به گزارش همشهری آنلاین، بهنام صدقی، روزنامهنگار: اندیشههایی که نه فقط معادلات داخلی ایران، بلکه روند تحولات نظام بینالملل را در چهل و چند سال اخیر با دقتی بینظیر پیشبینی کردهاند. در شرایطی که بسیاری از نظریهپردازان غربی و شرقی و اسلامی درباره افول نظامسلطه، چرخش قدرتهای جهانی و تحولات پیچیده عرصه دیپلماسی صحبت میکنند، بازخوانی آموزههای امام راحل درباره فروپاشی امپریالیسم، نابودی مارکسیسم و آسیبهای ملیگرایی، ضرورتی حیاتی است.
امام (ره) از همان سالهای نخست انقلاب اسلامی، نه فقط به شرایط ایران بلکه به روند تحولات جهانی با نگاهی کلان و استراتژیک نگریستند. ایشان به درستی پیشبینی کردند که امپریالیسم، به ویژه امپریالیسم ایالات متحده آمریکا، نه به یکباره و بر اثر فشارهای بیرونی، بلکه از درون و به دلیل تناقضات ساختاری و اخلاقی، به سمت فروپاشی حرکت خواهد کرد.
این تحلیل در آن زمانه، از جهات مختلفی درخور تحسین است، چراکه بسیاری از نظریهپردازان جهان، قدرت آمریکا را تا مدتها غیرقابل تزلزل میدانستند. امام راحل، به درستی تشخیص دادند که نظامهای سلطه، علیرغم ظاهر قدرتمندشان، در باطن خود گرفتار بحرانهای عمیق اقتصادی، سیاسی و فرهنگی هستند که اگر رفع نشوند، پایههای آن نظام را سست و نهایتا آن را به سقوط خواهند کشاند. این دیدگاه اکنون با ظهور چالشهای متعدد برای آمریکا از جمله بحران اقتصادی، جنگهای نیابتی، تضعیف جایگاه در عرصه بینالمللی و مقاومت رو به رشد ملتها و جبهههای مقاومت، به وضوح قابل مشاهده است.
از دیگر تدابیر داهیانه و پیشبینیهای مهم امام خمینی (ره)، نابودی مارکسیسم - کمونیسم بود. در دورانی که بسیاری از فعالان سیاسی و اندیشمندان جهان، از مارکسیسم به عنوان ایدئولوژی انقلابی و پایدار یاد میکردند، امام پیشبینی کردند که این جریان، به دلیل مشکلات بنیادی نظری و عملکرد ناکارآمد، سقوط خواهد کرد و در نتیجه انقلابها و جنبشهای نوین بر پایههای دیگری شکل خواهند گرفت.
شواهد تاریخی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، سقوط دیوار برلین، از هم پاشیدن بلوک شرق و صدای شکسته شدن استخوانهای مارکسیسم، صحت این پیشبینی را اثبات کردند. امروز، در جهان چندقطبی، جریانهای سیاسی و انقلابی دیگر، مبتنی بر هویتهای ملی، دینی و مقاومت، جایگزین ایدئولوژی کمونیسم شدهاند.
چالش بزرگی که امام راحل به آن اشاره کرده بودند، آسیبهای ناشی از ملیگرایی افراطی و ناسیونالیسم بود. تاریخ جهان معاصر پر است از نمونههایی که ناسیونالیسم افراطی موجب بروز جنگهای خونین و ویرانیهای گسترده شده است. جنگ جهانی اول با دهها میلیون کشته و جنگ جهانی دوم با بیش از هفتاد میلیون قربانی، بزرگترین فجایع تاریخ بشریت هستند که ریشه آنها در هویتگرایی افراطی و نزاعهای ناسیونالیستی نهفته است.
امروز نیز پیامدهای تلخ این نوع هویتگرایی در بسیاری از مناطق جهان قابل مشاهده است. تکرار چنین تجربیاتی میتواند منجر به درگیریهای جدید و افزایش تنشهای بینالمللی شود. امروز تجدیدنظرطلبان و نخبگان سیاسی ایران، باید با تأمل در آموزههای امام (ره)، از اشتباهات تاریخی درس بگیرند و به جای دامن زدن به هویتهای محدود و افراطی و پریدن در بغل آمریکاییها و غش و ضعف کردن برای اروپاییها، بر اتحاد، همگرایی و توسعه هویتی جامعتر تأکید کنند.
برخی از جریانهای سیاسی که در داخل ایران فعالاند، با پافشاری بر مواضع خود و تاکید بر مذاکره و تعامل صرف با غرب، خواسته یا ناخواسته در زمین قدرتهای جهانی بازی میکنند. این جریانها گاه از ضرورت سازش با نظامسلطه میگویند و میکوشند ایران را در چارچوبی محدود و وابسته نگه دارند.
پیر جماران اما صریح و شفاف این مسیر را نفی و با بینش استراتژیک و فوق هوشمندانه خود، راه قوی شدن، مقاومت و استقلال واقعی را برای ایران و امت اسلامی ترسیم کردند. هرگونه تسلیم و سازش، نهتنها موجب امنیت و رفاه نخواهد شد، بلکه زمینهساز ضربههای سختتر و وابستگی بیشتر خواهد بود.
کوتاه سخن اینکه، آموزههای امام خمینی (ره) درباره فروپاشی امپریالیسم، نابودی مارکسیسم و آسیبهای ملیگرایی و قس علی هذا، برای امروز ما راهنمایی است ژرف و غیرقابل انکار. ایران اسلامی، در شرایط حساس کنونی، باید با اتکا به این بینشها، راه خود را از میدان پیچیده سیاست جهانی مشخص کرده و به مسیر مقاومت، استقلال و عزت ملی پایبند باشد. اجازه ندهیم که نفوذ فرهنگی، سیاسی و اقتصادی دشمن، مردم فهیم، جوانان و نخبگان ما را به بازیچهای برای تحقق اهداف سلطهگران تبدیل کند. ایستادگی بر اصول، اتکا به ظرفیتهای داخلی و همگرایی ملی، روشنترین راه تضمین عزت، امنیت، پیشرفت و اقتدار ایران در جهان امروز است.