به گزارش همشهریآنلاین، این تحلیلگر سرشناس نوشت: «استقبال «دونالد ترامپ»، رئیسجمهور آمریکا و ابراز خرسندی فراوان او از ائتلاف دفاعی سهجانبه مکه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان و توصیف آن بهعنوان «نخستین گام بزرگ، شجاعانه و مهم»، برای ما و بسیاری دیگر غافلگیرکننده نبود». این استقبال و خرسندی حاصل نمیشد مگر پس از اطمینان کامل ترامپ از اهدافی که این ائتلاف در پی تحقق آنهاست:
نخست: این ائتلاف برای مقابله با قدرت منطقهای روزافزون ایران تشکیل شده است؛ قدرتی که تاکنون توانسته با کارآمدی بالای نظامی و سیاسی و با ایستادگی در میدانهای نبرد طی ۶ ماه گذشته از زمان آغاز جنگ تجاوزکارانه علیه ایران، با موفقیت به مقابله بپردازد.
دوم: رئیسجمهور ترامپ بهخوبی و بر اساس اطلاعات جاسوسی آگاه است که این ائتلاف سهجانبه، دستکم در شرایط کنونی، هیچگونه تهدید مستقیم یا غیرمستقیمی برای رژیم اشغالگر ایجاد نمیکند؛ چرا که در ادبیات و روایتهای این ائتلاف، از رژیم صهیونیستی به عنوان دشمن یاد نشده است.
سوم: سه کشور امضاکننده این ائتلاف، در صدر فهرست قدرتهای منطقهای متحد ایالات متحده آمریکا قرار دارند و در هیچ ائتلاف نظامی راهبردی با قدرتهای بزرگی همچون چین و روسیه مشارکت ندارند.
چهارم: این ائتلاف منطقهای جدید، ایران را از نظر جغرافیایی به صورت مستقیم از سه جهت احاطه کرده است: غرب (عربستان سعودی)، شرق (پاکستان) و شمال (ترکیه). هیچیک از این کشورها مرز مستقیمی با رژیم اشغالگر ندارند و هیچکدام در هیچ رویارویی مستقیمی با رژیم صهیونیستی درگیر نشدهاند.
پنجم: کاهش مستقیم بار مسئولیتهای امنیتی آمریکا در منطقه خاورمیانه.
ششم: تقویت ثبات خطوط انتقال انرژی و تجارت در منطقه.
هفتم: حفاظت از زیرساختها و تأسیسات نفتی در کشورهای حوزه خلیج فارس که به دلیل وجود پایگاههای نظامی آمریکا در خاکشان، هدف حملات موشکی و پهپادی ایران قرار گرفته بودند.
هشتم: گسترش دامنه فروش تسلیحات و محصولات صنایع نظامی آمریکا به این سه کشور، که در تأمین تسلیحات خود عمدتاً به ایالات متحده و تجهیزات نظامی آن متکی هستند.
عطوان در ادامه تحلیل خود مینویسد: تمامی دلایل هشتگانهای که پیشتر ذکر کردیم، در کنار دلایل دیگری، شاید تا زمان نگارش این سطور مانع از گسترش دایره عضویت و پیوستن سایر کشورهای منطقهای به این ائتلاف شده باشد؛ هرچند این سه کشور تلاشهای فراوانی در این زمینه انجام دادهاند.
وی نوشت هنوز برای قضاوت قطعی درباره شانس موفقیت این ائتلاف زود است؛ ائتلافی که سه کشور تشکیلدهنده آن میکوشند پیمانی منطقهای و همتراز با ناتو پایهریزی کنند و برجستهترین بند اساسنامه آن، یعنی «ماده پنج» را به کار گیرند؛ بندی که تصریح میکند هرگونه تجاوز به یکی از کشورهای عضو، بهمنزله تجاوز به هر سه کشور تلقی میشود و آنها را ملزم میسازد فوراً به مقابله با این تجاوز برخیزند.
عطوان افزود اما آنچه قطعی و مسلم است، این است که رئیسجمهور ترامپ یا نمیداند، یا میداند و نادیده میگیرد که این ائتلاف سهگانه متشکل از سه کشور اسلامی «سُنی»، در پی ناکامی قدرت برتر نظامی آمریکا در شکست دادن ایران و برآورده نشدن اهداف جنگ علیه این کشور شکل گرفته است؛ اهدافی که مهمترین آنها عبارت بودند از: سرنگونی نظام، نابودی بلندپروازیهای هستهای، مصادره تمام ذخایر اورانیوم غنیشده با درصد بسیار بالا، برچیدن برنامه موشکی بسیار پیشرفته آن و محدود کردن برد آن به کمتر از ۲۰۰ کیلومتر، و همچنین توقف کامل تمام حمایتهای مالی و نظامی از بازوهای محور مقاومت.
وی در ادامه نوشت «باراک اوباما»، رئیسجمهور اسبق آمریکا، در توصیف جنگ ناکام کشورش علیه ایران بسیار زیرکانه و دقیق سخن گفت؛ هنگامی که در پیامی در حساب خود در شبکه اجتماعی «ایکس» نوشت: «تمام این جنگ و هزینههای گزاف آن، با هدف خلع سلاح بمب هستهای موجود و جلوگیری از بستهشدن تنگه هرمز انجام میشود؛ تنگهای که صدها سال باز بوده است.»
عطوان با بیان اینکه «فلسطین و مسجدالاقصی، بهطور مستقیم یا غیرمستقیم، نخستین آزمون واقعی برای این ائتلاف سهگانه نوپا خواهند بود و ایران، دومین آزمون آن است»، این پرسشها را مطرح میکند که آیا این ائتلاف در برابر کشتارهای مداوم در کرانه باختری و نوار غزه و یورشهای پیاپی برای یهودیسازی مسجدالاقصی «بیطرف» و تماشاچی خواهد ماند؟ آیا این ائتلاف سهگانه خود را از شائبههای مذهبی/طائفهای فراتر خواهد برد، در چارچوب یک آشتی تاریخی دست برادری و دوستی بهسوی ایران دراز خواهد کرد، مانع ریختهشدن خون مسلمانان شیعه و سنی خواهد شد و آمریکا و اسرائیل را در صدر فهرست دشمنان برهمزننده امنیت و ثبات منطقه قرار خواهد داد؟
وی افزود: با این حال، در تازهترین اظهارات «رجب طیب اردوغان»، رئیسجمهور ترکیه در توضیح چراییِ تشکیل این ائتلاف و اهداف آن، روزنهای از امید به چشم میخورد؛ آنجا که گفت: «غزه از امروز به بعد دیگر تنها نخواهد ماند.» اما آیا شاهد تحقق عملی این سخن خواهیم بود؛ بهگونهای که به مقابله با جنگ نسلکشی رژیم اسرائیل (با پشتیبانی ایالات متحده آمریکا) در کرانه باختری و نوار غزه بینجامد؟ امید ما چنین است، هرچند تجربیات دو سال گذشته چندان نویدبخش این امر نیست.»