همشهری آنلاین-زهرا رفیعی: کمبود طعمه، تخریب زیستگاه، جادههای بی پایان بر سر گدار حیاتوحش، معادن، تعارض با دامداران، کمبود نیروی انسانی، نبود ابزارهای کافی برای پایش و ... بخشی از فهرست طولانی مخاطرات یوزپلنگ آسیایی است. مدیر پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی با تشریح ساختار پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی به جزئیات این مخاطرات پرداخت و گفت: حفاظت از این گونه را نمیتوان فقط به حفاظت از یک حیوان تقلیل داد، بلکه هدف، حفظ اکوسیستم و مجموعهای از فرایندهای طبیعی مرتبط با زیست یوز است. پروژه حفاظت از یوز در ابتدا در هفت استان و در پهنهای حدود ۵-۴ میلیون هکتار فعالیت خود را دنبال میکرد و بخشهایی از سازمان حفاظت محیط زیست و مجموعههای ملی و علمی نیز در آن مشارکت داشتند. مشاوره علمی این کار در داخل میراث پارسیان، انجمن یوزایرانی و در بخش بینالملل WCS و گروه متخصصان گربهسانان برعهده داشتند.
باقر نظامیبلوچی با اشاره به سابقه این پروژه گفت: از شهریور ۱۳۸۰ تا پایان سال ۱۳۹۷، در مجموع حدود یک میلیون و ۸۸۰ هزار دلار از منابع بینالمللی برای پروژه حفاظت از یوز به صورت نقد هزینه شده است. از فروردین ۱۳۹۸ پروژه بینالمللی عملاً متوقف شد و پس از آن، فعالیتها بیشتر در قالب یک کار کارشناسی در معاونت محیط زیست طبیعی و دفتر حیات وحش ادامه پیدا کرد.
پنج راهبرد برای ادامه حفاظت
نظامیبلوچی ادامه داد که از سال ۱۳۹۳ گروهی از متخصصان تلاش کردند برنامهای برای ادامه حفاظت از یوز تدوین و آن را به سازمان برنامه و بودجه ارائه کنند تا برای این حوزه ردیف بودجه مشخصی ایجاد شود، اما این برنامه در آن مقطع به تصویب نرسید. پس از آن، برنامه با همکاری دانشگاه تهران بازنگری و اجراییتر شد و پنج راهبرد اصلی برای ادامه کار تعریف شد.
او گفت: نخستین راهبرد به ساختار مدیریت و منابع انسانی مربوط است. در کنار آن، سیاستگذاری و برنامهریزی برای تعیین اولویتها را دنبال میکنیم؛ اینکه مشخص شود در هر استان و هر منطقه، چه اقداماتی باید در اولویت قرار گیرد و برنامه سالانه پروژه چگونه تنظیم شود. برای هر سال مالی، برنامهها را با استانها، تشکلها و دانشگاهها هماهنگ میکنیم. در دفتر پروژه، دادهها جمعآوری و گزارشها تدوین میشود و بر نحوه هزینهکرد و اجرای برنامهها در استانها و زیستگاهها نیز نظارت داریم.
یکی از اهداف اصلی پروژه، به گفته نظامیبلوچی، اتصال زیستگاهها و ایجاد امکان ارتباط میان جمعیتهای یوز، شکلگیری جمعیتهای پشتیبان و در نهایت دستیابی به یک جمعیت پایدار است. او با اشاره به ساختار منابع انسانی و ساختار اجرایی پروژه حفاظت از یوز به موضوع گسترش حفاظت به زیستگاههای پیرامونی پرداخت و گفت: حفاظت از یوز در دهههای گذشته با از دست رفتن برخی لکههای زیستگاهی همراه بوده است. در غرب یعنی پارک ملی کویر اصولا جمعیت قابل توجه و پایداری وجود نداشت و حضور یوز بیشتر به شکل موردی ثبت میشد. در بخش جنوبی در ابتدای دهه ۱۳۹۰ درگیر انقراض اکولوژیک شدیم. آنچه مانده جمعیتهای مناطق شمالی (توران، میاندشت و یوزکنام؛ یکی از حفاظتگاههای مشارکتی) است.
نظامیبلوچی گفت: حفاظت از این سه محدوده به تنهایی کافی نیست؛ چرا که یوز گونهای با جابهجاییهای طولانی است و برای حفاظت از آن باید مناطق بینابینی و زیستگاههای اقماری نیز مورد توجه قرار گیرند. پس از حدود ۲۴ سال، خراسان رضوی نیز در برنامه حفاظتی یوز قرار گرفته و بخشهایی که ارتباط مستقیمتری با توران دارند، در حال اضافه شدن به شبکه حفاظت هستند. ادامه حفاظت از یوز بدون توسعه قرقها و مشارکت مردمی ممکن نیست. پس از حفاظت از دو منطقه اختصاصی در خراسان شمالی میانکوه در طبس و اوزوم جاجرم بارها هلیا با تولههایش در این منطقه دیده شده است.
«حفاظت با چشم بسته» ممکن نیست
او پس از اشاره به پروتکلها و نحوه جمعآوری دادههای دقیق که عمدتا با کمک تشکلها و ادارات کل استانها انجام میشود گفت: یکی از مشکلات اصلی، کمبود داده و ابزار پایش است. بدون شناخت دقیق اینکه یوزها کجا حضور دارند، کجا زادآوری میکنند و سرنوشت هر فرد چه میشود، حفاظت عملا با اطلاعات ناقص انجام خواهد شد. مسئله اصلی فقط «کم بودن تعداد یوز» نیست. یوز گونهای است که در برابر بسیاری از رقبای خود، از جمله پلنگ، گرگ، کفتار و حتی سگهای گله، در موقعیت ضعیفتری قرار دارد و همین مسئله، اکولوژی و مدیریت آن را پیچیده میکند. مدیریت یوز یک کلاف پیچیده است و به ابزار، فناوری و مدیریت دقیق نیاز دارد.
نظامیبلوچی یکی از نگرانیهای جدی را وضعیت جمعیت طعمههای یوز دانست و گفت: در سالهای گذشته تمرکز زیادی بر حفاظت از زیستگاه یوز وجود داشته، اما اگر جمعیت طعمهها به اندازه کافی نباشد، صرف حفاظت فیزیکی از زیستگاه نمیتواند به بقای یوز منجر شود. اگر حدود ۲۰ یوز در زیستگاههای شمالی حضور داشته باشند و هر کدام به طور متوسط در هفته یک طعمه شکار کنند، تعداد کافی طعمه در اختیار آنها نیست.
مدیر پروژه یوزپلنگ آسیایی درباره تغییرات جمعیتی در زیستگاهها هشدار داد: در برخی مناطقی که پیشتر تمرکز اصلی حفاظت بر آنها بوده، اکنون حضور گونههای رقیب مانند پلنگ نیز ثبت شده است. بنابراین هر اقدام مدیریتی باید با در نظر گرفتن مجموعه روابط اکولوژیک انجام شود تا مداخلهای که با هدف حفاظت از یک گونه انجام میشود، پیامد ناخواستهای برای آن یا سایر گونهها ایجاد نکند.
نظامیبلوچی بخش دیگری از مشکلات یوز را ناشی از فعالیتها و تصمیمهایی دانست که خارج از اختیار مستقیم سازمان حفاظت محیط زیست قرار دارند. او به تلفات جادهای، فعالیتهای معدنی و تعارض با دامداران اشاره کرد و گفت: اگر این شرایط اصلاح نشود، احتمال مواجه شدن جمعیت یوز با یک «فروپاشی جمعیتی» در آینده نزدیک وجود دارد.
کمبود طعمه یکی از مشکلات جدی زیستگاههای یوز است و برای انتقال گونههای طعمه از مناطق دارای جمعیت مناسب به زیستگاههای یوز، در مواردی موانع اجتماعی و مدیریتی وجود دارد.
او در پاسخ به این که پروژه حفاظت از یوز برای این بخش چه اقداماتی انجام داده است گفت: سال گذشته ۳۵ راس جبیر از استان سمنان جابهجا شد. در مرحله بعد ۳۰ راس آهو به حفاظتگاه چشمه کرباسی(محل تلاقی خراسان جنوبی و خراسان رضوی و سمنان) آهو منتقل شد. با این حال، انتقال گونههای طعمه با چالشهای ژنتیکی نیز همراه است. البته برخی گونهها، مانند قوچ و میش، ساختارهای ژنتیکی مشخصی دارند و جابهجایی آنها بدون مطالعه میتواند نگرانیهایی ایجاد کند، اما در مورد جبیر چنین نگرانی وجود ندارد.