همشهری - یوسف نوری، وزیر اسبق آموزش و پرورش: گاهی در تاریخ یک کشور یک تصمیم در ظاهر عمرانی است، اما در باطن میتواند آغازگر یک تحول بزرگ اجتماعی باشد. به گمان من آغاز ساخت مجتمعهای بزرگ، آیندهمحور و چندمنظوره تربیتی-آموزشی در تهران از همین جنس است؛ اقدامی که با نگاه راهبردی شهردار تهران از یک پروژه مدرسهسازی فراتر رفته و به آغاز طراحی «مدارس تراز تمدن نوین اسلامی» تبدیل شده است.
بهعنوان وزیر اسبق آموزشوپرورش سالها از نزدیک با یکی از مسائل مزمن این دستگاه مواجه بودهام؛ آموزشوپرورش از یک سو باید مهمترین ماموریت کشور، یعنی تربیت نسل آینده و تراز انقلاب اسلامی را انجام دهد و از سوی دیگر بخش قابل توجهی از توان و منابع خود را صرف خرید زمین، ساخت مدرسه، تعمیر، نگهداشت، مقاومسازی و تأسیسات کند. ازاینرو ابتکار هوشمندانه و متعهدانه دکتر علیرضا زاکانی که شهرداری میخواهد آموزشوپرورش دغدغه ساخت و نگهداری فضای آموزشی نداشته باشد، برای من فقط یک وعده عمرانی نیست؛ یک تغییر مهم در حکمرانی آموزشوپرورش است.
پیوند مدرسه، شهرداری و خانواده
این اقدام از آن جهت اهمیت بیشتری دارد که شهرداری مدرسه را صرفاً یک ساختمان نمیبیند. مجتمعهای پیشبینیشده قرار است فضاهایی بزرگ، ایمن، هوشمند، دارای معماری هویتمند و متناسب با نیازهای آینده باشند؛ فضاهایی برای آموزش، آزمایشگاه، کارگاه، ورزش، هنر، فرهنگ و مهارت و درعینحال مرتبط با محله و جامعه پیرامونی؛ این یعنی مدرسه ازیک ساختمان آموزشی به یک زیستبوم تربیتی و اجتماعی تبدیل میشود.
این نگاه با تجربه برخی از موفقترین نظامهای آموزشی جهان نیز همخوانی دارد. در کشورهایی مانند فنلاند، سیاست آموزشی و برنامه درسی در سطح ملی تعیین میشود، اما بخش مهمی از مسئولیت ساخت، نگهداشت و اداره فضاهای آموزشی بر عهده مدیریتهای محلی است. در بسیاری از الگوهای شهر یادگیرنده نیز مدرسه بخشی از زیستبوم شهر است و میان مدرسه، شهرداری، خانواده و جامعه محلی پیوند برقرار میشود، بنابراین تفکیک حرفهای ماموریت تربیتی از مسئولیت زیرساختی، ایدهای بدیع و قابل دفاع در حکمرانی نوین تعلیم و تربیت است.
ترکیب تجربه جهانی با هویت ایرانی-اسلامی
اما آنچه میتواند این تجربه تهران را متمایز کند، ترکیب تجربه جهانی با هویت ایرانی-اسلامی است. مدرسه تراز تمدن نوین اسلامی نمیتواند فقط یک مدرسه هوشمند و مدرن باشد. هوشمندی بدون هویت، تمدن نمیسازد.
این مدرسه باید همزمان دانش، اخلاق، ایمان، هویت، مهارت، خلاقیت، کارآفرینی، هنر، ورزش، مسئولیت اجتماعی و روحیه خدمت را در دانشآموز پرورش دهد. معماری آن نیز باید همین پیام را منتقل کند: معماری ایرانی، اسلامی، زیبا، انسانی، اقلیمی و درعینحال آیندهنگر. نکته بسیار کلیدی این است که وزارت آموزشوپرورش باید از هماکنون برنامه محتوایی این مدارس را پیشبینی کند؛ نباید ابتدا ساختمان ساخته شود و سپس محتوای تربیتی-آموزشی برای آن طراحی کند. باید برعکس عمل کنیم؛ نخست انسان مطلوب آینده را تعریف کنیم، سپس شایستگیها و مهارتهای او را بشناسیم؛ آنگاه برنامه تربیتی، نقش معلم، فناوری و درنهایت معماری و تجهیزات مدرسه را طراحی کنیم. این همان جایی است که اقدام شهرداری تهران میتواند با آرمان تمدن نوین اسلامی پیوند بخورد.
تأکید رهبر شهید بر نقش آموزشوپرورش
رهبر شهید انقلاب حضرت آیتالله العظمی خامنهای (قدسالله نفسه الزکیه)، بارها بر جایگاه بیبدیل آموزشوپرورش در ساخت آینده کشور تأکید کردهاند و آن را دستگاهی زیربنایی دانستهاند. این نگاه باید امروز از سطح شعار به طراحی زیرساخت تبدیل شود. اگر آموزشوپرورش زیربنای کشور است، مدرسه نیز یکی از مهمترین زیرساختهای
تمدنسازی است. در پیام امسال رهبرانقلاب، حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای (مدظله العالی) نیز جملهای بسیار راهگشا آمده است: «آینده متعلق به امت اسلامی و تمدن نوین اسلامی است و هریک از ما میتوانیم به اندازه همت، ظرفیت و مسئولیت خود در تحقق این آینده و نزدیکترشدن به آن ایفای نقش کنیم.»
اگر آینده متعلق به امت اسلامی و تمدن نوین اسلامی است، این آینده را باید از امروز و از مدرسه ساخت. تمدن بیش از آنکه در ساختمانهای بزرگ، کارخانهها، دانشگاهها و فناوریهای پیشرفته ظهور کند، در انسان ساخته میشود و مدرسه مهمترین نهاد سازمانیافته برای ساختن انسان آینده است. از همین رو اقدام شهرداری تهران را باید با نگاه تحسینآمیز و امیدوارانه نگریست.
مدرسهسازی، ابزار عدالت
اینکه شهرداری در کنار دولت و آموزشوپرورش وارد میدان شده، برای تأمین زمین، ساخت، معماری و نگهداشت مدارس برنامهریزی کرده و حتی ظرفیتهای محله را در طراحی آنها دیده است، میتواند آغاز یک همکاری تاریخی میان مدیریت شهری و نظام تعلیموتربیت باشد. وجه اقتصادی این طرح نیز قابل توجه است. اگر مجتمعهای آموزشی بهگونهای طراحی شوند که در ساعات خارج از فعالیت آموزشی، ظرفیتهای ورزشی، فرهنگی، هنری، مهارتی و خدماتی آنها با ضوابط روشن بهعنوان «کانون تربیتی محله» در اختیار خانوادهها و جامعه قرار گیرد، بخشی از هزینههای نگهداشت میتواند از درون همین زیستبوم تأمین شود. در این صورت مدرسه از یک دارایی صرفاً هزینهزا به دارایی مولد اجتماعی تبدیل خواهد شد، البته بدون آنکه مأموریت تربیتی آن تحتالشعاع فعالیت اقتصادی قرار گیرد. از منظر عدالت (مبتنی بر توصیه امام شهید به هیأت دولت چهاردهم مبتنی بر پیوست عدالت در اجرای طرحها) نیز این اقدام بسیار ارزشمند است. اگر جانمایی مجتمعها براساس تراکم دانشآموزی، فرسودگی مدارس، کمبود سرانه آموزشی و محرومیت مناطق انجام شود، مدرسهسازی میتواند به ابزاری قدرتمند برای عدالت شهری و عدالت آموزشی تبدیل شود.
بازگرداندن مدرسه به قلب محله
از منظر امنیت و تابآوری نیز این مدارس میتوانند نقشی فراتر از آموزش داشته باشند. مدرسه مقاوم، هوشمند و مجهز میتواند در هنگام زلزله یا سایر بحرانها به یکی از مراکز امن محله تبدیل شود. بنابراین یک مجتمع آموزشی آیندهمحور میتواند همزمان بخشی از زیرساختهای آموزشی، فرهنگی، اجتماعی و حتی تابآوری شهری باشد. شاید مهمترین مزیت این طرح بازگرداندن مدرسه به قلب محله باشد. مدرسهای که صبح محل یادگیری کودک است، عصر محل فعالیتهای تربیتی، ورزش نوجوانان، محل فعالیت فرهنگی خانوادهها، مرکز مهارتآموزی جوانان و در زمان بحران، پناهگاه امن مردم محله است، دیگر یک ساختمان منفرد نیست، بلکه به یک نهاد زنده اجتماعی تبدیل شده است. دکتر زاکانی، پزشک این بار در مقام شهردار، بهجای درمان یک بیمار بهسراغ یکی از مسائل مزمن شهر و آموزش کشور رفته است، فرسودگی وکمبود زیرساختهای تربیتی. ارزش اقدام زمانی بیشتر میشود که نتیجه آن، پیشگیری از مشکلات آینده و ساختن محیط سالمتر برای رشد نسل آینده باشد.
آغاز نهضت ساخت مدارس تراز
در پایان، به باور من اکنون باید یک گام بسیار مهم دیگر برداشته شود: این ١٠مجتمع نخست صرفاً «پروژههای ساختمانی» تلقی نشوند، بلکه به «آزمایشگاههای مدرسه تراز تمدن نوین اسلامی» تبدیل شوند. پیشنهاد مشخص من این است که با مشارکت شهرداری تهران، وزارت آموزشوپرورش، شورایعالی انقلاب فرهنگی، دانشگاهها و نخبگان تعلیموتربیت، برای هریک از این ١٠مجتمع یک «سند مدرسه تراز سند تحول بنیادین» و «یک سند ویژه» تدوین شود؛ سندی که بیش از تکمیل ساختمان، ۵ چیز را دقیقاً مشخص کند: انسان مطلوب، برنامه تربیتی، الگوی معماری، مدل حکمرانی و مدل اقتصادی مدرسه. سپس عملکرد این ١٠مجتمع طی چند سال بهصورت علمی ارزیابی و بهترین تجربهها برای ٨٠مجتمع و پس از آن ٢٥٠مجتمع توسعه داده شود. این کار میتواند تهران را از «سازنده مدرسه» به طراح الگوی مدرسه آینده ایران تبدیل کند.
به باور من اگر چنین اتفاقی رخ دهد، خشتگذاری ٣١مرداد ۱۴۰۵ را سالها بعد نه صرفاً بهعنوان آغاز ساخت چند مدرسه، بلکه بهعنوان آغاز نهضت ساخت مدارس تراز تمدن نوین اسلامی به یاد خواهیم آورد.
تاریخ انتشار: ۹ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۷:۴۵
یوسف نوری، وزیر اسبق آموزش و پرورش در یادداشتی، از اقدامات شهرداری تهران در ساخت مجتمعهای آموزشی تقدیر کرده است. متن یادداشت به این شرح است:
منبع: روزنامه همشهری