دفترهای مشقی که نیمه‌تمام ماندند و قصه‌هایی که به سرانجام نرسیدند، این شب‌ها بر بلندای پل طبیعت روایت می‌شوند. اینجا در قلب تپنده تهران، جایی که شهر هرگز از نفس نمی‌افتد، پلی از جنس فولاد و خاطره میزبان روایتی شده است که از دل تاریخ معاصر ایران برمی‌خیزد: «مشق ناتمام.»

همشهری آنلاین- فاطمه عباسی: این رویداد که از سه‌شنبه هفته گذشته در حال برگزاری است و تا یکشنبه ۲۸تیر ادامه دارد تنها یک اجرای هنری نیست، بلکه فراخوانی است برای به یاد آوردن بیش از ۴۰۰ لبخند کودکانه که در هیاهوی جنگ ۴۰روزه خاموش شدند. از غروب تا پاسی از شب پل طبیعت دیگر تنها یک گذرگاه نیست، بلکه به صحنه‌ای عظیم بدل می‌شود که در آن ۳۳ هنرمند کودک و نوجوان، جان‌بخشان داستان هم‌نسلان پرکشیده خود می‌شوند.

حسین پارسایی، کارگردان این رویداد با هوشمندی خاطرات مشترک چند نسل را به خدمت گرفته است. در میانه مسیر پل ناگهان صدای «حسنک کجایی» و قصه «کوکب خانم» به گوش می‌رسد و ترانه آشنای «باز باران» با روایتی از ایستادگی و مقاومت گره می‌خورد.

این تلفیق هوشمندانه، پلی میان نوستالژی شیرین کودکی و واقعیت تلخ جنگ می‌زند و به مخاطب یادآوری می‌کند که قهرمانان آن روزها کودکانی بودند با همان رویاهای ساده. نقطه عطف این روایت‌ها نمایش «نیمکت خالی» در ابتدای پل است که به تنهایی بار سنگینی همه کتاب‌های درسی ناتمام و زنگ‌های تفریحی را که هرگز به صدا درنیامدند بر دوش می‌کشد.

حضور چهره‌های شاخصی چون کمال تبریزی و سیروس مقدم و تحسین این رویداد از سوی آنها گواهی بر موفقیت «مشق ناتمام» در برقراری ارتباطی بی‌واسطه با مردم است. انتخاب پل طبیعت به‌عنوان صحنه اجرا این امکان را فراهم کرده تا هنر از دیوارهای سالن‌های نمایش فراتر رود و در شریان‌های زندگی شهری جاری شود.

استقبال گسترده شهروندان در شب‌های نخست و چشم‌هایی که با نور شمع‌های افروخته به یاد کودکان شهید نمناک می‌شود نشان می‌دهد که این «مشق ناتمام» حافظه جمعی یک ملت را به بهترین شکل ممکن ورق می‌زند و یادآوری می‌کند که این سرزمین، قهرمانان کوچک خود را هرگز فراموش نخواهد کرد.