همشهری آنلاین- فاطمه عباسی: کمتر از پنج ماه از آن روز تلخ میگذرد؛ روزی که هجوم وحشیانه آمریکایی-اسرائیلی، آسمانی شدن دانشآموزان، معلمان و کادر مدرسه را در کلاس درس رقم زد.
دیروز اما، فصل دیگری از این روایت خونین ورق خورد. خیابانهای میناب در گرمای شرجی تیرماه، میزبان تابوتهایی شدند که هر کدام پارهای از تن این شهر بودند. ۶۸ قطعه از پیکرهای پاک ۳۲ شهیدی که زیر آوار کینه دشمن جامانده بود، پس از هفتهها تفحص طاقتفرسا و تأیید هویت از طریق آزمایشهای دقیق ژنتیکی، برای وداع آخر به آغوش خانوادههایشان بازگشتند.
این تشییع، تنها یک مراسم خاکسپاری نبود؛ فریاد بلند مظلومیت نسلی بود که مشقهایش با خون نوشته شد و نمایش اقتدار و همبستگی ملتی که در برابر جنایت، یکپارچه میایستد. دیروز، شانههای مردم میناب زیر بار این غم سنگین خم شد، اما نشکست. چشمها باریدند، اما ارادهها استوار ماند.
هر قطره اشک مادران و هر مشت گرهکرده پدران، سندی زنده از جنایتی بود که هرگز فراموش نخواهد شد. این گزارش تصویری، روایتی است از پایان یک انتظار چندماهه و جانفرسا؛ روایتی از دستهایی که پارههای تن عزیزانشان را برای آخرین بار لمس کردند و شهری که با بغضی در گلو، فرزندان معصومش را تا خانه ابدی برقه کرد.