علیرضا بیرانوند در جریان دیدار تراکتور و گلگهر با یک شروع سریع و پاس بلند، امیرحسین حسینزاده را در موقعیت گل قرار داد تا تأثیر مستقیمی روی نتیجه بازی داشته باشد. با وحود اعتراض بازیکنان گلگهر به شروع سریع بیرانوند و نحوه به ثمر رسیدن این گل اما پاس گل تماشایی علیرضا بیرانوند یکی از اتفاقات قابل توجه این مسابقه بود.
پس از این مسابقه گفتگویی با محسن سیدی که در سالهای ابتدایی فوتبال بیرانوند در نفت تهران با او کار کرده و در مقطعی نیز در پرسپولیس مربی این دروازهبان بوده، تا از او در خصوص عملکرد بیرانوند سوال کنیم. او در این گفتگو درباره شرایط بیرانوند در سالهای ابتدایی شروع کار خود صحبت کرد و تاکید داشت توانایی بازی با پا و ارسال پاسهای بلند از همان مقطع در این بازیکن وجود داشته است. او ضمن دفاع از تواناییهای فنی بیرانوند، درباره حواشی سالهای اخیر این دروازهبان و رقابت او با پیام نیازمند صحبت کرد
این گفتگو را در ادامه میخوانید:
* درباره پاس گل علیرضا بیرانوند در بازی با گلگهر صحبت کنید.
با توجه به اینکه ما مدتی طولانی به عنوان مربی و شاگرد کنار هم بودیم، به توانمندیهای بیرانوند واقف بودم. ایشان این حرکات را در شروع کار خود در نفت تهران هم انجام میداد و هم با دست و هم با پا، توپهایی را به مهاجمان میرساند و از این طریق هم خیلی زود خودش را به فوتبال ایران تحمیل کرد. پاسی که در بازی گلگهر داد هم یک پاس حسابشده بود و توپ کاملا برای آقای حسینزاده آماده شد. در مجموع بیرانوند در دهه فنی نشان داده از نظر فنی قابلیتهای مدرن دروازهبانی را دارد و همین هم باعث شد هم دروازهبان فیکس تیم ملی باشد و هم در تیمی که رفته است، تأثیرگذاری فنی خودش را نشان داده است. ما نمیتوانیم این موضوع را کتمان کنیم.
اما پاس گل در شرایطی ارسال شد که بازیکنان گلگهر در انتظار ضربه کرنر بودند. به نظر شما گل در شرایط عادلانه به ثمر رسید؟
به ندرت چنین اتفاقاتی رخ میدهد و در این بازی هم اگر توپ گل نمیشد، هیچ بحثی شکل نمیگرفت. با این حال ما نمیتوانیم بگوییم کسی مقصر بوده است. اینجا هوشمندی و توانایی بیرانوند بود که باعث شد او این موقعیت را تبدیل به ضدحمله کند. بازیکنان گلگهر نمیدانستند توپ کرنر است یا اوت و ساختار دفاعی این تیم آشفته بود و من نمیدانم داور چطور به سرعت این صحنه را با وی ای آر چک کرد و تشخیص داد که کرنر نیست اما به هر حال فوتبال همین است و زرنگبازیهای خاص خودش را دارد تا بتوانید نتیجه را به نفع خودتان کنید. در این صحنه هم علی بیرانوند را هوشمندانه تصمیم گرفت و سه امتیاز خوبی کسب کردند.
* بیرانوند از ابتدای فوتبال خود در نفت تهران ویژگیهای فعلیاش را داشت یا مرور پیشرفت کرد؟
به هر حال بیرانوند در نفت تهران شکل گرفت. متاسفانه در فوتبال ایران همه افراد در همه زمینههای مدیریتی، داوری، بازیکن و ... دیده میشوند اما مربیان این شرایط را ندارند. اگر یک تیم از نظر دوندگی و کارهای استقامتی و فیزیکی خوب است، قطعا مربی بدنساز خوبی دارد و جامعه فوتبال باید این را ببیند، اما متاسفانه در این زمینه به مربیان کملطفی میشود. من میتوانم محکم از خودم در نفت تهران دفاع کنم. بیرانوند استعداد نفت بسیار نابی بود اما مجموعه باشگاه نفت توانستند او را به فوتبال ایران صادر کنند تا تیم ملی ایران ده سال از او بهره ببرد. چه بسا اگر وارد حواشی نشود، میتواند تا بیش از ۴۰ سالگی دروازهبانی کند.
* فکر میکنید حاشیههایی که بیرانوند در سالهای اخیر با آن درگیر بوده، روی عملکرد او تاثیر گذاشته است؟
از نظر من این حاشیهها در عملکرد او تاثیر زیادی میگذاشت و حتی ناسزاهایی که در استادیوم به صورت خودجوش یا هماهنگشده علیه او داده میشد هم بسیار تأثیرگذار بود. تحمل این فشارها و حتی بیرون آمدن از این شرایط خیلی سخت است. من از طرفی میتوانم کاملا از علی بابت اینکه خودش را وارد این حواشی میکند انتقاد کنم و از طرفی هم تبریک بگویم که توانست این حواشی را کنترل کند و در همین مسیر قرار بگیرد. این یک کلاس آموزشی برای دروازهبانها و مخالفان حضور بیرانوند در تیم ملی است. من همیشه سعی کردهام بعد فنی و اخلاقی را کنار بگذارم و همچنان از نظر فنی پای علی بیرانوند ایستادهام و کاملا از او دفاع میکنم و قاطعانه میگویم فعلا او نامبر وان ایران است، اما حاشیههای او را قبول ندارم و همیشه هم به او گفتهام باید کسی را کنارت داشته باشی که حرفهایت را ابتدا به او بگویی و سپس به رسانه برسد. متاسفانه علی در این بخش خیلی ضعیف عمل کرد و همین موضوع هم محبوبت او را تحتالشعاع قرار داد. من در آکادمیها کار میکنم و گاها از بچهها میپرسم الگویت چه کسی است؟ پس از این حواشی، خیلیها دیگر از او به عنوان اسم نمیبرند، چون مسئله اخلاقی برای الگوها خیلی مهم است. من ده سال با علی کار کردهام اما الان با من هم ارتباطی ندارد و سال به سال هم زنگ نمیزند. من فکر میکنم یک ایراد بزرگ است که کسی گذشتهاش را فراموش کند و به خاطر رسیدن با هدفش، همه چیز را پاره کند. هدف یک فوتبالیست چیست؟ بازیکنانی مثل پائولو مالدینی بودند که در یک باشگاه محبوب شدند و همانجا فوتبال خود را کنار گذاشتند اما من در این رابطه خیلی از علی گلایه دارم و خودش هم این را میداند. دوست داشتم همینطور که از بعد فنی خودش را ارتقا میدهد، از نظر اخلاقی هم ارتقا میداد و برای خودش و خانوادهاش فشار الکی ایجاد نمیکرد. امیدوارم مصاحبه من را بخواهد و از این به بعد، قبل از تمام حرفهایش با یک نفر مشورت کند.
* برخی افراد معتقدند پیام نیازمند میتواند جای علیرضا بیرانوند را در ترکیب تیم ملی بگیرد.
من پیام را خیلی دوست دارم و دروازهبانهای دیگر، به خصوص جوانها، را هم رصد میکنم اما متاسفانه ما در ۱۰ سال اخیر پدیده آنچنانی ندیدیم، هر چند که آقای خلیفه و همچنین دروازهبان شمسآذر امیدوارکننده ظاهر شدهاند. با این حال واقعیت این است که در حال حاضر علی بیرانوند فعلا شماره یک است. البته اگر تمرینات او فقط تمرینات تیمی باشد و به صورت اختصاصی تمرین نکند، قطعا این موقعیت را از دست میدهد. من احساس میکنم او تا یک سقفی تمرین میکند، این را قبلا هم در دوره حضور او در پرسپولیس گفته بودم. من اعتقاد دارم باید تمرینات ویژهای انجام بدهد تا با افزایش سن، آمادگیاش حفظ شود. زمانی که در نفت تهران بودیم هم من به بیرانوند گفتم تو فرم بدنت طوری است که میتوانی تا ۴۲ سالگی هم گلری کنی، چراکه درصد چربی بدنش پایین است و سریع روی فرم میآید، اما این بدن نیاز به وزنه و عضله دارد. اگر بیرانوند این را کنترل نکند و وارد مسائل حاشیهای شود، عمر فوتبالش کمتر میشود.
* فکر میکنید پس از علیرضا بیرانوند، کدام دروازهبانها باید روی نیمکت تیم ملی حضور داشته باشند؟
من اعتقاد دارم باید بین دروازهبانهای تیم ملی یک فاصله سنی باشد و من نمیتوانم فاصله سنی ۳۵ تا ۳۱ را بپذیرم. طبیعتا مربیان از دروازهبان شماره یک نمیگذرند و همانطور که دیدید آقای کیروش، اسکوچیچ، قلعهنویی و ... همه از بیرانوند استفاده کردند و هیچ مربیای نمیتواند به سادگی از اسم بیرانوند بگذرد. بنابراین دروازهبانهایی که در کنار او قرار میگیرند باید اختلاف سنی حداقل ۱۰ ساله با او داشته باشند تا برای آینده آماده شوند و یک نیروی انسانی در دروازه داشته باشیم. این درس نیست که فاصله سنی دروازهبانهایمان نزدیک هم باشند؛ در حال حاضر پیام نیازمند و سید حسین حسینی فاصله سنی نزدیکی با بیرانوند دارند و این نسل دیگر از بین رفته است. البته این بازیکنان مقصر نیستند، چون با دروازهبانی به نام بیرانوند رقابت کردند. ما دهه قبل با آقای عابدزاده همین جریان را داشتیم و همه دروازهبانها به جز آقای غلامپور که ذخیره ایشان بود، از بین رفتند، چون آقای عابدزاده یک اسطوره بود و فوتبال ما در آن بخش به بازیکن دیگری نیاز نداشت در دوره قبلتر هم آقای حجازی بود. معمولا دروازه بان آنها همیشه شرایط را دارند و این کار را برای رقبا سخت میکند و من هم این را درک میکنم.
* درباره عملکرد پیام نیازمند در پرسپولیس چه نظری دارید؟
من احساس میکنم پیام همچنان با مدل بازی پرسپولیس سازگار نیست. ما تیپی از دروازهبانها را داریم که زمانی که بیشتر مورد حمله قرار میگیرند، عملکرد بسیار بهتری دارند و وقتی تحت فشار هستند، خودشان را بیشتر بروز میدهند اما در تیمهای بزرگتر و وقتی درصد حمله حریف کمتر است و تیمشان بیشتر صاحب توپ است، شرایطشان تغییر میکند. در چنین تیمهایی یک یا دو توپ روی دروازه میآید؛ برای مثال در همین دربی هم آنچنان توپی روی دروازه پرسپولیس نیامد اما از بین دو توپی که آمد، یکی از آنها گل شد. فلسفه و نوع تمرین و بازی در تیمهای بزرگ با سایر تیمها متفاوت است و دروازهبان هم باید خودش را با شرایط تیم تطبیق بدهد و تأثیرگذار ظاهر شود. برای مثال باز هم میتوانم از علیرضا بیرانوند نام ببرم؛ همانطور که دیدید او زمانی که به تراکتور رفت، این تیم قهرمان شد، تیمش مدام در کورس است و در جام باشگاههای آسیا هم عملکرد خوبی دارد و این نشان میدهد که دروازهبان یک تاثیرگذاری در تیمش دارد. این خیلی مهم است که ما این تاثیرگذاری را در یک بازیکن در تیمش ببینیم. من امیدوارم پیام سریعتر این تطبیقپذیری را پیدا کند، چون من او را هم از لحاظ شخصیتی و هم به عنوان یک دروازهبان مدرن دوست دارم. حتی خیلی افراد میگویند که پیام میتواند دروازهبان تیم ملی باشد، ولی این اتفاق رخ نداده چون او رقیب سرسختی به نام بیرانوند داشته است.
* در بازی با پا چطور؟ در دوره حضور در نفت تهران هم این ویژگی را در بیرانوند دیده بودید؟
در دهههای قبل، دروازهبانها جرات کار با پا یا بیلداپ نداشتند و حتی مربیان هم میگفتند زمانی که توپ را به عقب دادند، شما یک ضرب جلو بزنید. در واقع توانمندیهای یک دروازهبان را از او گرفته بودند که ریسک نکنند اما امروزه در بخش دروازهبانی تغییراتی در فوتبال به وجود آمده و الان این اجازه را به دروازهبان میدهند که بازیسازی کند و شروع بازی بسیار سریعی داشته باشید. اما همه اینها به ژن و توانمندی دروازهبان برمیگردد و علی بیرانوند این توانمندی را داشت. با این حال ما این آزادی عمل را در باشگاه نفت به او دادیم تا بتواند توانمندیهای خودش را در بازیها نشان بدهد. با این حال برخی دروازهبانها این توانمندی را هم ندارند و حتی اگر به آنها بگویید بازی با پا انجام بده اما نتواند. واقعیت این است که سطح فوتبال در همینجا مشخص میشود. امکان دارد اگر گلر دیگری این ضربه را میزد، آقای گروسیان توپ را میگرفت یا اصلا به مهاجم نمیرسید. در واقع بحث فیزیک هم در این مسئله دخیل است و بعد مسافت، تخمین زدن، نوع ضربه و ... هم استعدادی است که در هر بازیکن متفاوت است. در کل استعداد در علیرضا بیرانوند بود و ما در مجموع نفت تشخیص میدادیم که او یک دروازهبان ملی است و خوشبختانه او هم مسیرش را پیدا کرد.
* شما مدت زیادی است که از فوتبال دور هستید. در پایان درباره این موضوع هم صحبت کنید.
من از روزی که مربی تیم ملی نونهالان شدم، برای خودم هدفگذاری کردم تا رده به رده بالا بیایم اما متاسفانه در فوتبال ما به سادگی از خیلی از مربیان میگذرند. مربیان زیادی برای فوتبال زحمت کشیدهاند تا نیروهای انسانی خوبی در عرصههای ملی داشته باشیم. برای مثال آقای دوستیمهر در تیم ملی نونهالان با ستارههایی مثل مهدی طارمی، بیرانوند، جهانبخش، سعید عزتاللهی و ... کار کردهاند اما الان هیچ جایگاهی در پایههای فوتبال ایران ندارند. آیا ایشان نمیتواند مدیر فنی پایههای ایران باشد؟ هر سال مربیان پایهها تغییر میکند اما هیچوقت رزومه افراد در نظر گرفته نمیشود