دیوید هاکنی، نقاش نمادین بریتانیایی که با نگاه انقلابی خود بر هنر قرن بیستم تأثیر گذاشت، در ۸۸ سالگی درگذشت.

همشهری آنلاین: دیوید هاکنی در دهه پرجنب‌وجوش ۱۹۶۰ به‌عنوان یکی از چهره‌های هنر پاپ به شهرت رسید و شاید بیش از هر چیز به‌خاطر نقاشی‌هایش از استخرهای شنا شناخته می‌شد؛ آثاری که به تعریف زیبایی‌شناسی لس‌آنجلس کمک کردند. آثاری مانند پاشش بزرگ‌تر و پرتره یک هنرمند (استخر با دو پیکر) صحنه‌هایی از عشق، هوس و فقدان را زیر آسمان آفتابی این شهر به تصویر می‌کشیدند. اما کارنامه شش دهه‌ای هاکنی را نمی‌توان به یک دوره خاص محدود کرد. او با استفاده از کلاژهای عکاسی، پرتره‌هایی با پرسپکتیوهای تازه خلق کرد، به نقاشی انتزاعی منظره روی آورد و در سال‌های پایانی زندگی نیز امکانات خلق اثر هنری با فناوری‌های نوظهور سه‌بعدی را بررسی کرد.

تریسی امین، هنرمند بریتانیایی، گفت از این‌که هاکنی را می‌شناخته احساس افتخار می‌کند و افزود: «یک هنرمند بزرگ و انسانی فوق‌العاده بود که با قدرت هنر، نگاه مردم به هویت بریتانیایی را تغییر داد.»

کی‌یر استارمر، نخست‌وزیر بریتانیا، نیز از نخستین افرادی بود که به او ادای احترام کرد. سخنگوی او گفت: «نخست‌وزیر از شنیدن خبر درگذشت دیوید هاکنی، یکی از برجسته‌ترین هنرمندان بریتانیا، اندوهگین شده است. آثار زنده و بلافاصله قابل تشخیص او بر نسل‌های مختلف هنرمندان تأثیر گذاشت و افکار نخست‌وزیر با دوستان و خانواده اوست.»

در بیانیه نمایندگان هاکنی آمده است: «دیوید هاکنی، هنرمند برجسته بریتانیایی و یکی از مهم‌ترین چهره‌های هنر معاصر در قرن‌های بیستم و بیست‌ویکم، در ۱۱ ژوئن ۲۰۲۶، یک ماه پیش از هشتادونهمین سالگرد تولدش، در آرامش و در خانه درگذشت.» در ادامه این بیانیه آمده است: «میراث ماندگار دیوید هاکنی بازتاب اشتیاق عمیق او به زندگی، حس شوخ‌طبعی استثنایی، سخاوت فراوان و کنجکاوی جست‌وجوگرانه‌اش است؛ ویژگی‌هایی که در عبارت همیشگی او خلاصه می‌شد: "زندگی را دوست بدار." جزئیات مراسم‌های یادبود متعاقباً اعلام خواهد شد.»

الکس فارکوهارسون، مدیر نگارخانه تیت بریتانیا در لندن، هاکنی را «چهره‌ای فوق‌العاده مهم» توصیف کرد. او به بی‌بی‌سی گفت: «دیوید هنرمندی بی‌پایان خلاق و دارای نگاهی منحصربه‌فرد به جهان بود. او همیشه، چه در آثارش و چه در زندگی شخصی‌اش، کاملاً و شجاعانه خودش بود. او به ما لذت نگاه کردن را آموخت و چیزهایی را نشان داد که دیگران متوجهشان نمی‌شدند. نگاه تیزبین و شوخ‌طبعانه‌اش همواره در آثار و شخصیتش حضور داشت. ضایعه‌ای که دنیای هنر متحمل شده عظیم است؛ درگذشت دیوید پایان‌بخش مجموعه‌ای خارق‌العاده از آثار است که با نوآوری و بازآفرینی مداوم شناخته می‌شوند.» تیت اعلام کرده است که همچنان قصد دارد سال آینده نمایشگاه بزرگی از آثار او را در تیت بریتانیا برگزار کند و همچنین یک نصب چندرسانه‌ای در تالار توربین تیت مدرن به نمایش بگذارد.

مرکز پمپیدو در پاریس که هاکنی با آن در دو نمایشگاه مهم همکاری داشت، او را «بی‌تردید یکی از چهره‌های اصلی هنر معاصر» توصیف کرد. این مرکز افزود آثاری که از او به‌جا مانده‌اند «درخشان، سرزنده و جاودانه» هستند.

هاکنی در سال ۱۹۳۷ در شهر برادفورد واقع در یورکشایر غربی به دنیا آمد. چهارمین فرزند از پنج فرزند خانواده‌ای بود که خودش آن را «یک خانواده رادیکال طبقه کارگر» توصیف می‌کرد. والدینش استعداد هنری او را از کودکی تشویق کردند. او در کالج برادفورد هنر خواند و نخستین نقاشی خود، پرتره‌ای از پدرش، را در نمایشگاه هنرمندان یورکشایر در سال ۱۹۵۷ به قیمت ۱۰ پوند فروخت. به‌عنوان فردی که به دلایل وجدانی با خدمت نظامی مخالف بود، دو سال خدمت ملی خود را به‌عنوان کمک‌پرستار در بیمارستان گذراند و سپس در سال ۱۹۵۹ وارد کالج سلطنتی هنر لندن شد.

او خیلی زود به‌عنوان استعدادی منحصربه‌فرد، اما سرکش، شناخته شد. امتناع او از کشیدن طراحی زنده از یک مدل زن نزدیک بود مانع فارغ‌التحصیلی‌اش شود. او در اقدامی معنادار اثری با عنوان طراحی زنده برای دریافت مدرک ارائه کرد که در آن پیکر عضلانی یک مرد از مجله‌های بدنسازی آمریکایی به تصویر کشیده شده بود. هاکنی همچنین از نوشتن مقاله الزامی امتحان نهایی خودداری کرد، زیرا معتقد بود باید فقط بر اساس آثار هنری‌اش ارزیابی شود. کالج سلطنتی هنر که از استعدادی که پرورش می‌داد آگاه بود، قوانینش را تغییر داد تا بتواند مدرک او را صادر کند. این آغاز مسیری بود که در آن هاکنی هیچ ابایی از به چالش کشیدن جامعه محافظه‌کار نداشت.

هاکنی با موهای بلوند روشن، عینک‌های گرد با قاب ضخیم و سیگاری که همیشه بر لب داشت، به یکی از چهره‌های محافل شبانه لندن و آمریکا در دهه ۱۹۶۰ تبدیل شد. او با اندی وارهول، اوزی کلارک و دنیس هاپر معاشرت می‌کرد و شهرتی به‌عنوان خوشگذران و پرسه‌زن فرهنگی به دست آورد. اما با وجود زندگی سرشار از لذت و مصرف مواد مخدر، هرگز اخلاق کاری سخت‌کوشانه یورکشایری خود را از دست نداد. حتی پس از سکته مغزی در سال ۲۰۱۲ که موقتاً بر توانایی گفتارش اثر گذاشت، همچنان به کار ادامه داد. پس از مهاجرت به لس‌آنجلس در اواسط دهه ۱۹۶۰، آثار پخته‌تر و خویشتندارانه‌تر او به‌خاطر توانایی‌شان در انتقال احساسات عمیق و پیچیده بر بوم نقاشی مورد تحسین قرار گرفتند. اثر مردی در حمام در بورلی هیلز (۱۹۶۴) نشان می‌داد که او در مسیر رسیدن به سبک واقع‌گرایانه‌تر خود به بلوغ رسیده است.

در نوامبر ۲۰۱۸، شاهکار سال ۱۹۷۲ او، پرتره یک هنرمند (استخر با دو پیکر)، در حراج کریستیز به قیمت ۹۰.۳ میلیون دلار فروخته شد و در آن زمان رکورد گران‌ترین اثر یک هنرمند زنده را شکست. این اثر که از جدایی او از معشوقش الهام گرفته بود، منتقدان را شیفته خود کرد.

هاکنی هنگام کار روی یکی از نقاشی‌های لس‌آنجلس، مجموعه‌ای از عکس‌های مرجع را با دوربین پولاروید ثبت کرد و به‌طور اتفاقی به مرحله بعدی کارنامه هنری‌اش رسید: کلاژهای عکاسی یا آنچه خودش «جوینرها» می‌نامید. او با کنار هم قرار دادن عکس‌های متعدد، شیفتگی خود به پرسپکتیو را بررسی می‌کرد. پرتره‌هایی که از مادرش و دلال هنری بریتانیایی جان کزمین ساخت، تأثیر آشکار کوبیسم را نشان می‌داد و با آثار پیکاسو مقایسه می‌شد. در سال‌های بعد، هاکنی حوزه‌های تازه بسیاری را تجربه کرد؛ از طراحی صحنه و لباس برای اپراها و باله‌ها گرفته تا بهره‌گیری از فناوری‌های نوین.

او مجذوب فناوری بود و در طول دوران فعالیتش از دستگاه فتوکپی، فکس، چاپگر و آی‌پد استفاده کرد. آی‌پد به او امکان می‌داد صدها نقاشی دیجیتال خلق کند و با اشتیاق برای دوستان و آشنایانش بفرستد. با این حال، علاقه او به فناوری همیشه به یک موضوع بازمی‌گشت: «من فقط به فناوری‌هایی علاقه دارم که به تصویر مربوط باشند. هر چیزی که بتواند تصویری خلق کند برایم جذاب است.»

هاکنی که تمام عمر سیگاری قهاری بود، معتقد بود سیگار برای سلامت روانش مفید بوده است. او در مقاله‌ای در سال ۲۰۰۷ نوشت که ممنوعیت قریب‌الوقوع سیگار در بریتانیا «زننده‌ترین نمونه مهندسی اجتماعی» است.

او در سال ۲۰۰۵ از لس‌آنجلس به یورکشایر بازگشت، اما در سال ۲۰۱۳ با تراژدی بزرگی روبه‌رو شد؛ زمانی که دستیار ۲۳ ساله‌اش، دومینیک الیوت، در خانه‌اش در بریدلینگتون مرده پیدا شد. مشخص شد که الیوت پس از مصرف مواد مختلفی از جمله اکستازی و کوکائین، مایع لوله‌بازکن خانگی نوشیده است. پزشکی قانونی مرگ او را حادثه‌ای ناخواسته اعلام کرد. هاکنی گفت پس از این اتفاق مدتی حتی به کنار گذاشتن کامل هنر فکر کرده بود، زیرا دیگر توانایی طراحی نداشت.

گفته می‌شود او چندین بار نشان شوالیه‌گری را رد کرده بود و یک بار نیز دعوت برای کشیدن پرتره ملکه را نپذیرفت. روحیه سنت‌شکن او در کتاب دانش پنهان: بازکشف فنون گمشده استادان قدیم در سال ۲۰۰۱ نیز دیده می‌شد؛ کتابی که در آن بسیاری از باورهای رایج درباره شیوه خلق شاهکارهای نقاشی گذشته را به چالش کشید. این کتاب هم خشم و هم تحسین منتقدان و تاریخ‌نگاران هنر را برانگیخت.

او در سال ۲۰۱۸ گفته بود: «آموزش طراحی به مردم، آموزش دیدن است.» و بی‌تردید هنر او تأثیر عمیقی بر شیوه نگاه ما به قرن بیستم گذاشت؛ هرچند خودش شاید چنین برداشتی نداشت. او در سال ۲۰۱۵ گفته بود: «زیاد اهل مرور گذشته نیستم. من در اکنون زندگی می‌کنم. همیشه اکنون است.»

منبع: همشهری آنلاین