با انتشار قسمت دوم سریال جدید محمدحسین مهدویان با عنوان کلاغ، کاربران و مخاطبان درباره این سریال نظر دادند.

به گزارش همشهری آنلاین، قسمت دوم سریال جدید محمدحسین مهدویان روانه آنتن شبکه نمایش خانگی شد و مورد نقد و نظر مخاطبان قرار گرفت. این سریال که داستان زندگی جلال (هادی حجازی فر) کارمند میانسال کمیته مشترک ضد خرابکاری ساواک در تهران قبل از انقلاب و عشق او به دختر جوانی به نام سایه عضو یک سازمان چپ را به تصویر می‌کشد برداشتی آزاد از رمان «مه و شب» احمت اومیت (احمد امید) نویسنده چپ‌گرای ترکی ست.

مهدویان در ساخت این سریال علاوه بر اینکه در دام کلیشه‌ عشق‌های ممنوعه (سریال‌های بدنام و بی عاطفه) که همزمان در حال پخش از شبکه نمایش خانگی‌ست، افتاده با غلبه فرم بر محتوا، سریال «کلاغ» را صرفا در حد میزانسن، گریم و اکسسوار پیش از انقلاب تقیل داده است.

او بیشتر از اینکه با طراحی شخصیت ‌های درست و باورپذیر در داستان، جهانی را خلق کند که مخاطب امروز با آن رابطه منطقی و تاریخی برقرار کند همه تمرکزش را گذاشته روی گریم، لباس، صحنه پردازی و فرم فیلمبرداری. آیا مهدویان تصور می‌کند با یک کراوات شیک و کت و دامن و کلاه زنانه و و موهای آراسته و پیپ گوشه لب و صدای خمار در کنار فیلتر سیاه و سفید دوربین، کاراکترهای منفی دوران پهلوی دوم در ذهن مخاطب ساخته و پرداخته می‌شود؟

یکی از سکانس‌های این سریال که زیر ذره‌بین کاربران و نقد و نظر مخاطبان شبکه های اجتماعی قرار گرفت، سکانسی از بازی محسن قصابیان در نقش نصیری رئیس ساواک و مکالمه‌اش با جلال (دامادش) است. او با پیپ معروف هویدا (نخست وزیر پهلوی دوم) گوشه لب و کراواتی به سبک و سیاق او مدام جملات گل درشت و شعارگونه‌ای را درباره چپی‌ها و روحانیون به جلال می‌گوید. گویی بیش از اینکه مهدویان مشغول کارگردانی سریال باشد در حال تنظیم و ادیت ویدئوهای کوتاه و پربازدید اینستاگرامی و بازدید بیشتر در سوشیال مدیاست نه چیزی بیشتر.

نکته دیگری که همچنان در آثار او به ویژه سریال کلاغ بیش از پیش یه چشم می‌خورد شیوه فیلمبرداری داکیو درام (مستند- درام) است. یکی از مشخصه‌های این ژانر که وقایع تاریخی را دراماتیزه می‌کند، دور بودن دوربین از سوژه و حال و هوای زندگی و شخصیت اوست. مهدویان در کلاغ هم به سیاق گذشته سعی می‌کند دوربین را به جلال نزدیک نکند تا حالت‌های درونی و احساسی او از مخاطب پنهان بماند در حالی که این شخصیت مابازای بیرونی در تاریخ ندارد و زائیده تخیل نویسنده و کارگردان است.

یکی دیگر از نقطه ضعف‌های این سریال ریتم کشنده آن است. مهدویان باز هم به روال تولید فصل های دوم و سوم و ... سریال «زخم کاری» خط کوچکی از داستان را با سکانس های طولانی، کند و کش دار به تصویر می‌کشد تا به اصطلاح مخاطبش را تشنه و منتظر نگه دارد. فارغ از اینکه مخاطب امروز که برای تماشای هر قسمت یک سریال نمایش خانگی هزینه پرداخت کرده، انتخاب‌های دیگری دارد و منتظر نمی‌ماند تا این ریتم او را خسته و کلافه کند.

نمونه آن سکانس‌هایی از قسمت اول سریال است که برای تعریف دو خط از داستان که در کمتر از بیست دقیقه هم قابل نمایش است، چهل دقیقه وقت مخاطب را می‌گیرد تا مثلا جزئیات رفتاری و حرکتی جلال میان رفت و برگشت‌های بین خانه، محل کار و خانه سایه(معشوقه‌اش) بیشتر دیده شود. جزئیاتی که در ادامه سریال نه کاربرد خاصی برای پیشبرد داستان دارد و نه ارتباط معناداری با زندگی کارمند میانسال کمیته مشترک ضد خرابکاری ساواک.