به گزارش همشهری آنلاین، رسیدگی به پرونده قتل مرد ۸۲ سالهای از سال ۱۳۹۸ و با تماس یکی از همسایهها با پلیس آغاز شد. مرد تماسگیرنده به مأموران گفت پیرمرد را دیده که با سر و صورتی خونآلود از خانه خارج شده و پس از چند قدم دویدن بر اثر شدت خونریزی روی زمین افتاده است. این مرد به بیمارستان منتقل شد، اما فوت کرد.
- دستگیری نوازنده تهرانی در پرونده گم شدن دختر شهرستانی
- سفر به ایران برای بخشش قاتل | خواهر مقتول از قصاص برادرزادهاش گذشت
شکایت از نامادری و دستگیری زن همسایه
پس از انتقال جسد به پزشکی قانونی، فرزندان مقتول از نامادریشان (مریم) شکایت کردند. آنها مدعی بودند پدرشان پیش از مرگ به اطرافیان گفته همسرش و پسر او عامل این حادثه هستند. مریم اما هرگونه دخالت در قتل را انکار کرد و مدعی شد شوهرش به دلیل مشکلات روحی خودزنی کرده است. این ادعا با نظریه پزشکی قانونی رد شد. کارشناسان اعلام کردند مقتول قربانی قتل شده و ضربات از سوی فردی آشنا و در حالی که او غافلگیر شده بود، وارد شده است.
در ادامه تحقیقات، پلیس به اختلافات شدید مقتول با زن همسایهای به نام مینا نیز پی برد. بدین ترتیب همسر سوم مقتول و زن همسایه بازداشت شدند. مینا در بازجوییها به قتل اعتراف کرد و گفت به دلیل رفتارهای آزاردهنده پیرمرد و اختلافات مداوم با او از وی کینه به دل گرفته بود. او مدعی شد مریم که از واگذاری اموال همسر خود به دامادش ناراضی بود، نقشه قتل را طراحی کرده است.
به گفته مینا، او با یک وسیله تیز ضربهای به گردن پیرمرد وارد کرد، اما مقتول از خانه بیرون دوید و ساعتی بعد جان باخت.
با تکمیل تحقیقات، کیفرخواست علیه ۲ متهم صادر و پرونده به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی، اولیای دم درخواست قصاص کردند، اما هر دو متهم اعترافات اظهارات قبلی خود را پس گرفتند.
مینا مدعی شد اعترافات تحت فشار روحی گرفته شده و مریم را عامل اصلی قتل دانست. مریم نیز هرگونه دخالت در جنایت را رد کرد و مدعی شد مینا از باز بودن درب خانه سوءاستفاده کرده و بهتنهایی مرتکب قتل شده است.
از قصاص تا زندان و ۲ بار نقض حکم دادگاه
در جریان رسیدگی چند شاهد در دادگاه حاضر شدند و شهادت دادند مقتول پیش از مرگ، همسرش را به عنوان ضارب معرفی کرده است. با این وجود، دادگاه مینا را به قصاص و مریم را به ۱۵ سال حبس محکوم کرد. این رأی با اعتراض طرفین در دیوان عالی کشور نقض شد. قضات ادله موجود را برای صدور حکم قصاص کافی ندانستند و پرونده را برای رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض فرستادند.
در رسیدگی دوباره نیز هر دو متهم قتل را انکار کردند و با مشخص نشدن قاتل اصلی، دادگاه آنها را به پرداخت دیه محکوم کرد تا خون مقتول هدر نرود. این حکم نیز با اعتراض اولیای دم و دادستان روبه رو شد.
دیوان عالی کشور با اشاره به انگیزه مالی، تناقضگوییهای مریم و همچنین شهادت شاهدانی که گفته بودند مقتول پیش از مرگ همسرش را عامل حمله معرفی کرده است، رأی صادره را بار دیگر نقض کرد و پرونده را برای رسیدگی مجدد به دادگاه کیفری استان تهران بازگرداند.
به خاطر کنجکاوی خودم را از پنجره بالا کشیدم که دیدم...
بدین ترتیب متهمان دیروز در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستادند. در این جلسه متهمان از زندان به دادگاه منتقل شده بودند. وکیل اولیای دم هم حضور داشت و برای دو متهم زن اشد مجازات درخواست کرد.
در ادامه جلسه رسیدگی مینا با اتهام مباشرت در قتل عمدی پیرمرد در جایگاه ایستاد و با رد اتهامش گفت: من از ماجرا خبر نداشتم. روز حادثه دو سگم را برای گردش به حیاط برده بودم که متوجه سروصدایی از خانه همسایه شدم. پنجره اتاقخواب آنها رو به حیاط بود. از روی کنجکاوی خودم را بالا کشیدم تا داخل را ببینم.
قاضی از او پرسید چه مدت داخل خانه را دیده است که پاسخ داد: در مجموع ۲ ثانیه بیشتر نبود. فقط دیدم فاطمه و پسرش با مقتول درگیر هستند. اتاق تاریک بود و جزئیات را متوجه نشدم. همان لحظه تعادلم را از دست دادم و داخل حیاط افتادم. با صدای افتادن من، مریم و پسرش هراسان از خانه بیرون آمدند و با دیدن من رفتند. در که باز شد، سگهای من هم از خانه فرار کردند که دنبالشان رفتم و وقتی برگشتم پیرمرد را خونین دیدم.
در ادامه، قاضی به آثار خون کشفشده در خانه این متهم اشاره کرد و از او خواست درباره علت وجود خون مقتول در منزلش توضیح دهد.
مینا در پاسخ گفت: خون را من به خانه نبردم. وقتی مریم و پسرش از خانه بیرون آمدند، خون روی راهپلهها ریخته بود. بعد هم مقتول با همان وضعیت خونآلود وارد کوچه شد. من هنگام رفت و آمد ناخواسته با کفش از روی خونش عبور کردم و به همین دلیل آثار خون به داخل خانهام منتقل شد.
شوهرم به زن همسایه نظر داشت/ گفته بود او را میکشم
پس از او، دیگر متهم پرونده (مریم) در جایگاه حاضر و مدعی شد همسرش رفتار مناسبی نداشت. وی گفت: شوهرم مرد بداخلاقی بود و به مینا نظر داشت. همین موضوع باعث اختلاف و درگیریهای خانوادگی ما شده بود و بارها مرا کتک زده بود.
مریم درباره روز حادثه نیز گفت: برای بیرون گذاشتن زباله از خانه خارج شدم. وقتی در را باز کردم، مینا را پشت در دیدم. او گفت میخواهد شوهرم را بکشد. پیش از آن هم چند بار چنین تهدیدی کرده بود به طوری که خود شوهرم هم از او می ترسید.
وی ادامه داد: از من خواست داخل خانه بروم و کمکش کنم، اما قبول نکردم، چون میترسیدم. بعد از آن به خانه پسرم که در همان نزدیکی بود رفتم و دیگر نمیدانم بین آنها چه اتفاقی افتاده است. بعدا مینا با دستان خونآلود به خانه پسرم آمد و گفت این کار را انجام داده است.
قاضی سپس از او درباره انگیزه احتمالی مینا برای قتل سوال کرد که مریم پاسخ داد: بین آنها بر سر سگها اختلاف وجود داشت. از طرفی شوهرم به مینا نظر داشت و او را آزار میداد. همین اختلافها باعث شده بود با هم درگیر شوند.
پس از دفاعیات متهمان و وکلای آنها، قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.