در این قسمت از «جعبه مهمات» به بررسی ابعاد نمایشی و روان‌شناختی اثری به نویسندگی و کارگردانی علیرضا معروفی می‌پردازیم؛ تئاتری که با نگاهی جستجوگر و زبانی بی‌تکلف به سراغ تلاطم‌های روحی پس از کارزار رفته است.

عقیم: کالبدشکافی ۱

بن‌بست همواره نبرد اصلی است. بعد از اتمام جنگ، دوران بازماندگان آغاز می‌شود. نمایش «عقیم» دست روی همین پیامدهای ماندگار، سایه‌های کشتار باروت در زندگی روزمره و گره‌های کور عاطفی گذاشته است. این اثر روایتگر نسلی است که اگرچه از میانه آتش و ترکش به سلامت عبور کرده، اما ترکش‌های روانی کارزار را تا سال‌ها بعد در لایه‌های پنهان خانوادگی و اجتماعی خود به دوش می‌کشد؛ روایتی از یک بن‌بست دراماتیک که در آن گذشته دست از سر حال برنمی‌دارد.

در این قسمت از «جعبه مهمات» به بررسی ابعاد نمایشی و روان‌شناختی اثری به نویسندگی و کارگردانی علیرضا معروفی می‌پردازیم؛ تئاتری که با نگاهی جستجوگر و زبانی بی‌تکلف به سراغ تلاطم‌های روحی پس از کارزار رفته است.

ساختار بصری و طراحی فضا در این اجرا به شدت در خدمت انتقال حس خفقان و تعلیق روانی کاراکترهاست. معروفی با بهره‌گیری از دکوری مینیمال، هندسی و خاکستری‌رنگ، فضایی خلق کرده که پیش از آن که خانه‌ای معمولی باشد، تداعی‌گر یک سلول انفرادی یا سنگری محاصره‌شده است. نورپردازی‌های متمرکز و سایه‌های کشیده‌ای که روی دیوارهای صحنه می‌افتد، بازتابی از درگیری‌های درونی و پنهانکاری شخصیت‌ها هستند؛ فرمی هوشمندانه که در آن تنهایی انسان در مواجهه با خطاهای گذشته به ملموس‌ترین شکل ممکن تصویر می‌شود.

نقطه قوت این درام، شخصیت‌پردازی خاکستری و باورپذیر آن است. آدم‌های روی صحنه قهرمانانی بی‌عیب و نقص نیستند؛ آن‌ها انسان‌هایی واقعی هستند با تمام ضعف‌ها، گناه‌ها و پشیمانی‌هایشان. دیالوگ‌های پرتنش و برنده‌ای که میان کاراکترها رد و بدل می‌شود، به خوبی نشان می‌دهد که چگونه رازهای مکتوم دوران نبرد پس از سال‌ها دهان باز می‌کنند و ثبات یک خانواده را به مخاطره می‌اندازند. نویسنده در این متن شجاعانه به سراغ واکاوی مفهوم مسئولیت‌پذیری فردی در قبال تصمیم‌های سخت زمان بحران رفته است.

نکته مهم در این اجرای صحنه‌ای، پرداختن به مفهوم «عقیم ماندن آرزوها و پیوندهای انسانی» در بستری از سوءتفاهم‌هاست. عنوان نمایش استعاره‌ای عمیق از تلاش‌های بی‌ثمر برای احیای روابطی است که بندهای اصلی آن در سال‌های دور و در میانه معرکه‌ها گسسته شده است. معروفی با این اثر ثابت می‌کند که تئاتر پدیدآمده در حوزه دفاع مقدس زمانی می‌تواند تأثیری مانا بر مخاطب امروز بگذارد که به جای بازآفرینی صرف فتوحات، به لایه‌های عمیق انسانی، اخلاقی و چالش‌های پس از جنگ بپردازد.

این اثر یادآور سکوت‌های سنگین پس از بازگشت آزادگان و مجروحان به شهر، پرونده‌های باز عاطفی در خانه‌های ساده، و غربت غریبانه کسانی است که بخشی از روح خود را در خاکریزها جا گذاشتند. «عقیم» مرثیه‌ای صریح برای واکاوی اصالت‌های انسانی در چرخ‌دنده‌های بی‌رحمان زمان است. امروز، با رو به تاریکی رفتن صحنه و قطع ناگهانی آخرین نجوای کاراکترها، تماشاگر با این واقعیت تکان‌دهنده روبرو می‌شود که وسعتی به درازای تمام سال‌های پس از صلح دارد.

این اثر نشان می‌دهد که صیانت از اصالت‌های یک میهن، نه تنها در میدان نبرد، بلکه در شجاعت رویارویی با حقیقت در زندگی روزمره معنا می‌یابد. حماسه مکتوم از ایستادگی روحی، نام پدیدآورندگان هوشیاری چون علیرضا معروفی را به عنوان راویان صادق لایه‌های پنهان جامعه در تئاتر این سرزمین ماندگار می‌سازد.