جنگ ایران در کنار پیامدهای نظامی، به یک عامل محرک در بازار سهام شرکت‌های بزرگ صنایع دفاعی آمریکا تبدیل شد و ارزش سهام آنها را در مقاطع کوتاه‌مدت افزایش داد.

همشهری آنلاین - گروه سیاسی: جنگ ایران تنها معادلات نظامی و سیاسی منطقه را تغییر نداد، بلکه میلیاردها دلار به ارزش بازار و قراردادهای غول‌های صنایع دفاعی آمریکا افزود. دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا درباره حمله بامداد ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ علیه سامانه‌ها و سایت‌های ارتباطی، مخابراتی و پدافندی گفته بود «۲۵۰ میلیون دلار بمب علیه ایران استفاده کردیم».

گزارش‌های خارجی نشان می‌دهد ایالات متحده چندین برابر هزینه این جنگ را با قراردادهای نظامی تحصیل می‌کند. این درآمدها با تهدیدسازی امنیتی از ایران کسب می‌شوند.

جالب‌ترین بخش ماجرا صرفا این نیست که پیمانکاران دفاعی آمریکا از جنگ ایران سود بردند، بلکه این است که بازارهای مالی حتی پیش از شلیک نخستین موشک‌ها، این سودها را در قیمت سهام لحاظ کرده بودند. سرمایه‌گذاران از قبل انتظار یک چرخه طولانی تامین مجدد موشک‌ها، خرید پهپادها، گسترش سامانه‌های پدافند هوایی و فروش جنگنده به کشورهای خاورمیانه، اروپا و آسیا را داشتند. جنگ ممکن است در نهایت پایان یابد، اما قراردادهایی که از دل آن زاده شده‌اند می‌توانند سال‌ها دوام بیاورند.

واضح‌ترین برندگان این جنگ، شرکت‌های بزرگ صنایع دفاعی آمریکا بودند. آنها در طول جنگ حدود ۱۲۰ میلیارد دلار سود بردند و حتی اگر درگیری پایان یابد، فروش تسلیحات و تجهیزات به کشورهای خاورمیانه که در جست‌وجوی حمایت آمریکا هستند، همچنان برایشان درآمدزاست. علاوه بر این، ارزش بازار آنها در بورس‌های نیویورک و نزدک (NASDAQ) نیز رشد بیشتری را تجربه کرده است. جنگ برای کشورها یک فاجعه است، اما برای پیمانکاران دفاعی کسب‌وکاری سودآور؛ کسب‌وکاری که گاه بیش از دولت‌ها و کشورها از آن منتفع می‌شود.

این جنگ مقادیر عظیمی از تسلیحات گران‌قیمت را مصرف کرد. هر موشک رهگیر پاتریوت که برای مقابله با موشک‌های ایرانی شلیک شد، هر بمب هدایت‌شونده دقیقی که توسط هواپیماهای رزمی فرود آمد و هر پهپادی که منهدم شد، تقاضایی تازه برای جایگزینی آنها ایجاد کرد. مقام‌های پنتاگون نیز پیش‌تر بر ضرورت بازسازی ذخایر موشکی که در عملیات علیه ایران کاهش یافته‌اند، تاکید کرده‌اند.

با تبدیل تنش‌ها به رویارویی مستقیم نظامی، سهام شرکت‌های دفاعی جهش کرد. در نخستین روز معاملاتی پس از آغاز حملات، سهام نورثروپ گرومن حدود ۶ درصد افزایش یافت، آر.تی.ایکس نزدیک به ۵ درصد رشد کرد و لاکهید مارتین نیز حدود ۳ درصد بالا رفت. صندوق‌های قابل معامله صنایع هوافضا و دفاعی نیز به رکوردهای جدیدی رسیدند.

این افزایش‌ها صرفا نمادین نبود. بر اساس گزارش‌های بازار، از زمان آغاز چرخه درگیری‌ها، ارزش سهام لاکهید مارتین حدود ۴۰ درصد و نورثروپ گرومن حدود ۴۶ درصد افزایش یافته است. آر.تی.ایکس نیز نزدیک به ۴۵ درصد رشد کرده و ده‌ها میلیارد دلار به ارزش بازار خود افزوده است. در واقع، سرمایه‌گذاران به این نتیجه رسیده‌اند که یک درگیری طولانی‌مدت در خاورمیانه می‌تواند سال‌ها سفارش‌های تسلیحاتی ایجاد کند.

در میان شرکت‌های دفاعی، آر.تی.ایکس موقعیتی ویژه دارد. حملات موشکی و پهپادی ایران اهمیت سامانه‌های دفاع موشکی را برجسته کرد. این شرکت تولیدکننده موشک‌های رهگیر پاتریوت، موشک‌های هوا به هوای آمرام، سامانه‌های راداری و طیفی از فناوری‌های دفاع موشکی است.

تحلیلگران با انتظار افزایش تقاضای دفاعی و بهبود حاشیه سود، ارزیابی خود از سهام این شرکت را ارتقا داده‌اند. بخش‌های دفاعی و هوافضای آر.تی.ایکس در سال ۲۰۲۵ حدود ۸۸.۶ میلیارد دلار فروش ثبت کردند که نسبت به سال قبل ۱۰ درصد افزایش داشت.

تمام کشورهایی که جنگ ایران را دنبال کردند، یک درس مشترک گرفتند: دفاع موشکی دیگر یک گزینه انتخابی نیست. این موضوع به معنای سفارش‌های بیشتر از سوی عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، اسرائیل، کشورهای عضو ناتو و متحدان آسیایی است.

اگر آر.تی.ایکس برنده جنگ موشکی باشد، لاکهید مارتین برنده جنگ هوایی است. جنگنده اف-۳۵ همچنان مهمترین هواپیمای رزمی جهان غرب محسوب می‌شود و جنگ ایران ارزش هواپیماهای پنهانکار در مقابله با شبکه‌های پیشرفته پدافند هوایی را بار دیگر نشان داد.

لاکهید مارتین همچنین از فروش سامانه‌های دفاع موشکی تاد، موشک‌های کروز جاسم، موشک‌های هلفایر و مهمات هدایت‌شونده دقیق سود می‌برد. تحلیلگران برآورد می‌کنند که فقط سفارش‌های جایگزینی تسلیحات مصرف‌شده می‌تواند طی چند سال آینده ده‌ها میلیارد دلار ارزش داشته باشد.

نورثروپ گرومن شاید شدیدترین واکنش مثبت بازار را تجربه کرده باشد. سرمایه‌گذاران این شرکت را یکی از بازیگران اصلی نسل آینده جنگ‌ها می‌دانند. در سبد محصولات آن، بمب‌افکن‌های پنهانکار بی-۲۱ ریدر، سامانه‌های پیشرفته موشکی، تجهیزات شناسایی و مراقبت و فناوری‌های پهپادی قرار دارد. گزارش‌ها نشان می‌دهد که با تشدید درگیری‌ها، سهام این شرکت بلافاصله ۵ تا ۶ درصد افزایش یافت. نقش این شرکت در تولید موشک‌ها و سامانه‌های راهبردی، آن را در قلب هرگونه برنامه بلندمدت توسعه نظامی آمریکا قرار داده است.

اما شاید سود واقعی نه از خود جنگ، بلکه از دوران پس از آن به دست آید. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که بزرگترین سودها معمولا پس از پایان درگیری‌ها حاصل می‌شوند. پس از حملات تلافی‌جویانه ایران و افزایش تنش‌های منطقه‌ای، واشنگتن بیش از ۱۶.۵ میلیارد دلار فروش احتمالی تسلیحات به کشورهای خاورمیانه را تصویب کرد؛ معاملاتی که شامل موشک‌ها، پهپادها، سامانه‌های راداری و ارتقای هواپیماها می‌شود. آر.تی.ایکس، لاکهید مارتین و نورثروپ گرومن از مهمترین بهره‌مندان این قراردادها هستند.

چنین قراردادهایی جریان‌های درآمدی چندساله ایجاد می‌کنند. موشکی که امروز شلیک می‌شود، ممکن است فردا یک قرارداد جایگزینی، سال آینده یک قرارداد تعمیر و نگهداری و ۵ سال بعد یک قرارداد ارتقا به همراه داشته باشد.

طرح‌های پیشنهادی دونالد ترامپ برای گسترش توان دفاعی آمریکا نیز می‌تواند برای پیمانکاران نظامی حتی سودآورتر از خود جنگ ایران باشد. این برنامه‌ها بودجه‌ای نزدیک به ۱.۵ تریلیون دلار تا سال ۲۰۲۷ را هدف گرفته‌اند که افزایش چشمگیر خرید موشک‌ها، سامانه‌های پهپادی و تسلیحات پیشرفته را در بر می‌گیرد.

با این حال، همه تحلیلگران چنین دیدگاهی ندارند. برخی معتقدند بخش زیادی از رشد مورد انتظار، پیش از آغاز جنگ در قیمت سهام شرکت‌های دفاعی منعکس شده بود و شماری از شرکت‌های بزرگ، پیشاپیش نزدیک به ۵۰ درصد رشد کرده بودند.

برخی دیگر بر این باورند که هزینه‌های نظامی آینده بیش از پیش به سمت هوش مصنوعی، سامانه‌های خودمختار و جنگ‌افزارهای نرم‌افزارمحور حرکت خواهد کرد؛ روندی که می‌تواند بیش از غول‌های سنتی صنایع دفاعی، به نفع شرکت‌های جدیدی مانند پالانتیر، اندوریل و ایرووایرنمنت باشد. با این حال، موشک‌ها همچنان باید جایگزین شوند، هواپیماها به ارتقا نیاز دارند و متحدان آمریکا همچنان خواهان حمایت امنیتی هستند.

جنگ‌ها برای کشورها تراژدی‌اند، اما برای پیمانکاران دفاعی اغلب فرصت به شمار می‌روند. جنگ ایران نیز الگویی را که پیش‌تر پس از عراق، افغانستان، اوکراین و غزه مشاهده شده بود، بار دیگر تقویت کرده است: هزینه‌های نظامی معمولا با پایان درگیری‌ها متوقف نمی‌شوند.

لاکهید مارتین، آر.تی.ایکس، نورثروپ گرومن، بوئینگ، جنرال داینامیکس و ال‌تری‌هریس در مجموع میلیاردها دلار به ارزش بازار خود افزوده‌اند، زیرا سرمایه‌گذاران روی سال‌ها سفارش برای جایگزینی تسلیحات، قراردادهای دفاع موشکی و فروش‌های نظامی خارجی شرط بسته‌اند. سهام نورثروپ گرومن، آر.تی.ایکس و لاکهید مارتین با تشدید درگیری‌ها جهش قابل توجهی داشت و میلیاردها دلار فروش تسلیحاتی جدید به متحدان آمریکا در خاورمیانه نیز از هم‌اکنون تصویب شده است.

داستان واقعی جنگ ایران شاید نه در تعداد موشک‌های شلیک‌شده، بلکه در قراردادهایی نهفته باشد که پس از آن امضا می‌شوند. برای غول‌های صنایع دفاعی وال‌استریت، این درگیری صرفا یک رویداد نظامی نیست، بلکه فرصتی تجاری چند میلیارد دلاری است که آثار مالی آن می‌تواند مدت‌ها پس از خاموش شدن میدان نبرد ادامه یابد.