به گزارش همشهری آنلاین، بهنام صدقی، روزنامهنگار: جمهوری اسلامی ایران، پس از نبرد با آمریکای جنایتکار و رژیم کودککش صهیونیستی، نهتنها فرو نریخت، بلکه حقیقتی عمیق را به رخ جهانیان کشید، اینکه هسته سختی ۹۰ میلیونی پشت این نظام ایستاده است. حالا دیگر تحلیلگران غربی نیز مجبورند اعتراف کنند که ایران را نمیتوان با جنگ، ترور، تحریم یا عملیات روانی از پا درآورد. آنچه آنها تا دیروز در پشت واژههایی چون "اقلیت حاکم"، "جامعه در حال انفجار"، یا "نظام منزوی" پنهان میکردند، امروز با تمام قوام و اقتدار خود، در برابر دوربینها ایستاده: مردم ایران، در لحظه تهدید واقعی، متحدتر از همیشهاند. جنگ ما با اسرائیل و آمریکا، جنگی بود که دروغهای رسانهای را فرو ریخت. در نبرد مستقیم جمهوری اسلامی ایران با رژیم اسرائیل، نقطه عطفی پدید آمد که باید آن را لحظه ریزش یکی از مهمترین ستونهای عملیات روانی دشمن دانست: افسانه گسست ملی ایرانیان.
دهههاست که محافل اطلاعاتی و رسانهای غرب، با صرف بودجههای میلیاردی تلاش میکنند وانمود کنند که مردم ایران مخالف حاکمیتاند، انسجام ملی فروپاشیده است، جوانان ایرانی، پشت انقلاب را خالی کردهاند، ایران یک کشور پراکنده و ناهماهنگ است. اما بهمحض آنکه تهدیدی عینی، موشکباران یا تجاوز نظامی آشکار به میدان آمد، همه این لایههای مصنوعی کنار رفت. ناگهان همان مردمی که دیروز بهظاهر درگیر مطالبات اقتصادی یا انتقادات داخلی بودند، در صحنه دفاع از حیثیت ملی، پیشاپیش صف ایستادند. پس هسته سخت، فقط حاکمیت نیست، مردماند.
در جمهوری اسلامی، مفهوم هسته سخت، شکل تازهای یافته است. هسته سخت، فقط نهادهای حاکمیتی یا بدنه نظامی نیست، بلکه پیوند عمیق، پیچیده و مقاوم مردم با اصل استقلال، عزت و هویت ایرانی ـ اسلامی است و این هسته سخت در برابر اسرائیل و آمریکا، دشمنان تاریخی ایران و ایرانی، به شکل ملی و فراجناحی شکل گرفت و در فضای رسانهای پس از جنگ، در زبان هنرمندان، ورزشکاران، کارگران، معلمان، دانشجویان و... ظهور کرد. در فضای حقیقی، در پویشهای مردمی، آمادگی نیروهای داوطلب و فریادهای ضدصهیونیستی مساجد و خیابانها تجسم یافت. تاریخ نشان داده که مردم فهیم، فرهیخته، رشید و غیور ایران، هر چقدر با حاکمیت خود اختلاف داشته باشند، در لحظه تهدید ملی، به اصل هویت و خاک خود بازمیگردند. این نه نشانه ضعف مردم است، نه فریبخوردگی، بلکه واکنش طبیعی ملتهای ریشهدار است.
ایرانی که از کوروش و ساسانیان گرفته تا صفویه و مشروطه، هزاران بار با تهدید خارجی مواجه شده، امروز نیز همان «ژن تمدنی مقاومت» را بروز میدهد. اینبار، پس از موشکباران حیفا، تل آویو و سقوط پهپادهای اسرائیلی در آسمان، حس مشترکی شکل گرفت. این خاک، این پرچم، این مردم، ارزش دفاع دارند. از اختلاف تا همدلی، فرآیند طبیعی ملتهای زنده است. هیچکس منکر اختلافات داخلی نیست. نقدها به ساختار حکمرانی، فساد، ناکارآمدی یا تبعیضهای اقتصادی، واقعیتهایی تلخ اما انکارناپذیرند. اما نباید این مسائل را با انقطاع اجتماعی یا فروپاشی ملی اشتباه گرفت.
درست مثل یک خانواده که درون خود اختلاف دارد، اما اگر کسی بیرونی قصد تعرض کند، همه در کنار هم میایستند، ملت ایران نیز در بزنگاه تاریخی جنگ با اسرائیل سفاک و آمریکای خونخوار و دیگر جهانخوران، نشان داد که هنوز خانوادهای زنده است و ایران برخلاف کشورهای منطقه، بر پایه نژاد یا قبیله یا زبان بنا نشده، بلکه بر مبنای گفتمان استراتژیکی چون استقلال، مقاومت و عدالت شکل گرفته و حالا، جنگ اثبات کرد که گفتمان مقاومت نهتنها یک پروژه نظامی یا خارجی نیست، بلکه چسب اجتماعی ایرانیان در عصر تلاطم است.
مردم دیدند که هرچه فریاد هست، باید بر سر دشمن خارجی زد. فهمیدند که حضور ایران در معادلات منطقه، ضعف نیست، بلکه ضمانت امنیت است. دریافتند که رژیم غاصب و جعلی اسرائیل، برخلاف تبلیغات ماهوارهای، یک دشمن واقعی است، نه یک کشور توریستی با دیوارهای شیشهای. فراموش نخواهیم کرد که این جنگ، فراتر از اهداف نظامی و سیاسی، یک دستاورد عمیق روانی نیز داشت. ترمیم احساس تحقیر و بیقدرتی در افکار عمومی. در شرایطی که برخی جوانان، دچار حس «بیاثر بودن» و «فرسایش تاریخی» شده بودند، نبرد با اسرائیل و ایستادگی موفق ایران، بار دیگر احساس غرور، اعتمادبهنفس و امید را در لایههای اجتماعی زنده کرد.
این سرمایه روانی، گنجینهای است که هیچ بودجهای نمیتواند تولیدش کند. قدر این انسجام را باید دانست و نباید از یاد برد که دشمن، بیش از هر زمان، مترصد آن است که همین انسجام را تخریب کند. با القای شکاف بین مردم و نظام. با بازتولید نارضایتیهای داخلی بهصورت اغتشاش. با تحریک قومیتها، مذاهب، زبانها و طبقات اجتماعی. با بهرهگیری از بحرانهای اقتصادی برای شکست روانی جامعه و... . اگر نخبگان، رسانهها و سیاستگذاران کشور نتوانند این انسجام پساجنگ را به سرمایه اجتماعی پایدار تبدیل کنند، ممکن است فرصت طلایی را به تهدیدی مهلک بدل سازند. جان کلام اینکه جنگ با آمریکا و اسرائیل، پایان نبود، آغاز بود. آغاز بازتعریف ملی از خود. ایران امروز، دیگر فقط یک کشور نیست، یک هویت مقاوم است.