده از قاطر برای حمل بار را تسهیل دسترسی افراد به ارتفاعات و مناطق حساس کوهستان میداند و به همشهری میگوید: «این تسهیل در شرایطی رقم میخورد که هر منطقه ظرفیت مشخصی برای پذیرش گردشگر و کوهنورد دارد. برای مثال ظرفیت برد مسیر جنوبی دماوند از سوی کارشناسان ۳۰۰ نفر در روز برآورد شده، اما در روزهای تعطیل تابستان گاهی بیش از ۲ هزار نفر وارد منطقه میشوند. استفاده از قاطر موجب شده است افرادی که آمادگی جسمانی یا صلاحیت لازم برای صعود ندارند هم با اتکا به این حیوانات تا ارتفاعات بالا صعود کنند؛ موضوعی که هم خطراتی برای خود افراد ایجاد و هم فشار بیشتری بر محیطزیست وارد میکند.»
عباس محمدی که مربی فدراسیون کوهنوردی هم هست، توضیح میدهد که گاهی قاطرهایی با بار حدود ۱۰۰ کیلوگرمی، چند بار در روز مسیر ارتفاعات را طی میکنند و در مواردی خارج از ظرفیت تحملشان مورد استفاده قرار میگیرند که منجر به آسیبهای جسمی، زخمهای ناشی از پالان و بار سنگین و برخوردهای نامناسب با این حیوانات میشود.
او با بیان اینکه حضور قاطرها علاوه بر ایجاد فشار بر حیوانات، موجب تخریب پوشش گیاهی و فرسایش خاک میشود، میافزاید: «این حیوانات بخشی از غذای خود را از پوشش گیاهی کوهستان تأمین میکنند و رفتوآمد مکرر آنها به مراتع و مسیرها نیز آسیب میزند. مطالعات انجامشده در نقاط مختلف جهان نیز آثار مخرب حضور اسب، قاطر و دیگر حیوانات بارکش بر مراتع را تأیید کرده است.»
ورود قاطر برای حمل بار ممنوع شود!
مدیر انجمن دیدهبان کوهستان با تأکید بر جایگاه ویژه دماوند میگوید: «دماوند یک اثر طبیعی ملی و نمادی از هویت طبیعی و ملی ایران است و به همین دلیل باید قوانین حفاظتی سختگیرانهتری درباره آن اجرا شود. از این منظر، استفاده از قاطر برای حمل بار در دماوند باید بهطور کلی ممنوع شود.»
محمدی در ادامه به جاده منتهی به گوسفندسرا اشاره میکند. او معتقد است جادهای که تا ارتفاع حدود ۳۱۰۰ متری امتداد یافته، از مشکلات دیگر منطقه است.
او توضیح میدهد: «دسترسی خودروها به این ارتفاع و سپس انتقال افراد و بار با قاطر، موجب افزایش ورود افراد به کوهستان و گسترش نوعی کوهنوردی مکانیزه شده است؛ روندی که بدون کنترل میتواند به تخریب بیشتر دماوند منجر شود.»
این مربی کوهنوردی با تاکید بر اینکه آثار فرسایش شدید خاک در بخش جنوبی دماوند حتی از مسیر جاده هراز نیز قابل مشاهده است، ادامه میدهد: «مجموعه این عوامل، شامل ورود بیضابطه کوهنوردان، حضور بیش از ظرفیت دام و قاطر، تخریب پوشش گیاهی و افزایش خطر برای کوهنوردان، ضرورت برخورد جدی دستگاههای مسئول را نشان میدهد.»
حضور گردشگران مدیریت نمیشود
با اینکه مدیر انجمن دیدهبان کوهستان عنوان میکند ممنوعیت استفاده از حیوانات بارکش در دماوند میتواند در کاهش تخریب محیطزیست، جلوگیری از آسیب به حیوانات و کنترل ورود بیضابطه افراد به این کوهستان ارزشمند مؤثر باشد، یک راهنمای گردشگری و طبیعتگرد از نمونههای جهانی این مورد صحبت میکند.
علی شادلو به همشهری میگوید: «حمل بار در مناطق کوهستانی موضوعی رایج در بسیاری از نقاط جهان است و در برخی مناطق، بار توسط انسان و در برخی دیگر با استفاده از حیوانات انجام میشود. برای نمونه، در هیمالیا از حیواناتی مانند یاک برای حمل بار در ارتفاعات پایینتر استفاده میشود. بنابراین، مسئله اصلی، انجام یا انجام ندادن بارکشی با حیوانات نیست، بلکه کیفیت، حجم بار، تعداد دفعات حمل و همچنین زمان و فصل انجام آن اهمیت دارد.»
او مسئله اصلی دماوند را نبود قواعد مشخص برای مدیریت حضور گردشگران و فعالیتهای مرتبط با آنها در این منطقه میداند و میافزاید: «برای مثال، در ماههای مرداد و شهریور که فصل اوج سفر به دماوند است، قاعده و چارچوب قانونی مشخصی برای تعیین تعداد افرادی که میتوانند وارد منطقه شوند و میزان استفاده آنها از ظرفیتهای موجود وجود ندارد.»
شادلو ادامه میدهد: «در چنین شرایطی، اگر یک حیوان بتواند در طول هفته دفعات بیشتری بار حمل کند، طبیعتاً فشار بیشتری به آن وارد خواهد شد. در واقع، بسیاری از مسائل و آسیبهایی که امروز درباره دماوند مطرح میشود، از یک مسئله اساسی و مغفول در طبیعتگردی ایران یعنی مدیریت مقصد ناشی میشود.»
این مدرس گردشگری تأکید میکند: «دماوند، پارک جنگلی، پارک ملی یا هر مقصد دیگری که پذیرای گردشگر است، باید یک نظام مدیریتی مشخص و یکپارچه داشته باشد، اما در طبیعت ایران چنین ساختاری به شکل مطلوب وجود ندارد. در مورد دماوند نیز هر بخش در اختیار مجموعه یا مسئول متفاوتی است.»
او با بیان اینکه نبود نظام کنترل ورود جمعیت، ریشه بسیاری از مشکلات است، میگوید: «دغدغههایی که امروز درباره استفاده از حیوانات بارکش، حیوانآزاری و آسیبهای مشابه مطرح میشود، در نهایت به این پرسش بازمیگردد که چه تعداد گردشگر، بر اساس چه استانداردی و با چه قواعدی وارد دماوند میشوند.»
این طبیعتگرد یادآور میشود: «در شرایط فعلی، نهتنها حیوانات بارکش، بلکه خود سرزمین نیز از وضعیت موجود متضرر میشود. منابع آب و خاک منطقه نیز تحت تأثیر این شرایط قرار گرفتهاند و حتی برخی تنشها و درگیریها میان گردشگران، از جمله بر سر عکاسی، نشاندهنده پیامدهای نبود مدیریت مناسب در مقصد است.»
علی شادلو اضافه میکند: «بسیاری از مشکلاتی که امروز در مقاصد طبیعی کشور مشاهده میشود، از جمله فشار بر حیوانات بارکش، آسیب به منابع طبیعی و افزایش تنش میان گردشگران، به نبود ساختاری با عنوان سازمان مدیریت مقصد بازمیگردد؛ ساختاری که بتواند ورود گردشگران، نحوه استفاده از ظرفیتهای منطقه و میزان فشار بر طبیعت را بر اساس استانداردهای مشخص مدیریت و کنترل کند.»