به گزارش همشهری آنلاین، بهنام صدقی، روزنامهنگار: با این حال، این پرسش به ذهن میآید که چرا برچسب «تروریست» در مورد اروپاییها و آمریکاییها، حتی با وجود پروندههای مستند مانند ترور سردار شهید حاج قاسم سلیمانی، هرگز همان تأثیر و باورپذیری گسترده را ندارد؟ پاسخ در هنر تصویرسازی است. رسانهها و تبلیغات جهانی، واژه «تروریست» را همواره با تصویر مردی ریشو، صورت پوشیده و لباس سنتی شرقی همراه کردهاند.
هرگاه این واژه را میشنویم، ناخودآگاه، تصویری از خاورمیانه و شبهقاره در ذهن ما نقش میبندد، نه یک شهروند غربی. از سوی دیگر، تصویری که از مدنیت و مدرنیسم در ذهن ما حک شده، چهره یک غربی با کت و شلوار شیک، کروات، ادکلن و کفش مشکی است. فردی با صورت تراشیده که تجسم فرهنگ، منطق، زندگی مدرن و دموکراسی به شمار میرود.
این تثبیت ذهنی، توانایی ما برای پذیرش امکان تروریست بودن همان فرد را به شدت محدود میکند. به همین سادگی، ذهن ما فریب داده میشود. آنچه در سطح منطقی ممکن است روشن و واضح باشد، در ناخودآگاه جمعی رنگ میبازد و با تصاویر قالبی و نمادهای فرهنگی جایگزین میشود. در واقع، تروریسم محدود به لباس و ظاهر نمیشود، اما هنر تصویرسازی و فرهنگ رسانهای، ما را وادار کرده تا همچنان «غربیها» را از این قضاوت مستثنی بدانیم.