بیش از چهار دهه از تولید «سفیر» می‌گذرد؛ فیلمی ‌که بسیاری آن را نخستین اثر بزرگ عاشورایی سینمای پس از انقلاب می‌دانند. با وجود گذشت سال‌ها، این فیلم همچنان در روزرهای محرم روی آنتن می‌رود و نسل‌های مختلف با آن ارتباط برقرار می‌کنند.

حسن جلایر، تهیه‌کننده فیلم، معتقد است دلیل این ماندگاری را باید در نسبت عمیق جامعه ایرانی با فرهنگ عاشورا جست‌وجو کرد.
او می‌گوید: «عاشورا برای مردم ایران فقط یک واقعه تاریخی نیست؛ بخشی از حافظه جمعی و هویت فرهنگی ماست. به همین دلیل آثاری که بتوانند با این حافظه ارتباط برقرار کنند، ماندگار می‌شوند.»

فیلم همچنان تازه است

بعد از انقلاب من در تلویزیون مسئولیت داشتم و اولین مدیر گروه کودک نوجوان تلویزیون بودم. در همین زمان فرصتی خدا در اختیار من گذاشت که این فیلم ساخته شود و در دل مردم جای گرفت به همین دلیل است که تکرار هرساله‌اش آزاردهنده نیست. این فیلم مثل روضه‌خوانی می‌ماند. الان فیلم در اختیار صدا و سیماست و به عنوان پخش کننده مجوزش را دارند که پخش کنند. خوشحالم از این جهت که این فیلم همچنان زنده و تر و تازه هست و هر سال هم پخش می‌شود.

نسخه‌ ترمیم‌شده‌ای در کار نیست

فیلم نسخه ترمیم‌شده‌ای ندارد. ‌ اصل نگاتیو در اختیار تلویزیون است. اگر به این فکر می‌کردند که این نگاتیو دچار آسیب می‌شود یک اینترنگاتیو هم باید وجود می‌داشت تا بتوان آن را ترمیم کرد. اما گویا چنین چیزی وجود ندارد.

تولد یک پروژه در روزهای جنگ

یک ماه مانده به شهریور ۶۰ مقدمات ساخت این کار شروع شد. در آن زمان من مسئول امور سینمایی بنیاد مستضعفان و مدیر طرح و برنامه شبکه یک بودم. در همان دوران نطفه اصلی کار در تلویزیون بسته شد، ولی به دلایلی نشد. دوستان خودمان می‌گفتند الان خیلی زود است که راجع به مسائل مذهبی فیلم بسازیم. با یوسف کلاهدوز که قائم مقام سپاه بود آشنایی داشتم. او من را دید که خیلی افسرده‌ام. وقتی این حالت من را دید گفت تلویزیون را رها کن. من از بودجه سپاه به تو می‌دهم. برو این کار را انجام بده. در حقیقت عامل این بود که کار فرهنگی سپاه هم شکل بگیرد.

بودجه ۷ میلیون تومانی فیلم

در آن زمان هر فیلم سینمایی با ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومان ساخته می‌شد من به شهید کلاهدوز گفتم آقا به نظر من ۳ میلیون تومان هزینه کار است. گفت از سپاه بهت می‌دهم. بدون این که قراردادی بنویسیم کار شروع شد و بعد هم آن فاجعه عظیم پیش آمد و بعد از فتح خرمشهر آقای کلاهدوز و سران ارتش موقع برگشت در آن هواپیمای مشهور سقوط کردند. ما در استودیو گلستان دکور زده بودیم که این خبر رسید. این آدم وقتی رفت خسارت عظیمی ‌به ما خورد. جدا از ضربه روحی که برای من به همراه داشت، مسئله دیگر این بود که کس دیگری جز او از این قرارداد شفاهی خبر نداشت. با همین احوال به سپاه مراجعه کردم. قائم مقام و مدیر دفتر شهید کلاهدوز تا رفتیم از پشت میزش بلند شد و هنوز ما حرفی نزد بودیم که برآورد ۳ میلیون تومانی این فیلم در سال ۶۰ تبدیل به ۷ میلیون تومان شده که خودش بودجه را در اختیارمان گذاشت. درها برای ما باز شد و این فیلم را با ۷ میلیون تومان بودجه ساختیم.

فروش ۱۹ میلیون تومانی

در آن زمان فیلمی‌که ۳۰۰ هزار تومان خرج داشت اگر یک میلیون می‌فروخت خیلی خوب بود. حالا ما باید چقدر بفروشیم؟ این فیلم در اکران اول ۱۹ میلیون تومان با بلیت دو تومان و پنج تومان فروخت. ۲ میلیون و ۷۵۰ هزار تومان در همان اکران اول سود این فیلم شد. مردم صف طولانی می‌کشیدند و الان هم سرزنده داره زندگی‌اش را می‌کند و میلیون‌ها میلیون آدم در این ۴۶ سال آن را دیده اند.

چرا فریبرز صالح؟

من آن زمان درتلویزیون بودم. آقای مهندس‌هاشمی‌طبا هم در تلویزیون مدیر تولید بود و با هم ارتباط داشتیم. او به من گفت من کارگردانی را می‌شناسم اگر تو جرئت داشته باشی می‌توانی از او دعوت کنی. گفتم چطور؟ گفت این آقا به اسم اسماعیل فریبرز صالح فیلمی ‌با سرمایه‌گذاری ساواک راجع به زندگی یکی از سران ارتش شاه ساخته است. با هم فیلم را نگاه کردیم. دیدم عجب فیلم خوبی ساخته و هیچ ربطی هم به ساواک ندارد. از او دعوت کردم و فیلم ساخته شد.

معجزه ۵۰۰ سیاهی‌لشکر

ما در برازجان که یکی از شهرهای فقیر و کم‌درآمد است، قسمت آخر فیلم را باید می‌گرفتیم. حداقل ۵۰۰ نفر سیاه لشکر می‌خواستیم که در آن شهر کوچک امکان نداشت بتوانیم پیدا کنیم و مانده بودیم که چه کار باید بکنیم. یکی دو ساعت بعد مدیرتولید گفت یک گروه بسیجی قرار است به جبهه بروند و از طرف شیراز راه برازجان -بوشهر را در پیش گرفته‌اند. به فرمانده آنها گفتم آقا ما داریم این جا فیلمی‌ می‌سازیم که بودجه سپاه را دارد و در باره امام حسین(ع) است. باورکردنی نبود، اما قبول کرد که سه روز در برازجان بمانند. در کمال تعجب هم دقیقا ۵۰۰ نفر بودند. سه روز آنجا ماندند و لباس تنشان کردیم و با شکوه تمام قسمت آخر که سخنرانی قیس است، تصویربرداری شد.

فرامرز قریبیان

من قبل از انقلاب سینما را می‌شناختم و از کودکی به فیلم علاقه‌مند بودم. به همین دلیل قریبیان را به واسطه فیلم‌های مسعود کیمیایی می‌شناختم. از این آدم خوشم می‌آمد و به نظرم خیلی بازیگر خوب و محجوبی بود. وقتی با آقای صالح در باره انتخاب بازیگر حرف می‌زدیم، به اسم ایشان که رسیدیم هم من موافق بودم و هم آقای صالح او را برای اون نقش قیس پسندید.

باکس:

تجربه نیمه تمام یک فیلم با تقوایی

قرار شد فیلمی‌را با آقای تقوایی بسازیم که نشد. فیلمی‌بود که اگه ساخته می‌شد در دنیا صدا می‌کرد به نام زنگی و رومی. در سال ۸۰ ما قرار شد این فیلم را در جزیره قشم بسازیم. زمان یعنی سال ۸۰ برآورد این فیلم سینمایی ۲۷۵ میلیون تومان بود. اما پیش نمی‌رفت و با دل آتش گرفته مجبور شدیم تعطیل کنیم. رضایت خود تقوایی را هم گرفتم و الان این فیلمنامه دست من است و مجوز ساخت هم دارد.

سفیر، فیلمی مردانه بود، نه ضد زن
قصه فیلم سفیر مردانه بود و جایی برای زن نداشت. نماینده امام حسین(ع) بعد از شهادت مسلم ابن عقیل از طرف آقا سیدالشهدا به طرف کوفه حرکت کرده تا ببیند اوضاع چطور است و چه باید کرد. در راه هم جز مرد نیست. به همین دلیل فیلم بازیگر زن ندارد. اما آرزو دارم یک بار دیگر فیلم و نقش حضرت زینب در آن وجود داشته باشد.