همشهری آنلاین - حوادث: یک روز مانده به تاسوعای حسینی، مادر داغداری که پسرش در یک درگیری مرگبار در جنوب تهران با ضربه قمه جانش را از دست داده بود، در اقدامی غیرمنتظره از قصاص قاتل گذشت و به او فرصت زندگی دوباره بخشید. این مادر که هر سال در روز تاسوعا نذری دارد، امسال تصمیم گرفت با خدا معامله کند و به جای انتقام ، گذشت از خون پسرش را هدیهای برای روح فرزند از دست رفتهاش قرار دهد.
شروع این پرونده به نیمه دوم اردیبهشت سال ۱۴۰۲ برمیگردد؛ زمانی که گزارش یک درگیری خونین در یکی از محلههای جنوب تهران به پلیس اعلام شد. وقتی مأموران در جریان ماجرا قرار گرفتند، مشخص شد مرد جوانی در نزاع با همسایهاش هدف ضربه قمه قرار گرفته و با وجود انتقال به بیمارستان، بر اثر شدت جراحات جان باخته است.
تحقیقات اولیه حکایت از این داشت، شب حادثه متهم که در حالت مستی بود، در محل زندگیاش عربدهکشی راه انداخته بود. سر و صدا و رفتارهای او اعتراض مقتول را برانگیخت. مرد جوان که همسایه متهم بود، جلو رفت و از او خواست بساط این رفتارها را جمع کند و به خانهاش برگردد. همین اعتراض کافی بود تا میان دو مرد مشاجره شکل بگیرد. دقایقی بعد چند نفر از اهالی محل و همسایهها پا درمیانی کردند و دعوا ختم به خیر شد.
اما ماجرا به همین جا ختم نشد. چند ساعت بعد، متهم بار دیگر مقتول را بیرون از خانه دید. او همچنان در همان وضعیت نامتعادل بود و همین روبهرو شدن دوباره، آتش اختلاف را شعلهور کرد. مشاجره لفظی این بار خیلی زود رنگ درگیری به خود گرفت و دعوای دوم رقم خورد.
در میانه دعوا، دو مرد موتورسوار که از دوستان متهم بودند و در حال عبور از آن محل بودند ، وقتی دوستشان را در حال دعوا دیدند، وارد ماجرا شدند. یکی چوب دستی داشت و دیگری چاقو. با ورود آنها، درگیری شدیدتر شد و اوضاع از کنترل خارج شد.
در همان لحظه، متهم به خانه رفت، قمهای برداشت و دوباره به محل برگشت. بعد هم همراه دو دوستش به طرف مقتول حمله کردند. در جریان این نزاع خونین، ضربه قمه به مقتول اصابت کرد و او نقش بر زمین شد. مرد جوان را به بیمارستان رساندند اما شدت جراحت به حدی بود که تلاش پزشکان برای نجاتش به جایی نرسید و او جان باخت.
پایان فرار عاملان جنایت
بعد از این جنایت، متهم اصلی و دو همدستش از محل گریختند و چند روزی فراری بودند. با این حال، مأموران پلیس در جریان تحقیقات، رد آنها را به دست آوردند و هر سه نفر را بازداشت کردند. پس از تکمیل تحقیقات، برای متهم اصلی به اتهام قتل عمد و برای دو همدست او به دلیل دخالت در درگیری و مشارکت در نزاع، پرونده قضایی تشکیل شد.
پرونده پس از صدور کیفرخواست به دادگاه رفت و در جریان رسیدگی، متهم اصلی به قصاص محکوم شد. دو همدست او هم حکم حبس گرفتند. این احکام پس از طی مراحل قانونی و تأیید نهایی، برای اجرا به شعبه اول اجرای احکام دادسرای جنایی تهران به سرپرستی قاضی روحانیزاده فرستاده شد.
یک بار پای چوبه دار
درحالیکه شمارش معکوس برای قصاص قاتل شروع شده بود، نام او در فهرست افرادی که قرار بود به دار مجازات آویخته شود، قرار گرفت. روز اجرا رسید و قاتل با پاهای لرزان پای چوبه دار منتقل شد اما ولی دم که مادر مقتول در زندان حاضر نشد و قاتل نیز به زندان بازگشت.
از همان زمان تلاشها برای جلب رضایت تنها ولیدم پرونده، یعنی مادر مقتول، ادامه داشت. در حالی که قرار بود او به تازگی برای دومین بار پای چوبه دار برود، جلسهای برای صلح و سازش در شعبه اول اجرای احکام دادسرای جنایی تهران برگزار شد.
در آن جلسه، مادر مقتول که از روز حادثه داغ سنگینی را به دوش میکشید، تصمیمش همچنان اجرای حکم قصاص قاتل پسرش بود. به این ترتیب قرار شد بعد از ماه محرم، قاتل به دار مجازات آویخته شود اما مادر داغدار یک روز قبل از تاسوعا قدم در دادسرای جنایی تهران گذاشت و اعلام کرد که از قصاص قاتل فرزندش می گذرد.به این ترتیب تصمیم سخت و البته شیرین او، سرنوشت پرونده را تغییر داد و به قاتلی که در یک قدمی مجازات مرگ بود، زندگی بخشید.
تصمیم سخت
مادر مقتول که روز سه شنبه در دادسرای جنایی تهران حاضر شده بود، درباره این تصمیم گفت: از روزی که جگرگوشهام رفت، دیگر زندگی برایم معنایی نداشت. روزهای اول فقط آتش کینه در دلم بود. با خودم میگفتم کسی که با بیرحمی بچهام را از من گرفته، نباید زنده بماند. داغ بچه خیلی سنگین است و هیچ چیز آن را کم نمیکند.
او ادامه داد: مدتها با همین حس زندگی کردم اما رفتهرفته سعی کردم این آتش را خاموش کنم. هر بار به خودم میگفتم اگر قرار است دلم آرام شود، این آرامش از راه انتقام به دست نمیآید. یک بار هم که قاتل پای چوبه دار رفت، باز دلم راضی نشد. نتوانستم اجرای حکم را ببینم و به همین دلیل حاضر نشدم به زندان بروم.
این مادر داغدار که به گفته خودش هر سال در تاسوعا نذری دارد، درباره تصمیم نهاییاش گفت: هر سال برای تاسوعا نذر میکنم. امسال با خدا معامله کردم. گفتم این بخشش را هدیه میکنم به روح پسرم. خواستم نذرم فقط غذا و سفره نباشد. خواستم از چیزی بگذرم که حقم بود. برای رضای خدا و به حرمت این روزها، قاتل فرزندم را بخشیدم.
او در ادامه گفت: وقتی فهمیدم این مرد سه فرزند دارد، بیشتر فکر کردم. با خودم گفتم نمیخواهم سه بچه دیگر هم داغ پدر ببینند. من داغ فرزند دیدهام و میدانم این درد یعنی چه. در نهایت تصمیم گرفتم ببخشم.
با اعلام این گذشت، مرد محکوم از قصاص رهایی یافت اما رسیدگی به پرونده هنوز به پایان نرسیده است. او قرار است از لحاظ جنبه عمومی جرم هم محاکمه شود.
بخشش این مرد در حالی رقم خورد که پرونده تا آستانه اجرای حکم پیش رفته بود، اما تصمیم یک مادر داغدار همه چیز را تغییر داد. مادری که سالهاست تاسوعا نذر دارد، این بار نذرش را به شکلی دیگر ادا کرد؛ او از حق خود گذشت و بخشش را به روح پسرش هدیه داد.