به گزارش همشهری آنلاین، پروفسور، این لقب کسی است که در ایران از او فقط به عنوان یک مربی موفق یاد نمیشود، نام او گره خورده با موفقیت است، یادآور خاطرات عاشقان تیم ملی در جام جهانی ۲۰۰۶ و یادآور دوباره اوج گرفتن پرسپولیس پُرهوادار بعد از یک دهه ناکامی. انگار که فوتبال ایران بدهکار این هموطن اهل کرواسی است، مردی که اولین بار در ۴۷ سالگی به عنوان دستیار بلاژوییچ به ایران آمد و حالا در ۷۲ سالگی با عشق و احترام متقابل از ایران میگوید و توسط مردم ایران از او یاد میشود.
این گفتوگویی مفصل با کسی است که باید به او احترام گذاشت، گفتوگویی که در پایانش دوباره متوجه میشویم که نمیشود «برانکو ایوانکوویچ» را دوست نداشت:
*بهترین روز زندگیام، روز از دست دادن جام مقابل استقلال خوزستان بود
*هر روز به بازیکنان میگفتم پرسپولیس بزرگ است و نباید معمولی باشید
*میراث مهمی را برای یحیی و اوسمار و بقیه مربیان به جا گذاشتیم و به آن افتخار میکنیم
*مهمترین دستاوردم در فوتبال ایران صعود به جام جهانی ۲۰۰۶ بود
*میخواهم به ایران برگردم و برای هواداران پرسپولیس دست تکان دهم
*بارها گفتم که ایران وطن دوم من است و به این کشور عشق میورزم
*فوتبال ایران رو به پیشرفت است و جوانان خوبی دارد
*به شاگردانم که مربیان بزرگی شدهاند افتخار میکنم
*اگر به عقب برگردم باز هم ایران و پرسپولیس را انتخاب میکنم
*از دست دادن بخشی از فوتبال است و هواداران پرسپولیس این را درک میکنند
برانکو، ۲۵ سال قبل تو به عنوان دستیار بلاژوییچ به ایران آمدی، از تفاوت ۴۷ سالگی با ۷۲ سالگی بگو. اگر شانس برگشت به عقب را داشته باشی، همین مسیر را میآیی؟
(میخندد) اولین فرقش این است که من پیر شدم و البته الان مربی بسیار بهتری هم هستم. بله قطعا، من به تجربهای که در ایران داشتم افتخار میکنم، افتخار میکنم که توانستم مردم ایران را خوشحال کنم، با نتایجی که کسب کردیم، با فوتبالی که به نمایش میگذاشتیم و با صعود به جام جهانی. حتما همین مسیر را میآیم و دوباره مربی ایران میشوم.
تو موفقیتهای زیادی در ایران داشتی، با تیم ملی به جام جهانی رفتی و با پرسپولیس به فینال آسیا، اگر مجبور باشی یکی از این موفقیتها را به عنوان یک دستاورد برای خودت نگه داری، کدام یکی است؟
این سوال خیلی سختی است، نه تنها این دو موفقیت، بلکه تمام روزهایی که در ایران بودم برای من خاص بود. با مردم لذت بردم، مردمی که تیم ملی را حمایت میکردند، و هوادارانی که حامی پرسپولیس بودند، همه اینها بهترین لحظات زندگی من بوده است، اما اگر مجبور باشم انتخاب کنم، شاید صعود به جام جهانی شگفتانگیز بوده چراکه تمام مردم ایران خوشحال شدند و رفتن به جام جهانی آلمان را جشن گرفتند. اما از طرف دیگر صعود به فینال لیگ قهرمانان آسیا هم خیلی جذاب بود، مخصوصا که شرایط ما سخت بود و در واقع فیفا با بستن پنجره نقل و انتقالاتی ما را مجازات کرده بود. آن موقع با بازیکنان بسیار جوان از آکادمی باشگاه به فینال رفتیم و همین باعث شیرینی بیشتر صعودمان شده بود.
بسیاری از شاگردان شما در جام جهانی ۲۰۰۶، حالا مربی هستند، کار آنها را دنبال میکنید؟
اولا که خیلی خوشحالم که شاگردان سابقم حالا مربیان موفقی هستند. چراکه آنها تجربه خوبی در دوران بازیگری داشتند و میتوانند مربی خوبی هم باشند. این یک راه ساده برای ماندن در ورزش است که بعد از دوران بازیگری سراغ مربیگری بروی. خیلی خوشحالم و به آن ها افتخار میکنم، در مورد شخص خاصی نمی توانم نظر بدهم و برای همه آنها آرزوی موفقیت دارم.
بعد از سالهای طولانی که اینجا نیستید، مردم ایران هنوز با عشق و احترام از شما یاد میکنند، فکر میکنی این ارتباط زیبا بین شما و مردم ایران چطور به وجود آمده؟
من واقعا ارتباط بسیار بسیار خوبی با مردم ایران دارم. چون احترام زیادی برای مردم، هواداران، فرهنگ سنتها و نوع زندگی در ایران قائلم. بارها و بارها گفتهام که ایران وطن دوم من است. عاشق این کشورم و هربار که دوستانم به آنجا سفر میکنند شگفت زده میشوند. خیلی خوشحال هستند از اینکه ایران را میبینند. من خوشبختم که بخشی از زندگیام را در ایران گذراندم و عشقم به ایران و مردمش از اعماق قلبم میآید.
وقتی به ایران برگشتی، برای احیا تیم بزرگی که یک دهه در ناکامی غرق شده بود، خودت فکرش را میکردی چنین تغییراتی در پرسپولیس ایجاد کنی و فرهنگ برنده بودن را در این تیم جا بیاندازی؟
بله. قبل از آمدنم به ایران همه چیز را درمورد پرسپولیس میدانستم. بزرگترین باشگاه در آسیا با میلیونها هوادار که برای هر مربی باید حضور در این تیم افتخار باشد. با انرژی تمام و برای انجام یک پروژه بزرگ به ایران آمدم، با نهایت احترام به آقای طاهری که مدیرعامل آن وقت پرسپولیس بود و میخواستیم در کنار هم اتفاق مهمی را رقم بزنیم.
در زمان حضور من و بعد از آن پرسپولیس طی ۹ سال، ۷ جام لیگ برتری گرفت و این همان چیزی است که من را عمیقا خوشحال میکرد. با رفتنم از پرسپولیس، از تیم جدا شدم اما حتما کماکان نتایج پرسپولیس برایم مهم بود و آن را دنبال میکردم و بله شاهد تاثیر عمیقی که روی این تیم گذاشتیم بودم.
وقتی به عقب نگاه میکنم از اینکه تصمیم گرفتم بخشی از پرسپولیس باشم و به ایران بیایم خیلی خوشحالم. چه افتخاری بالاتر از اینکه من شانس این را داشتم بخش بزرگی از جمعیت ایران که هوادار پرسپولیس بودند را خوشحال کنم؟ مردمی که از اعماق قلبم به آنها علاقه دارم حالا خیلی خوشحال بودند، با نتایج ما با نمایش ما در زمین لبخند میزدند و این باعث غرور من و همکارانم بود. شاید زیباترین لحظات زندگی ورزشیام.
در فصل اولی که تیم را کاملا خودت بستی، در کورس قهرمانی با استقلال خوزستان به دلیل تفاضل گل کمتر موفق نشدی جام قهرمانی را به دست بیاوری. از آن روز و حال و هوای استادیوم بگو.
روز خاصی بود، ما جام را واگذار کردیم. قبل از آن به نفت تهران باخته بودیم و صدر جدول را از دست داده بودیم اما اینها مهم نیست، مهمتر از همهشکستها و پیروزیها اتفاقی بود که آن روز در استادیوم رقم خورد. طرفداران پرسپولیس درک فوتبالی بالایی دارند و به خوبی میدانستند که اشتباهات و از دست دادنها بخشی از فوتبال است.
ما جام را به دلیل تفاضل گل کمتر به استقلال خوزستان دادیم ولی شاید بهترین لحظه عمر من همان روز رقم خورد، همهی هواداران در آن شرایط سخت و درحالیکه جام را از دست رفته میدیدند، ایستادند و ما را تشویق کردند. از بازیکنان، از تمام اعضای تیم، از همهی ما به طرز شگفتانگیزی حمایت کردند و آن لحظه وصف نشدنی بود برای خودم و اعضای کادرفنی.
و بعد از آن بود که جامها پشت سر هم آمدند. لیگ، حذفی و صعود به فینال لیگ قهرمانان آسیا. بین جامهایی که در پرسپولیس گرفتی، کدام یک از همه برای شما ارزشمندتر بود؟
اولین جام. چرا؟ با اختلاف زیاد در صدر جدول بودیم و یادم میآید که تعطیلات نوروز بود و نتایج ما درخشان رقم میخورد. نمایش هجومی داشتیم و جذاب بازی میکردیم، فوتبال زیبا به همراه نتایج عالی، همان چیزی که هر مربی میخواهد و ما آن را تجربه میکردیم. پیروزی ۴ بر ۲ مقابل استقلال در همان فصل رقم خورد و باید بگویم آن مسابقه هم برای ما بسیار ویژه بود تا فصل را با موفقیت صد درصدی به پایان برسانیم. خلاصه بگویم در آن فصل همه داشتیم از کار کردن لذت میبردیم.
اما بعد از اینکه شما از ایران رفتی، قهرمانیها هنوز ادامه داشت، انگار که یک ساختار خوب در این تیم شکل گرفته بود.
بله، یکی از بهترین اتفاقاتی که رقم زدیم، این بود که بازیکنان از نظر روانی باور کردند که در یک تیم بسیار بزرگ با شخصیت برنده هستند. هر روز به آنها میگفتم که پرسپولیس بزرگترین باشگاه در آسیا است، به آنها میگفتم اینجا نباید معمولی بود، باید بجنگید برای به دست آوردن جامهای متعدد چون در یک باشگاه معمولی نیستید و باید به اندازه اسم پرسپولیس بزرگ باشید.
اینجا هر سال هدفی جز قهرمانی وجود ندارد و هر نتیجهای کمتر از این شکست تلقی میشود، باید برای لیگ بجنگید، برای جام حذفی، برای لیگ قهرمانان آسیا و در تمام آنها راهی جز مدعی بودن ندارید. اینها چیزهایی بود که همه باید باور میکردیم، البته برخی هم از نظر ذهنی آماده نبودند و خب راه حلهای خودمان را داشتیم. بعد از آن هم دیدم که همین ذهنیت در تیم یحیی وجود دارد، حتی در تیم اوسمار. شاید میراثی که از ما به جا ماند و به آن بسیار افتخار میکنم. البته که قرار نیست یک تیم همیشه قهرمان باشد اما چیزی که مهم است، ماندن در کورس و باور کردن بزرگی پرسپولیس است. ذهنیتی که همه را مجبور به احترام گذاشتن میکند و این واقعا عالی است.
به عنوان مربی باتجربه که در کشورهای مختلف حضور داشتی، همین حالا وضعیت فوتبال ایران را چطور میبینی؟
من فوتبال ایران را رو به پیشرفت میبینم، بازیکنان جوان زیادی معرفی شدند و مطمئنم به زودی میتوانند تیم ملی را به موفقیت زیادی برسانند. آنها نیاز به حمایت دارند و به نظرم روزهای خوبی در انتظار فوتبال ایران است چراکه آنجا پر از استعدادهای ناب است.
در سالهای اخیر هر وقت شایعه تغیرات روی نیمکت پرسپولیس مطرح شده، اسم برانکو وجود داشته و با استقبال هواداران هم همراه بوده، به برگشتن به ایران فکر میکنی؟ حتی برای یک خداحافظی باشکوه.
البته. قطعا میخواهم یکی از بازیهای پرسپولیس را انتخاب کنم و برای تماشای آن به ایران بیایم. میخواهم برای هواداران دست تکان دهم و یک خداحافظی با آنها داشته باشم. این چیزی است که دلم میخواهد به زودی انجامش دهم. الان هم از شما میخواهم سلام گرمم را به همه مردم ایران برسانید و به آنها بگویید برانکو چقدر دوستشان دارد.