دونالد ترامپ با وعده تمرکز دوباره بر اولویت‌های نظامی آمریکا روی کار آمد، اما جنگ با ایران، حضور نظامی در اروپا و تحولات نیمکره غربی، منابع نظامی آمریکا را همچنان در چندین جبهه پراکنده کرده است؛ وضعیتی که با راهبرد مورد نظر واشنگتن برای مهار چین در آسیا فاصله دارد.

همشهری آنلاین - گروه سیاسی: آمریکا در حالی تلاش می‌کند بخشی از حضور نظامی خود در اروپا و خاورمیانه را کاهش دهد که جنگ با ایران عملا این روند را معکوس کرده است. همزمان، برخلاف انتظارها، نشانه‌ای جدی از انتقال گسترده نیرو و تجهیزات آمریکا به آسیا دیده نمی‌شود؛ تناقضی که سیاست دفاعی دولت ترامپ را با یک معضل اساسی روبه‌رو کرده است.

ال‌بریج کلبی (Elbridge Colby) در کتاب «راهبرد انکار» (Strategy of Denial) که در سال ۲۰۲۱ منتشر شد، استدلال کرده بود که نیروهای مسلح آمریکا بیش از حد درگیر و پراکنده‌اند و نمی‌توانند همزمان با همه دشمنان این کشور در سراسر جهان مقابله کنند. کلبی که در آن زمان اندیشکده‌ای بود که در دولت نخست دونالد ترامپ خدمت کرده بود، چین را اولویت اصلی می‌دانست. او معتقد بود آمریکا «باید بکوشد تعهدات پرهزینه یا دشوار خود را در دیگر نقاط جهان کاهش دهد، از آنها اجتناب کند یا کنار بگذارد». او پیش‌بینی کرده بود: «آنچه برای خاورمیانه صرف می‌شود، دیگر در دسترس آسیا نخواهد بود.»

این تحلیل، دست‌کم تا اینجا، درست از آب درآمده است؛ شاید برخلاف میل خود کلبی.

آمریکا بیش از ۸۰ سال برای تثبیت جایگاه خود به عنوان پلیس جهانی، حضور نظامی گسترده‌ای در سراسر جهان ایجاد کرد. اکنون دونالد ترامپ در حال بازتعریف نقش آمریکا است و کلبی نیز به عنوان رئیس سیاست‌گذاری پنتاگون در این مسیر نقش دارد. ترامپ در راهبرد دفاع ملی خود که در ژانویه منتشر شد، دولت‌های پیشین را به دلیل ورود به «جنگی پس از جنگی بی‌هدف» مورد انتقاد قرار داد و وعده داد رویکردی «متمرکز» در پیش بگیرد.

با این حال، آمریکا در خاورمیانه نه تنها در حال کاهش حضور نظامی خود نیست، بلکه وارد جنگی با ایران شده که اخیرا تشدید شده است؛ در روزهای اخیر ۴ سرباز آمریکایی کشته شده‌اند و از ۷ ژوئیه تاکنون بیش از ۱۰۰ نفر زخمی شده‌اند. کاهش نیروها در اروپا نیز تاکنون محدود بوده و کمک چندانی به تقویت توان دفاعی آمریکا در اقیانوس آرام نکرده است. بنابراین، برخلاف وعده تمرکز بیشتر، حضور نظامی آمریکا در دوران ترامپ همچنان به شکل سرسختانه‌ای پراکنده باقی مانده است.

اروپا؛ آغاز تغییرات

از اروپا شروع کنیم؛ منطقه‌ای که شاهد شدیدترین تغییرات بوده است. ترامپ تاکنون ۲ تیپ از ۵ تیم رزمی تیپ، هرکدام با حدود ۴ هزار نیرو، را که پس از حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ به اروپا اعزام شده بودند، خارج کرده است. در اقدامی که ابهاماتی به همراه داشته، او گفته است ۵ هزار نیروی «اضافی» به لهستان اعزام خواهد کرد، اما به احتمال زیاد این نیروها از نقاط دیگر اروپا منتقل خواهند شد.

به گزارش اکونومیست، مهمتر از آن، وزارت جنگ آمریکا در ژوئن اعلام کرد نیروهای اختصاص‌یافته به ناتو در زمان جنگ را یک‌سوم کاهش خواهد داد؛ از جمله جنگنده‌ها، ناوشکن‌ها و زیردریایی‌ها.

احتمال کاهش‌های بیشتر نیز وجود دارد. پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، در ژوئن از بازبینی ۶ ماهه نیروها و پایگاه‌های نظامی آمریکا در اروپا خبر داد. او در بروکسل گفت: «این بازبینی با هدف اطمینان از آن انجام خواهد شد که ناتو با سرعت و به شکلی برگشت‌ناپذیر به سمت وضعیتی حرکت می‌کند که اروپا در آن رهبری دفاع از خود را بر عهده بگیرد و مسئولیت اصلی دفاع از اروپا را بر دوش بکشد.»

دولت ترامپ خواهان اختصاص منابع آمریکایی کمتر به اروپا و استفاده بیشتر از ظرفیت‌های اروپایی است. هگست پیشنهاد کرده است که آمریکا دسترسی آزادانه‌تر و گسترده‌تری به حریم هوایی و پایگاه‌های اروپا مطالبه کند؛ برخی از متحدان اروپایی پیشتر در جریان جنگ با ایران، دسترسی آمریکا به بخشی از این ظرفیت‌ها را محدود کرده بودند.

اینکه ترامپ با چه شدتی این برنامه‌ها را پیش ببرد، برخلاف معمول، تا حد زیادی به کنگره بستگی دارد. کنگره از طریق تصویب مجدد بودجه دفاعی، مقاومت کم‌سابقه‌ای در برابر رئیس‌جمهور نشان داده است. این نهاد در دسامبر محدودیت‌هایی وضع کرد تا مانع از آن شود که ترامپ شمار نیروهای آمریکایی در اروپا را به کمتر از ۷۶ هزار نفر کاهش دهد؛ رقمی که تنها چند هزار نفر کمتر از سطح فعلی است.

دونالد ترامپ در حال تغییر آرایش حضور نظامی آمریکا است، اما نشانه‌های چندانی از چرخش به سوی آسیا دیده نمی‌شود.

خاورمیانه؛ تغییر مسیر برخلاف انتظار

اگر روند تغییرات در اروپا کندتر از آن چیزی باشد که ترامپ می‌خواهد، تغییر مورد انتظار از خاورمیانه نیز در مسیری خلاف جهت حرکت می‌کند.

آمریکا تمام نیروهای خود را از سوریه خارج کرده و قرار است در سپتامبر از عراق نیز خارج شود. با این حال، جنگ با ایران موجب انتقال ناوهای هواپیمابر و سامانه‌های دفاع هوایی به منطقه شده و همزمان ذخایر مهمات آمریکا را که برای احتمال درگیری با چین در نظر گرفته شده بود، کاهش داده است. شمار نیروهای آمریکایی در منطقه به حدود ۵۰ هزار نفر رسیده؛ در حالی که پیش از جنگ حدود ۴۰ هزار نفر بود.

در تفاهم‌نامه‌ای که آمریکا و ایران در ژوئن (خرداد) امضا کردند، آمریکا متعهد شد ظرف ۳۰ روز نیروهای خود را از «مجاورت» ایران خارج کند. اکنون تحقق این وعده بعید به نظر می‌رسد. با توجه به اینکه پایگاه‌های آمریکا در کشورهای خلیج فارس هدف موشک‌های ایران قرار گرفته‌اند، آمریکا عملیات خود را از سکوهای پرتاب و پایگاه‌های دورتر در اسرائیل و اردن دنبال کرده است.

پس از پایان جنگ، پرسش اصلی دیگر این نخواهد بود که آیا آمریکا حضور خود را در خاورمیانه به شکل چشمگیری کاهش خواهد داد یا نه؛ بلکه پرسش این است که این حضور چه شکلی به خود خواهد گرفت.

مقام‌ها در تل‌آویو از انتقال پایگاه‌ها به اسرائیل سخن می‌گویند؛ کشوری که آمریکا در حال حاضر تنها یک استقرار دائمی در آن دارد. اما هرگونه نشانه از کنار گذاشتن کشورهای خلیج فارس، که رهبران آنها روابط نزدیکی با ترامپ ایجاد کرده‌اند، می‌تواند پیامدهای دیپلماتیک انفجاری داشته باشد.

تصمیم‌های «دونرو»

اینکه قاره آمریکا نیز به عاملی برای فشار بر منابع نظامی آمریکا تبدیل شود یا نه، به بلندپروازی‌های رئیس‌جمهور در این منطقه بستگی دارد. راهبرد امنیت ملی ترامپ که سال گذشته منتشر شد، امنیت خاک آمریکا و نیمکره غربی را در اولویت قرار داد.

ترامپ تاکنون یک رهبر محلی، نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، را سرنگون کرده و در حال بررسی گزینه‌های نظامی علیه کوبا است. چنین اقدامی می‌تواند نیروی دریایی تحت فشار آمریکا را دوباره به سمت دریای کارائیب بکشاند.

ممکن است فعالیت‌های بیشتری نیز در راه باشد. جنیفر کاوانا از اندیشکده «اولویت‌های دفاعی» می‌گوید سرمایه‌گذاری‌های اخیر در زیرساخت‌ها در مناطقی مانند پورتوریکو و ترینیداد و توباگو، از احتمال استقرارهای دائمی نیروهای آمریکایی حکایت دارد.

نظامیان آمریکا در شرق آسیا

دریاسالاران آمریکایی که تحولات را از موضع خود در اقیانوس آرام دنبال می‌کنند، چندان از این روندها خشنود نیستند؛ چرا که هیچ‌یک کمک چندانی به آنها نمی‌کند.

آرایش نظامی آمریکا در آسیا کاملا ثابت نمانده است. در گوام، جزیره آمریکایی در ۲ هزار و ۷۰۰ کیلومتری شرق تایوان، افزایش حضور نظامی موجب بالا رفتن هزینه مسکن شده است. استرالیا نیز در حال ارتقای یک پایگاه زیردریایی در پرث، در ساحل غربی خود، است؛ اقدامی که به زیردریایی‌های آمریکایی اجازه می‌دهد مدت بیشتری در منطقه باقی بمانند.

تفنگداران دریایی آمریکا موشک‌های قدرتمندتری را به فیلیپین منتقل کرده‌اند. در سراسر منطقه نیز فرودگاه‌ها و پایگاه‌های هوایی در حال بهسازی هستند و ابعاد رزمایش‌ها افزایش یافته است.

با این حال، شمار نیروها و تجهیزات نظامی آمریکا در اقیانوس آرام همچنان تقریبا ثابت مانده است. در بخش عمده‌ای از سال جاری، آمریکا تنها یک ناو هواپیمابر در آسیا مستقر کرده، نه ۲ ناوی که معمولا ترجیح می‌دهد؛ این طولانی‌ترین فاصله زمانی در ۵ سال گذشته است که آمریکا با کمتر از ۲ ناو هواپیمابر در آسیا حضور داشته است.

آمریکا حدود ۵۵ هزار نیرو در ژاپن و تقریبا نیمی از این تعداد را در کره جنوبی مستقر کرده است.

بزرگترین تغییرات، در واقع، بیشتر به جابه‌جایی نیروها در داخل منطقه مربوط می‌شود. کلبی در سخنرانی خود در سئول در ژانویه، کره جنوبی را «متحدی نمونه» خواند، اما با اشاره نکردن به دشمن اصلی این کشور، یعنی کره شمالی، موجب تعجب شد.

پنتاگون همچنین ایده خارج کردن قدرتمندترین یگان آمریکایی، یعنی تیپ ۴ هزار و ۵۰۰ نفره استرایکر، از شبه‌جزیره کره و تمرکز آن بر چین را بررسی کرده است.

ورود حجم عظیمی از منابع مالی می‌تواند این معضلات را کاهش دهد. ترامپ از کنگره خواسته است بودجه دفاعی سال‌های ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ را به ۱.۵ تریلیون دلار برساند؛ افزایشی ۴۴ درصدی. حتی اگر این بودجه تصویب شود، تبدیل آن به نیروی انسانی و تجهیزات نظامی جدید به سرعت امکان‌پذیر نخواهد بود.

کلبی که زمانی هشدار داده بود آمریکا نمی‌تواند همزمان با بازدارندگی مقابل چین، هزینه جنگ‌های متعدد را نیز بپردازد، اکنون خود را در موقعیتی می‌بیند که باید سیاستی طراحی کند که دقیقا همین کار را انجام دهد.