یک کارگاه ۷۰۰ متری در تهران‌نو، حدود شش دهه پیش آغاز مسیری صنعتی شد که بعدها به مجموعه‌ای ۲۰ هزارمتری رسید. امروز همان روایت «ساختن» در فضایی دیگر و با زبانی تازه ادامه پیدا کرده است؛ این بار با هوش مصنوعی. این پیوند میان گذشته صنعتی و آینده فناوری، محور نخستین نشست «یک سده کارآفرینی در ایران» بود.

همشهری آنلاین -یکتا فراهانی: اگر یک کارگاه کوچک بتواند به یک مجموعه صنعتی بزرگ تبدیل شود، راز این رشد چیست و آیا می‌توان همان منطق را در عصر هوش مصنوعی تکرار کرد؟

«هشت روایت از ایران» تلاش کرده پاسخ این پرسش را از دل تجربه چند نسل از کارآفرینان و صنعتگران ایرانی بیرون بکشد؛ رویدادی که به یاد زنده‌یاد مهندس اکبر علیزاده‌راد، بنیان‌گذار شرکت صنعتی آما، برگزار شد و در آن تجربه صنعت قدیم در کنار نگاه نسل جدید به فناوری قرار گرفت.






روایت تبدیل یک کارگاه کوچک به یک صنعتی بزرگ

ماجرا از یک کارگاه ۷۰۰ متری در تهران‌نو آغاز شد؛ جایی که بعدها به مجموعه‌ای ۲۰ هزارمتری تبدیل شد. حالا در فضایی که پیش‌تر با صنعت گره‌خورده بود، صحبت از ساخت کسب‌وکارهای جدید بر پایه هوش مصنوعی است.

شاهرخ علیزاده، نایب‌رئیس هیئت‌مدیره شرکت صنعتی آما و نوه اکبر علیزاده‌راد، در این نشست از مسیر شکل‌گیری آما گفتند؛ شرکتی که از یک کارگاه ۷۰۰ متری آغاز کرد و در ادامه توسعه یافت.

اما داستان آما فقط داستان بزرگ‌شدن یک کارخانه نبود. یکی از نکات مطرح‌شده در نشست، نقش دانش فنی و مزیت‌هایی بود که به‌سادگی قابل‌تقلید نبودند.

فرزین فردیس، عضو هیئت‌رئیسه اتاق بازرگانی تهران، با اشاره به مفهوم «خندق کسب‌وکار» یا Moat توضیح داد که بخشی از مزیت آما در دانش فنی و فرمولاسیون تولید آن قرار داشت؛ دانشی که در دسترس همه نبود و به‌سادگی نمی‌شد آن را کپی کرد.



بیشتر بخوانید:

ارتباط خندق آما با هوش مصنوعی

در اقتصاد امروز، شرکت‌های فناوری می‌توانند ایده‌های یکدیگر را با سرعت زیادی تقلید کنند؛ بنابراین پرسش فقط این نیست که یک شرکت چه محصولی می‌سازد؛ مسئله مهم‌تر این است که چه چیزی دارد که دیگران نمی‌توانند به‌سادگی از آن عبور کنند؟

تجربه آما نشان می‌دهد بخشی از پاسخ می‌تواند در دانش، تجربه انباشته و نیروی انسانی متخصص باشد؛ موضوعی که برای شرکت‌های فعال در حوزه هوش مصنوعی نیز اهمیت دارد.


کارخانه هوش مصنوعی ایران قرار است چه چیزی بسازد؟

اکبر هاشمی، مدیرعامل کارخانه هوش مصنوعی ایران، در این نشست گفت هدف این مجموعه صرفاً اجرای پروژه‌های فناوری برای صنایع نیست.

به گفته او، نقطه شروع باید یک مسئله واقعی در صنعت باشد؛ مسئله‌ای که بتوان برای آن راه‌حل فناورانه پیدا کرد و سپس آن راه‌حل را به یک محصول یا کسب‌وکار مقیاس‌پذیر تبدیل کرد.

او همچنین بر همکاری میان صنایع، استارتاپ‌ها، شرکت‌های فناوری، سرمایه‌گذاران و دولت تأکید کرد و گفت هوش مصنوعی دیگر فقط یک فناوری نوظهور نیست، بلکه به یکی از عوامل تعیین‌کننده رقابت‌پذیری اقتصادها تبدیل شده است.

هاشمی درباره انگیزه خود برای فعالیت در این مسیر نیز گفت: من که فرزند یک کارگر هستم، می‌دانم که یک فرزند کارگر حق ندارد ناامید شود.



از یک نسل صنعتگر به نسل تازه فناوری

مسعود خوانساری، رئیس سابق اتاق بازرگانی تهران، در این نشست به نقش کارآفرینان و خانواده‌های صنعتی در تاریخ معاصر ایران پرداخت و بر اهمیت ظرفیت انسانی و اقتصادی کشور و ضرورت اصلاح سازوکارهای اقتصادی و حکمرانی تأکید کرد.

عباس علی‌مددی، مدیرعامل شرکت صنعتی آما، نیز از ویژگی‌های شخصیتی و نگاه دانش‌محور اکبر علیزاده‌راد گفت و جمله‌ای از او را یادآوری کرد: همه مشکلات می‌آیند تا به دست شما گشوده شوند.

در روایت‌های مطرح‌شده، ماندن و ادامه فعالیت صنعتی در ایران، توسعه دانش و توجه به نیروی انسانی از جمله موضوعاتی بود که درباره مسیر کاری علیزاده‌راد موردتأکید قرار گرفت.



مقایسه صنعت قدیم و هوش مصنوعی

شاید مهم‌ترین وجه این نشست، مقایسه مستقیم صنعت قدیم و هوش مصنوعی جدید نبود؛ بلکه پرسشی بود که هر دو نسل را به هم وصل می‌کند: چطور می‌توان چیزی ساخت که ماندگار باشد؟

آما این مسیر را با تولید، دانش فنی و توسعه صنعتی طی کرد. نسل جدید کسب‌وکارهای فناوری، همین مسئله را با داده، نرم‌افزار و هوش مصنوعی دنبال می‌کند.

از این زاویه، «هشت روایت از ایران» بیشتر از آنکه صرفاً بزرگداشت یک صنعتگر باشد، تلاشی برای کنار هم گذاشتن دو تصویر از «ساختن» در ایران بود؛ تصویری از صنعتی که از یک کارگاه کوچک آغاز شد و تصویری از آینده‌ای که قرار است از دل مسائل واقعی، کسب‌وکارهای فناورانه جدید شکل بگیرد.

«هشت روایت از ایران» نخستین نشست از مجموعه «یک سده کارآفرینی در ایران» بود؛ مجموعه‌ای که قرار است تجربه کارآفرینان و صنعتگران ایرانی را از زاویه‌ای فراتر از خاطره و بزرگداشت بازخوانی کند.