صدای جیغ و فریاد ممتد نوجوانان، ازدحام جمعیت و جوانکی با موهای فرفری که از حال رفته است و جمعیت قابل‌توجهی از نوجوانان او را صدا می‌زنند. روز جمعه دوم مردادماه در ایران‌مال یکی از چهره‌های یوتیوب با نام «نیما تکیدو» رویدادی برای هوادارانش برگزار می‌کند.

به گزارذش همشهری آنلاین، نیما رضایی در اینستاگرام و یوتیوب فعالیت دارد و محتوای طنز و سرگرمی تولید می‌کند. برای برگزاری رویداد دورهمی هواداران او، طبق گفته برخی رسانه‌ها حدود ۵ هزار بلیت در عرض ۱۰ دقیقه رزرو شد. اما نتیجه آن رویداد یا به‌اصطلاح نوجوانان دهه هشتادی و نونهالان دهه نودی «ایونت» ازدحام جمعیت، آسیب جسمی به هواداران و خود نیما تکیدو، شکستگی پای نیما تکیدو و راهی شدنش به بیمارستان بود.

در چند روز اخیر، تصاویر ازدحام جمعیت هواداران این شخصیت یوتیوبری دست‌به‌دست در فضای مجازی می‌چرخد. طبق مشاهدات یکی از حاضران در آن رویداد، فضای ایران‌مال پر بود از نوجوانانی که نامه یا هدیه به دست، در انتظار دیدار با نیما بودند. بعضی از نوجوانان از شهرهای دیگری مانند شیراز تنهایی به این رویداد آمده بودند و بعضی دیگر همراه با والدین خود از دیگر شهرها مانند اردبیل آمده بودند. نوجوان‌ها بدون ترس از ازدحام جمعیت و آسیب‌دیدن، منتظر دیدن جوانکی بودند که طنز ویدئوهایش هم کپی‌شده از دیگر شخصیت‌های طنزپرداز مطرح بود.

فعالان حوزه نوجوان یک تحلیل و جامعه‌شناسان نیز تحلیلی دیگر از فضای آن روز می‌دهند. برای بعضی‌ها هم حضور چنین جمعیتی که شیفته یک آدم معمولی شده‌اند، محل نگرانی است و فضای آسیب‌شناسانه نیز از آن رویداد تا حدودی داغ است. برای فهم بهتر ماجرا ابتدا باید چند سؤال پرسیده شود.

در تحلیل آنچه که روز جمعه در ایران‌مال رخ داده است، در ابتدا باید بپرسیم که چنین رفتارهایی در ابتدا برای کدام نسل عجیب به نظر می‌رسد؟ حاضران در این رویداد بیشتر در کدام مقطع سنی و یا بهتر است بپرسیم، متولد کدام نسل هستند؟ متولد هر نسلی که باشیم، پیش از تحلیل حضور هواداران نیما تکیدو باید تفاوت میان نسل ما و نسل حاضر و هوادار امروزی را درک کنیم. بخشی از ماجرا احتمالاً می‌تواند اقتضائات خرده‌فرهنگی در نسل جدید باشد. پرسش دیگر احتمالاً می‌تواند دررابطه‌با نقش والدین در هدایت و کنترل فرزندان خود باشد. پس پدر و مادر این نوجوان‌ها کجای این قصه‌اند؟ بخش دیگر ماجرا همراهی و دگرگونی در سبک تربیتی فرزندان است. اگر روزی، فرزندان نسل‌های پیش برای پوستر یک خواننده هندی یا یک فوتبالیست مؤاخذه می‌شدند، امروز اما والدینی داریم که برای دیدن یک یوتیوبر با فرزندشان از شهر دیگر به پایتخت می‌آیند. اما احتمالاً سؤالی که ایجاد می‌شود این است که چه اتفاقی در درون خانواده‌های ایرانی افتاده است که ما شاهد چنین ماجرایی هستیم؟ برای درک بهتر اتفاقات روز جمعه در ایران‌مال و تحلیل فرامتن آن در ادامه این گزارش با یکی از حاضران در ایونت، نوجوان طرف‌دار نیما تکیدو و داوود طالقانی، پژوهشگر فرهنگی گفت‌وگو کرده‌ایم.

نوجوان‌ها برای دیدن نیما تکیدو زیر دست‌وپا ماندند

فردی که مسئولیت همراهی خواهر ۱۴ساله و دخترعموی ۱۱ ساله‌اش را بر عهده داشت، جریان حضور در این رویداد را این‌گونه روایت می‌کند؛ همه‌چیز از فعالیت و علاقه‌مندی بچه‌ها به فضای یوتیوب آغاز شد. وقتی خبر برگزاری این دورهمی پیچید، بچه‌ها با اصرار فراوان خواستار حضور در آن شدند و اعلام شد که برنامه همراه با عکس و امضا خواهد بود. با وجود فروش ۵ هزار بلیت، هجوم جمعیت بدون بلیت باعث شد ظرفیت سالن کاملاً پر شود. بر اساس مشاهدات او، تراکم جمعیت بسیار بالا بود. حضور نونهالان و نوجوانان با گوشی‌های هوشمند، پوشش‌ها و آرایش‌های خاص و رفتارهای پرهیجان جلب‌توجه می‌کرد. به گفته این شاهد عینی، اکثر حاضران از تمکن مالی برخوردار بودند و خودروها و ابزارهای همراهشان نشان می‌داد که مسئله ارتباطی با فقر ندارد. با افزایش فشار جمعیت، شرایط از کنترل خارج شد؛ چند نونهال و نوجوان دچار تنگی نفس شدند و آسیب‌های جسمی به دست‌وپای برخی وارد آمد که حضور مکرر اورژانس را به همراه داشت. با تغییر محل استقرار به سمت آب‌نما، موج جمعیت به سمت پله‌های برقی دویدند که در این میان چند نفر روی زمین افتادند و زخمی شدند.

در ادامه، با ورود یوتیوبر به میان جمعیت، ازدحام شدیدی رخ داد و افراد روی‌هم افتادند. خواهر و دخترعموی این فرد نیز در میان جمعیت زیر دست‌وپا ماندند و دچار جراحت شدند. در این میان، مواجهه با نوجوانانی که بدون سرپرست و از شهرهای مختلف آمده بودند و جایی برای ماندن نداشتند، از نکات قابل‌توجه این تجمع بود. در نهایت، با مصدومیت نیما تکیدو و خروج او از میان آب‌نما، برنامه نیمه‌کاره متوقف شد. اما این فرد در نتیجه‌گیری روایت و مشاهداتش از برگزاری رویداد هواداران تکیدو و در گفت‌وگو با «فرهیختگان» تأکید داشت که از درک خواهر ۱۴ ساله و دیگر همراه ۱۱ ساله خود در آن موقعیت به‌شدت عاجز بود و همچنان سؤالش این است که چرا باید یک نوجوان در پروسه هواداری از فردی مانند نیما تکیدو که استعداد خاصی نیز ندارد، تا این حد باید شیفته و مجذوب باشد؟

نگران خودم نبودم، نگران نیما بودم!

هستی نوجوان ۱۴ ساله‌ای از تهران، یکی از هواداران نیما تکیدو است که در همان شلوغی، زیر دست‌وپا ماند. هستی درباره علت علاقه خود به این فعال فضای مجازی می‌گوید: «چند سالی می‌شود که فعالیت در یوتیوب را آغاز کرده است. او فردی بسیار موفق، مهربان و خوش‌رفتار است و در ویدئوهایش علاقه‌اش را به هوادارانش ابراز می‌کند. محتوای ویدئوهای او بیشتر شامل اظهارنظر درباره ویدئوهای دیگر یا ویدئوهای طنزی است که حس‌وحال نوجوانان نسبت به درس و زندگی را بازگو می‌کند. به نظر من فردی که توانسته با تلاش فراوان نظر هواداران را جلب کند و در هر شرایطی با مردم همدردی کند، فردی موفق محسوب می‌شود.»

او با اشاره به اتفاقات آن روز و فشار شدید جمعیت می‌گوید: «هنگامی که جمعیت به سمت نیما هجوم آوردند و فشار زیادی به او وارد شد، حالش بسیار بد شد. او تازه پایش را عمل کرده بود و در آن ازدحام، بخشی از پایش دچار شکستگی شد و درد زیادی را تحمل می‌کرد، اما باز هم با مهربانی التماس می‌کرد که مردم کمی صبر کنند تا بعداً آن‌ها را ببیند. او تمام تلاش خود را کرد تا خشمگین نشود و با خوش‌رفتاری پاسخ دهد.» از هستی درباره تجربه زیر دست‌وپاماندن می‌پرسیم که این‌گونه پاسخ می‌دهد: «من کاملاً زیر جمعیت له شدم! خود نیما نیز درست در کنار ما روی زمین افتاده بود و فشار جمعیت روی همه ما بود. بااین‌حال، من هیچ احساس ترس یا ناراحتی نداشتم و از اینکه توانستم نیما را ببینم خوشحال بودم. در آن لحظه اصلاً نگران خودم نبودم، بلکه نگران نیما بودم که جمعیت به او فشار می‌آوردند. حتی چند نفر برای اینکه یادگاری داشته باشند، موهای او را می‌کشیدند و می‌کندند!»

وقتی از او می‌پرسیم که آیا بعد از بازگشت به خانه، با خودش نگفته که این کار ارزش مصدومیت را نداشت، پاسخ می‌دهد: «هنوز میان این دو دیدگاه دودلم. از یک‌سو بسیار خوشحالم که او را از نزدیک دیدم و با او احوالپرسی کردم، اما ازسوی‌دیگر اگر اتفاق بدتری می‌افتاد ناراحت می‌شدم. البته نیما را مقصر نمی‌دانم، چرا که او برای امنیت برنامه ۵ هزار بلیت در نظر گرفته بود؛ مقصر افرادی بودند که فشار می‌آوردند و رفتارهای خشن بروز می‌دادند.» هستی درباره هدایا و نامه‌هایی که حاضران آورده بودند نیز توضیح می‌دهد: «نیما فقط گفته بود برگه کاغذی برای امضا همراه داشته باشیم، اما خود طرف‌داران با ذوق زیاد هدایایی مانند گردن‌بند، لباس و نامه تهیه کرده بودند. نیما برای ما یک استثنا است و تمام تلاش خود را کرد تا روز خوبی را برای ما رقم بزند.»

منبع: فرهیختگان