همشهری آنلاین-زهرا رفیعی: یوزپلنگ آسیایی در ایران در نقطهای ایستاده که حفاظت از زیستگاه دیگر به تنهایی برای تضمین بقای آن کافی نیست. جمعیتی کمتر از ۳۰ فرد، تنوع ژنتیکی محدود و دشواری تولیدمثل، ضرورت حرکت همزمان در دو مسیر را پررنگ کرده است: حفاظت جدیتر از یوزهای باقیمانده در طبیعت و توسعه برنامههای برونزیستگاهی؛ برنامههایی که قرار نیست جای طبیعت را بگیرند، بلکه باید فرصتی برای حفظ ذخیره ژنتیکی و بازگرداندن یوز به زیستگاه فراهم کنند.
علی شمس، مدیر سایت تکثیر یوز در اسارت ذخیرهگاه توران، در نشست تخصصی «روز ملی یوزپلنگ ایرانی؛ اقدامات و چالشها» با تشریح وضعیت یوزپلنگ در جهان و ایران، بر ضرورت حرکت همزمان در دو مسیر حفاظت از زیستگاه و توسعه برنامههای برونزیستگاهی تأکید کرد. به گفته او، با رسیدن جمعیت یوز آسیایی به کمتر از ۳۰ فرد و کاهش شدید تنوع ژنتیکی، حفاظت در طبیعت بهتنهایی برای تضمین بقای این گونه کافی نیست؛ هرچند تمام برنامههای تکثیر در اسارت در نهایت باید با هدف بازگشت یوز به زیستگاههای طبیعی دنبال شوند.
علی شمس گفت: زیرگونه یوزپلنگ آفریقایی به مانند یوزهای آسیایی شرایط مطلوبی ندارد، این گونه بیش از ۹۰ درصد زیستگاه تاریخی خود را از دست داده و جمعیت آن به کمتر از ۶۵۰۰ فرد رسیده است؛ بخش عمده این جمعیت نیز در شرق و جنوب آفریقا متمرکز است.
او با اشاره به مطالعات ژنتیکی جدید درباره بقایای چند یوزپلنگ کشفشده در غاری در عربستان سعودی گفت: نتایج این مطالعات که سال گذشته منتشر شد، نکته امیدوارکنندهای را نشان میدهد. بقایای یوزهایی که متعلق به دورههای تاریخی مختلف بودهاند، نشان دادهاند یوزهای شبهجزیره عربستان از نظر ژنتیکی به گروه یوزهای شمالشرقی تعلق داشتهاند. این یافته همچنین نشان میدهد جدایی جغرافیایی زیرگونهها به شکل امروزی، پدیدهای جدید نیست و یوزها در طول هزاران سال، در جریان جابهجایی جمعیت از آسیا به آفریقا تغییر جریان ژنتیکی داشتهاند و اگر بخواهیم روزگاری از بیرون از سرزمین یوز منتقل کنیم، یوزپلنگهای شمال غرب و شرق آفریقا به یوزهای آسیایی نزدیکی ژنتیکی دارند.
از ۴۰۰ تا ۲۷ فرد
مدیر سایت تکثیر یوز در اسارت در ادامه به روند تغییر جمعیت یوز آسیایی در ایران پرداخت. بر اساس منابع و مطالعاتی که از دهه ۱۹۷۰ تاکنون انجام شده، جمعیت یوز آسیایی در دهه ۱۹۷۰ حدود ۴۰۰ فرد برآورد میشد. بخشی از دادههای پیش از آغاز پروژه حفاظت از یوز در دهه ۱۳۸۰، بر پایه مرور منابع و مصاحبه بوده و نمیتوان همه آنها را با دقت دادههای مطالعات جدید مقایسه کرد. با این حال، نمودار روند جمعیت که در ارائه نمایش داده شد، یک مسیر کلی را نشان میدهد: جمعیت یوز در طول این سالها عمدتا روندی کاهشی داشته است. حتی پس از آغاز پروژه حفاظت در سال ۲۰۰۲، اگرچه در مقطعی کوتاه نشانههایی از افزایش جمعیت دیده شد، در مجموع روند بلندمدت همچنان کاهشی بوده است.
علی شمس با اشاره به اینکه جمعیت فعلی یوز آسیایی در ایران به کمتر از ۳۰ فرد رسیده است، وضعیت را از نظر علمی و اکولوژیک امیدوارکننده ندانست ولی به تجربه گونههای دیگر در جهان اشاره کرد که در شرایط جمعیتی بسیار بحرانی نیز با اجرای برنامههای حمایتی توانستهاند برای بقای جمعیت زمان ایجاد کنند.
به گفته او، دوام یک جمعیت کوچک تنها به تعداد افراد وابسته نیست و عوامل متعددی از جمله وضعیت ژنتیکی افراد باقیمانده اهمیت دارد. حتی اضافه شدن تعداد محدودی فرد دارای ژنهای متفاوت میتواند در بلندمدت بر بقای یک جمعیت اثر بگذارد. یعنی همان یک فرد یوز باقیمانده در یزد که از دست رفت میتوانست در تنوع ژنتیکی چنین جمعیت کوچکی، مهم باشد.
چرا برونزیستگاهی
شمس یکی از دلایل توجه به پروژههای برونزیستگاهی یا ex-situ را همین وضعیت بحرانی جمعیت دانست. به گفته او، در جهان زمانی که یک گونه با تهدید جدی ژنتیکی و کاهش شدید تنوع ژنتیکی مواجه میشود، برنامههای تکثیر و حفاظت برونزیستگاهی بهعنوان یکی از ابزارهای مکمل حفاظت وارد عمل میشوند.
پروژههای تکثیر در اسارت به هیچ عنوان جایگزین حفاظت در طبیعت نیستند. هدف نهایی این پروژهها باید بازگشت جمعیت به زیستگاه طبیعی باشد و اگر زیستگاه از بین برود، حتی موفقیت در تکثیر در اسارت نیز نمیتواند مسئله بقای گونه را حل کند.
مدیر سایت تکثیر یوز در اسارت گفت: یوزپلنگ آسیایی دستکم یک دهه تا ۱۵ سال است که در شرایطی قرار گرفته که ضرورت توجه جدیتر به چنین برنامههایی را ایجاد کرده است. هدف اصلی، جلوگیری از انقراض و حفظ ذخیره ژنتیکی گونه است. حدود ۱۰۰ مرکز تکثیر در اسارت در دنیا برای یوز وجود دارد و مجموعا ۲۰ درصد موفقیت داشتهاند.
از IVF تا شبیهسازی یوزپلنگ
مدیر سایت تکثیر یوز در اسارت درباره تلاشهای انجامشده برای تولیدمثل مصنوعی نیز توضیح داد: یوزپلنگ از نظر تولیدمثل گونه پیچیدهای است و در شرایط اسارت جفتگیری آن بهسادگی انجام نمیشود. روشهای آزمایشگاهی در کشورهای مختلف مورد آزمایش قرار گرفتهاند و موفقیت در آن کمتر از ۱۰ درصد بوده است. پیچیدگیهای فیزیولوژیک تولیدمثل یوز، دستیابی به موفقیت پایدار را دشوار میکند. البته نمیتوان این فناوریها را کنار گذاشت؛ زیرا فناوریهای تولیدمثل در حال پیشرفت هستند و پروژههای جدیدی نیز در آفریقای جنوبی در حال انجام است که میتواند در آینده نتایج قابل توجهی داشته باشد. روش IVF هم فقط یکبار در آفریقای جنوبی موفق بوده استو کلونی گربههای کوچک انجام شده و برای یوزپلنگ هم ستفاده شده است. ولی خروجی قابل اتکا نداشته است. اگر در آینده ناچار به استفاده از افراد دیگر برای تقویت تنوع ژنتیکی جمعیت یوز آسیایی شویم (Interbreeding)، باید توجه داشت که این کار صرفا به انتقال چند فرد محدود نمیشود و پیامدهای ژنتیکی و اکولوژیک آن باید بهدقت بررسی شود. یعنی خیلی از صفات گونهها را ازدست خواهیم داد و سازگاری گونه جدید در مناطق جدیدی به سختی بدست میآید. در دنیا برای آمیزش نژادی از روش فراجمعیت استفاده میشود و حیوان برای چند نسل در زیستگاه رها نمیشود. این پروژهای است که با توجه به شرایط کنونی یوزها باید در چند سال آینده به آن روی آورد ولی بعد از آن چیزی به نام یوز آسیایی دیگر وجود نخواهد داشت.
یکی از دادههای مهمی که شمس در ارائه خود مطرح کرد، مربوط به موفقیت تولیدمثل یوز در طبیعت بود او گفت: بر اساس دادههای ارائهشده از مطالعات انجامشده در آفریقا، حدود ۹۵ درصد مادههای یوز در طبیعت جفتگیری موفق ندارند. این عدد نشان میدهد حتی در شرایط طبیعی نیز تولیدمثل یوز فرایندی بسیار دشوار است. در ایران برعکس است و همه یوزهای ما قابلیت زادآوری دارند. اما مشکل به بلوغ رسیدن تولههاست. در سرنگیتی آفریقا تولهها تا حدود ۳۵ درصد امکان رسیدن به بلوغ دارند و حدود ۶۵ درصد آنها پیش از ۱۴ ماهگی از بین میروند.
شمس با اشاره به شرایط ایران گفت: این عدد در ایران ۵۰ درصد است. تعارضات انسانی ما کمتر از آفریقاست ولی آنها تعارضاتی مثل شیر و کفتار راهراه را دارند. بنابراین اگر بتوان شرایط ایران را برای زادآوری طبیعی فراهم کرد بخشی از عوامل مرگومیر را میتوان کاهش داد.
او برای نشان دادن اهمیت مدیریت دقیق جمعیت، به یکی از پروژههای حفاظتی در آفریقای جنوبی اشاره کرد؛ پروژهای که در آن یوزها در عرصههای وسیع و در شرایط نزدیک به طبیعت نگهداری شدند و با استفاده از فنس الکتریکی، حضور برخی گونههای رقیب و شکارچیان کنترل شد. اجرای این پروژه در یک بازه حدود ۱۰ ساله باعث شد جمعیت یوز بیش از ۲برابر شود. آنها با رویکرد فراجمعیت، با فنسهای الکترونیکی تعارضاتی مثل پلنگ و شیر و... را حذف کردند و موفقیت بدست آوردند.
درسهای یک پروژه پیچیده در هند
شمس در ادامه به پروژه انتقال یوز به هند اشاره کرد؛ پروژهای که از سال ۲۰۲۲ آغاز شد و در آن یوزها از جنوب آفریقا به هند منتقل شدند. او گفت: در این پروژه ۲۰ یوز بیش از ۱۰ هزار کیلومتر از آفریقا به هند منتقل شدند. یوزهایی که دورترین گونه به یوزآسیایی بودند و از نظر تکاملی و زیستگاهی، تفاوت قابل توجهی میان مبدأ و مقصد وجود داشت. با وجود پیچیدگیهای فراوان جمعیت یوزهای این پروژه در فاصله سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۶ بیش از دو برابر شد. البته پروژه در آغاز با تلفات نیز مواجه شد. پس از رهاسازی اولیه، ۱۱ فرد به دلیل بیماری عفونی ناشی از عدم تطابق با زیستگاه تلف شدند. آنها با این وجود ۹ قلاده یوز دیگر از بوتسوانا به پروژه اضافه کردند. در ادامه، بهجای کنار گذاشتن پروژه، مدیریت آن تغییر کرد و بخشی از یوزها برای ادامه مراقبت به اسارت بازگردانده شدند. سپس روند رهاسازی دوباره دنبال شد. این تجربه نشان میدهد پروژههای حفاظت و بازگردانی گونهها ممکن است در مراحل ابتدایی با شکستها و تلفات مواجه شوند، اما ارزیابی و اصلاح مداوم میتواند به ادامه مسیر کمک کند.
تغییرات اخیر سایت تکثیر یوز ایران
شمس در ادامه به تجربه سایت تکثیر یوز در سمنان پرداخت؛ پروژهای که از سال ۱۳۹۹ شکل جدیتری به خود گرفت. در آن زمان یوزهای پردیسان، از جمله کوشکی، دلبر و ایران، به سایت سمنان منتقل شدند. سایت در آن زمان از نظر زیرساختی شرایط مطلوبی نداشت و نیازمند اصلاح و توسعه بود.
در ادامه، با انجام مشاورههای تخصصی و اصلاح بخشی از زیرساختها، تلاش برای جفتگیری یوزها آغاز شد. در زمستان ۱۴۰۰، ایران و فیروز (نری که از طبیعت زندهگیری شد) با یکدیگر جفتگیری کردند وو نتیجه آن به دنیا آمدن سه توله بود که همه آنها تلف شدند. اما این تجربه به مسئولان سایت نشان داد که تکثیر در اسارت دامداری نیست و شرایط تولیدمثل یوز بسیار پیچیدهتر از صرفا کنار هم قرار دادن یک نر و ماده است.
به گفته شمس که حدود دو سال است به این پروژه پیوسته است گفت: برای موفقیت در تولیدمثل باید مجموعهای از عوامل از آمادهسازی ماده و شرایط محیطی گرفته تا تغذیه، رفتار، مدیریت جایگاه و شرایط نگهداری فراهم باشد. همین تجربه باعث شد در سال ۱۴۰۳ طرحی برای بهسازی سایت تدوین شود. در این طرح، مساحت سایت از کمتر از یک هکتار به حدود ۱۲ هکتار افزایش یافت. برای ورزش و دویدن یوزها فضاهای مشخص در نظر گرفته شد، جایگاه ویژهای برای جفتگیری ایجاد شد و جایگاه مادهها نیز از یکدیگر فاصله گرفت. در کنار اصلاح فیزیکی سایت، ساختار مدیریتی جدیدی برای نظافت، تغذیه، پایش و ارزیابی مستمر یوزها طراحی شد. وضعیت یوزها نیز بهصورت ماهانه از نظر تغذیه، رفتار و تغییرات فیزیکی بررسی میشود و با مشورت دامپزشکان، برنامه تغذیه و نگهداری آنها اصلاح میشود. برای طراحی سیستم جدید نیز از مشورت چند متخصص بینالمللی استفاده شده است. برای افزایش امنیت سایت، فنس الکتریکی در مجموعه ایجاد شده است تا از ورود حیوانات دیگر جلوگیری کند و در صورت ورود انسان نیز سیستم هشدار فعال شود.
علی شمس اعلام کرد: بهسازی جایگاه نرها نیز در دست اجراست و با تأمین بودجه، اجرای این بخش در سال جاری دنبال میشود. هدف این است که در زمستان امسال، سایت به استانداردی نزدیک به برخی سایتهای موفق دنیا برسد.
آخرین وضعیت یوزهای موجود در اسارت
مدیر سایت تکثیر اسارت درباره یوزها این سایت توضیح داد: شرایط سنی و فیزیولوژیک یوزها، یکی از عواملی است که نتیجه پروژه را از کنترل مستقیم مدیران خارج میکند. برای نمونه، «دلبر» اکنون بیش از ۱۶ سال سن دارد و از پیرترین یوزهای جهان محسوب میشود، اما با برنامههای تغذیه، نگهداری و مراقبتی تلاش شده سلامت و رفاه او حفظ شود. «ایران» نیز که چند سال پیش به مجموعه اضافه شده، به دلیل سن و شرایط فیزیولوژیک احتمالا دیگر توان باروری ندارد، اما همچنان برنامه اصلی حفظ سلامت و رفاه اوست.
آذر و توران حدود ۳.۵ سال سن دارند و از حدود ۱۸ روزگی در سال ۱۴۰۱ در شرایط اسارت نگهداری شدهاند شمس گفت: این یوزها امسال رفتارهای نسبتا فحلی از خود نشان دادند. یوزهای در اسارت در ۳.۵ تا ۴ سال وارد فرایند جفتگیری میشوند و امیدواریم در زمستان امسال اتفاقات خوبی بیفتد. جالب اینجاست که آذر کاملا اهلی است ولی توران کاملا وحشی یعنی دو رفتار کاملا متفاوت دارند. ابریشم نیز ۳ سال کامل دارند که در ۹ ماهگی به سایت اضافه شد. این یوز کاملا وحشی است و حتی میتواند قوچ و میش بزرگ شکار کند.
شمس در بخش پایانی ارائه، گزارشی از تلاشهای انجامشده برای جفتگیری در سال گذشته ارائه کرد. به گفته او، ۱۸۰ روز برای جفتگیری یوزها در سال گذشته تلاش شد. در ۷۶ روز، فیروز در دالان عشق قرار گرفت و علامت گذاری کرد و در صورت مشاهده رفتار پذیرش در ماده، امکان معرفی آنها به یکدیگر فراهم میشود. در این دوره، برای آذر ۶ بار و برای ابریشم ۳ بار فرایند معرفی انجام شد. در نهایت، از میان این تلاشها، تنها «ایران» و «فیروز» موفق به جفتگیری شدند و این دو یوز دو بار در سال گذشته جفتگیری کردند؛ با این حال این جفتگیریها به تولد توله منجر نشد. دلبر نیز رفتار جنسی از خود نشان داد و با وجود اینکه قابلیت باروری نداشت موقعیت جفتیابی از او گرفته نشد.