همشهریآنلاین ـ مجیدجباری:کانونهای بحرانی گرد و غبار ایران در دو دهه گذشته دو برابر شده است. به گفته رئیس بخش تحقیقات بیابان مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور این آمار فقط یکی از نشانههای عمیقتر شدن بحران بیابانزایی در کشور است و خشک شدن تالابها، افت شدید منابع آب زیرزمینی، گسترش فرونشست زمین و افزایش فشار بر منابع طبیعی، تصویر نگران کنندهتری از آینده سرزمینی ایران ترسیم میکند.
رئیس بخش تحقیقات بیابان موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور در روز جهانی مقابله با بیابانزایی با اشاره به تشدید روند بیابانزایی در ایران میگوید: بسیاری از اهدافی که در سند چشمانداز ۱۴۰۴ برای کاهش آثار بیابانزایی و بهبود وضعیت منابع طبیعی پیشبینی شده بود، محقق نشده و شاخصهای مختلف در این حوزه روند نگران کنندهای داشته است.
محمد خسروشاهی در گفتوگو با همشهریآنلاین با بیان اینکه آثار بیابانزایی در اغلب نقاط کشور دیده میشود، میافزاید: این پدیده به مناطق خشک و کویری محدود نمیشود و حتی در مناطق شمالی کشور نیز به شکل افت کیفیت و کمیت منابع آب، تخریب اراضی و وقوع سیلابهای مخرب خود را نشان میدهد.
افزایش وسعت کانونهای بحرانی
خسروشاهی اظهار کرد: در زمان تدوین سند چشمانداز ۱۴۰۴ پیشبینی شده بود که کانونهای گرد و غبار کاهش یابند، سطح آبهای زیرزمینی بهبود پیدا کند و کیفیت منابع طبیعی ارتقا یابد، اما به دلایل مختلف این سند به اهداف تعیینشده دست پیدا نکرد.
او با اشاره به گسترش کانونهای گرد و غبار در کشور گفت: حدود ۲۰ سال پیش وسعت کانونهای بحرانی گرد و غبار نزدیک به ۷ میلیون هکتار بود، اما اکنون این رقم به حدود ۱۴ میلیون هکتار رسیده و وسعت این کانونها از دو دهه گذشته تا کنون دو برابر شده است.
رئیس بخش تحقیقات بیابان موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور اما با استناد به آخرین مطالعات سازمان منابع طبیعی گفت: وسعت کانونهای فوق بحرانی فرسایش بادی کشور اکنون به بیش از ۱۴ میلیون هکتار رسیده است.
خسروشاهی وضعیت منابع آب زیرزمینی را نیز نگران کننده توصیف کرد و افزود: تعداد چاههای آب کشور که پیشتر نیز در وضعیت نامناسبی قرار داشت به حدود ۹۰۰ هزار تا یک میلیون حلقه رسیده است که بخش قابل توجهی از آنها فاقد مجوز هستند.
این استاد دانشگاه با اشاره به خشک شدن تالابها و دریاچههای کشور اظهار کرد: بسیاری از تالابهایی که در گذشته نقش مهمی در کنترل گرد و غبار داشتند، امروز خود به کانون تولید گرد و غبار تبدیل شدهاند. تالاب گاوخونی، بخشهایی از تالابهای سیستان و برخی دیگر از پهنههای آبی کشور نمونههایی از این پهنههای آبی هستند.
نقش مدیریت در تشدید بیابانزایی
رئیس بخش تحقیقات بیابان موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور با تاکید بر اینکه همه مشکلات موجود را نمیتوان به تغییر اقلیم نسبت داد، گفت: بخش مهمی از آن به مدیریت منابع طبیعی و آب بازمیگردد. اگرچه تغییر اقلیم بر شرایط کشور اثرگذار بوده، اما توسعه بی رویه چاههای آب، سدسازیهای متعدد، تخصیص نیافتن حقابه تالابها و الگوهای نادرست بهرهبرداری از منابع آب و خاک از مهمترین عوامل تشدید بیابانزایی در کشور هستند. وضعیت برخی تالابها و دشتهای کشور نشان میدهد که مدیریت منابع آب نقش تعیین کنندهای در شکلگیری شرایط کنونی داشته است.
مالچهای غیرنفتی به کجا رسید؟
خسروشاهی درباره اقدامات انجام شده برای مهار گرد و غبار و تثبیت شنهای روان اظهار کرد: در سالهای گذشته روشهای مختلفی شامل اقدامات فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی برای کنترل کانونهای گرد و غبار مورد استفاده قرار گرفته است. مالچ نفتی سالها به عنوان یکی از روشهای تثبیت خاک استفاده میشد، اما به دلیل نگرانیهای محیط زیستی، استفاده از آن با محدودیتهایی مواجه شد و به همین دلیل شرکتهای مختلف به سمت تولید مالچهای غیرنفتی حرکت کردند.
رئیس بخش تحقیقات بیابان مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور گفت: طی سالهای اخیر نمونههای متعددی از مالچهای پلیمری و زیستی در کشور آزمایش شده، اما بسیاری از آنها در شرایط واقعی و پس از چند ماه کارایی خود را از دست دادهاند.
این استاد دانشگاه افزود: از میان حدود ۸ تا ۱۰ نمونهای که مورد بررسی قرار گرفتهاند، فقط دو تا سه نمونه توانسته اند مراحل آزمایشگاهی و پایلوت را با موفقیت پشت سر بگذارند. هماکنون با همکاری سازمان منابع طبیعی، یکی از این مالچها در استانهای کرمان، یزد و خوزستان در مقیاس یک هکتار در حال آزمایش میدانی است و در صورت موفقیت، امکان استفاده گسترده تر از آن وجود خواهد داشت.
بیابانزدایی فقط با مالچ پاشی ممکن نیست
خسروشاهی تاکید کرد: مقابله با بیابانزایی صرفا از طریق مالچ پاشی یا کنترل کانونهای گرد و غبار امکانپذیر نیست و نیازمند برنامههای مدیریتی گستردهتری است. کاهش سطح آبهای زیرزمینی، فرونشست زمین، تخریب مراتع، چرای بیش از ظرفیت دام، کشاورزی نادرست و خشک شدن تالابها همگی از عوامل بیابان زایی هستند و برای مقابله با آنها باید رویکرد جامع تری اتخاذ شود.
او گرد و غبار را صرفا یکی از پیامدهای بیابان زایی دانست و گفت: این پدیده به دلیل تاثیر مستقیم بر زندگی میلیون ها نفر بیشتر مورد توجه قرار میگیرد در حالی که سایر آثار بیابانزایی نیز به همان اندازه اهمیت دارند.
خسروشاهی با اشاره به اجرای طرح کاشت یک میلیارد درخت نیز گفت: این اقدام میتواند موثر باشد، اما باید بر استفاده از گونههای کم آب بر و مقاوم به شوری و خشکی تمرکز کرد تا نتایج مطلوب تری حاصل شود.
رئیس بخش تحقیقات بیابان مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور یکی از مهمترین چالشهای موجود را نبود هماهنگی کافی میان دستگاههای مسئول دانست و گفت: مقابله با بیابان زایی و گرد و غبار موضوعی فرابخشی است و وزارتخانهها و دستگاههای متعددی در آن نقش دارند. برهمین اساس، بدون هماهنگی میان بخشهای مختلف، از جمله حوزههای آب، کشاورزی، منابع طبیعی، محیط زیست و انرژی، نمیتوان انتظار داشت روند گسترش بیابان زایی متوقف شود.
وسعت بیابانهای کشور چقدر است؟
خسروشاهی در بخش دیگری از سخنان خود درباره وسعت بیابانهای کشور گفت: در این زمینه میان مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع و سازمان منابع طبیعی اختلاف نظر وجود دارد.
خسروشاهی توضیح داد: سازمان منابع طبیعی مساحت بیابانهای کشور را حدود ۳۲ میلیون هکتار اعلام میکند، اما بر اساس مطالعات انجام شده در موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع، وسعت واقعی اراضی بیابانی کشور بیش از ۹۰ میلیون هکتار برآورد میشود. این اختلاف به تفاوت در تعاریف و معیارهای مورد استفاده برای شناسایی اراضی بیابانی بازمیگردد، اما درباره افزایش کانونهای گرد و غبار میان دستگاههای مختلف اتفاق نظر وجود دارد.
رئیس بخش تحقیقات بیابان مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور تاکید کرد: برنامههای راهبردی متعددی برای مقابله با بیابانزایی در کشور تدوین شده است، اما موفقیت آنها نیازمند اجرای دقیق، هماهنگی بین دستگاهی و تمرکز بیشتر بر اقدامات عملی و کاربردی است.
راه اندازی سامانه برخط پایش تخریب سرزمین
آمارهای جدید ستاد ملی مدیریت گرد و غبار نیز از تداوم روند گسترش کانونهای گرد و غبار در کشور حکایت دارد. به گفته دبیر ملی ستاد سیاستگذاری و هماهنگی مدیریت گرد و غبار کشور، وسعت کانونهای فوق بحرانی گرد و غبار که پیش تر حدود ۱۰.۵ میلیون هکتار برآورد شده بود، در تابستان ۱۴۰۴ به حدود ۱۲.۵ میلیون هکتار افزایش یافت.
بهزاد رایگانی دلیل افزایش کانونهای فوق بحرانی گرد و غبار را ارتباط مستقیم میان خشکسالی و تغییر اقلیم، خشک شدن تالابها و فعال شدن کانونهای تولید گرد و غبار دانست و به همشهریآنلاین گفت: تخریب خاک، پوشش گیاهی و منابع آب سه مولفه اصلی تخریب سرزمین هستند که زمینه گسترش بیابانزایی و افزایش فرسایش بادی را فراهم میکنند.
دبیر ملی ستاد سیاستگذاری و هماهنگی مدیریت گرد و غبار کشور در عین حال از طراحی و راهاندازی سامانه برخط پایش تخریب سرزمین با همکاری دانشگاه تهران خبر داد و گفت: این اقدام گام مهمی برای شناسایی دقیق تر روند بیابانزایی و گسترش کانونهای گرد و غبار در کشور است. این سامانه با پایش مستمر سه مولفه اصلی تخریب سرزمین شامل خاک، منابع آب و پوشش گیاهی، امکان ارزیابی سالانه یا دوسالانه وضعیت مناطق مختلف کشور را فراهم میکند.
رایگانی با بیان اینکه تاکنون برآوردهای مربوط به تخریب سرزمین و کانونهای گرد و غبار بر پایه مطالعات مقطعی انجام میشد، تصریح کرد: با راهاندازی این سامانه، اطلاعات به روزتر و دقیق تری از روند تغییرات سرزمین در اختیار مدیران قرار میگیرد و میتوان کانونهای جدید گرد و غبار، مناطق در معرض بیابان زایی و نقاط بحرانی را با دقت بیشتری شناسایی کرد. نتایج این سامانه میتواند مبنای تصمیم گیری دستگاههای اجرایی برای برنامههای احیا، مدیریت منابع آب و خاک و کنترل گرد و غبار قرار گیرد.