این تجربه نشان می‌دهد ترامپ هنوز می‌تواند سرعت حرکت نتانیاهو را کاهش دهد، هرچند قادر نیست نتیجه نهایی را کاملا کنترل کند.

همشهری آنلاین - گروه سیاسی: نشریه نیوزویک در گزارشی با عنوان «دام اتحاد، دونالد ترامپ را در خود فرو می‌برد» به دوراهی تاریخی آمریکا بر سر میزان همراهی خود با اسرائیل در روابط بین‌الملل پرداخته است. ظاهرا قرعه به نام دونالد ترامپ افتاده است که برای این مسئله جوابی پیدا کند.

متن این گزارش را می‌خوانید:

درگیری مستقیم ایران و اسرائیل پس از آتش‌بسی که در آوریل و در جریان جنگ تحت رهبری آمریکا علیه حکومت تهران برقرار شده بود، بار دیگر شعله‌ور شده است؛ شدیدترین رویارویی مستقیم ۲ طرف از زمان آن آتش‌بس. ازسرگیری این خصومت‌ها می‌تواند تلاش‌های معامله‌جویانه دونالد ترامپ را با شکست روبه‌رو کند.

ترامپ صبح دوشنبه در شبکه تروث سوشال نوشت: «اسرائیل و ایران باید فورا شلیک به یکدیگر را متوقف کنند.»

او پیش از این نیز از بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، خواسته بود در پاسخ به حمله موشکی تهران عجله نکند تا فضای شکننده دیپلماسی که به گفته او در آستانه نتیجه‌گیری قرار دارد، حفظ شود. با این حال، اسرائیل به مناطق مرکزی و غربی ایران حمله کرد.

برداشت رایج در واشنگتن این است که ماجرا به کشمکش قدرت میان ۲ متحد سیاسی ظاهری بازمی‌گردد؛ نتانیاهو در برابر ترامپ ایستاد و ترامپ در این میان ضعیف‌تر به نظر رسید. اما واقعیت مهم‌تر این است که این رخداد نمونه‌ای روشن از «دام اتحاد» است؛ دامی که ترامپ باید از گرفتار شدن در آن پرهیز می‌کرد.

این دام، یعنی وضعیتی که واشنگتن همچنان مسئول دفاع از متحدی باشد که رفتارهایش را نمی‌تواند به طور کامل کنترل کند، اکنون ترامپ را در خود فرو می‌برد. پرسش این است که آیا او می‌تواند متحد اسرائیلی خود را مهار کند؟

از لبنان تا ایران

تنش‌های اخیر پیش از رسیدن به ایران از لبنان عبور کرد؛ جایی که خود ایران نیز در نوعی دام اتحاد با گروه مسلح حزب‌الله گرفتار است (ادعای نیوزویک). اسرائیل در ۷ ژوئن، پس از حمله موشکی حزب‌الله به شمال اسرائیل، حومه جنوبی بیروت را هدف قرار داد. نتانیاهو اعلام کرد این حمله پاسخی به موشک‌پرانی حزب‌الله بوده و مقام‌های اسرائیلی نیز گفتند هدف عملیات، یک مرکز فرماندهی حزب‌الله در منطقه ضاحیه بوده است.

ایران پیش‌تر هشدار داده بود که حمله اسرائیل به بیروت می‌تواند به واکنش متقابل منجر شود و مذاکرات ایران و آمریکا را از مسیر خارج کند.

در ادامه، تهران در واکنش به حمله اسرائیل به بیروت، موشک‌هایی به سمت اسرائیل شلیک کرد. تنها چند ساعت بعد، اسرائیل با وجود درخواست ترامپ برای خویشتنداری، ایران را هدف قرار داد.

ترامپ در تلاش بود فضای دیپلماتیک پیرامون ایران را حفظ کند، اما اسرائیل حملات حزب‌الله را تهدیدی امنیتی می‌دانست که باید به آن پاسخ داده می‌شد. این رخداد نشان می‌دهد منازعه ایران، مسیر و منطق خاص خود را دنبال می‌کند؛ به‌ویژه زمانی که پای اسرائیل و حزب‌الله در میان باشد. این مسیری نیست که ترامپ همیشه بتواند آن را هدایت کند.

در یک سو منطق نظامی و تاکتیکی قرار داشت و در سوی دیگر منطق دیپلماتیک. این ۲ منطق خیلی زود با یکدیگر برخورد کردند.

دام؛ مسئولیت بدون کنترل

دام اتحاد زمانی شکل می‌گیرد که یک قدرت بزرگ کنترل خود را بر متحدی که روزبه‌روز تهاجمی‌تر می‌شود از دست بدهد، اما همچنان مسئول دفاع از او و مدیریت پیامدهای اقداماتش باقی بماند. وضعیت کنونی ترامپ دقیقا با این تعریف مطابقت دارد.

رئیس‌جمهور آمریکا پیش از تماس با نتانیاهو به پایگاه آکسیوس گفته بود قصد دارد از نخست‌وزیر اسرائیل بخواهد دست به اقدام تلافی‌جویانه نزند، زیرا حمله موشکی ایران در واکنش به حمله اسرائیل به بیروت صورت گرفته بود. یک مقام ارشد آمریکایی نیز به آکسیوس گفت ترامپ می‌خواست نتانیاهو صبر کند، زیرا دولت آمریکا معتقد بود به توافق با ایران نزدیک شده است.

این مقام گفت: «فکر می‌کنیم رئیس‌جمهور کمی زمان خریده است. او کاملا معتقد است که به توافق با ایران نزدیک شده‌ایم. تصور نمی‌کنم در آینده نزدیک حمله‌ای از سوی اسرائیل در کار باشد.»

ترامپ همچنین در گفت‌وگو با روزنامه فایننشال تایمز گفته بود نتانیاهو «چاره‌ای جز پذیرش توافق با ایران نخواهد داشت» و تاکید کرده بود: «من تصمیم‌گیرنده هستم. همه تصمیم‌ها را من می‌گیرم. او تصمیم‌گیرنده نیست.»

اما این سخنان خیلی زود اعتبار خود را از دست داد. تنها چند ساعت پس از آنکه ترامپ از نتانیاهو خواست فورا دست به تلافی نزند، اسرائیل به ایران حمله کرد. هنوز مشخص نیست این حملات با هماهنگی آمریکا انجام شده یا اقدامی یکجانبه بوده است. با این حال، لحن و مواضع پیشین کاخ سفید نشان می‌دهد احتمال هماهنگی کامل چندان بالا نبوده است. اما شاید این موضوع چندان هم اهمیت نداشته باشد؛ زیرا ایران برداشت خود را به‌صراحت بیان کرده است.

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، در تهران به خبرنگاران گفت: «هیچ‌کس باور نمی‌کند رژیم اسرائیل بدون هماهنگی با ایالات متحده دست به چنین اقدامی بزند.» او افزود: «ایالات متحده مسئول تجاوز رژیم اسرائیل است و مسئولیت پیامدهای هرگونه تشدید تنش نیز بر عهده این کشور خواهد بود.»

این همان هزینه‌ای است که حامی باید بپردازد. آمریکا می‌تواند هرگونه هماهنگی را رد کند، اما همچنان مسئول شناخته شود. اسرائیل قادر است بر اساس محاسبات و اولویت‌های خود عمل کند؛ حتی اگر این اقدامات در تضاد با تلاش‌های واشنگتن برای حفظ مذاکراتی باشد که نتانیاهو عملا به تضعیف آنها کمک می‌کند.

ترامپ می‌تواند مدعی فرماندهی باشد، اما ساختار اتحاد میان ۲ کشور و جریان دائمی کمک‌های نظامی آمریکا به اسرائیل، به تل‌آویو امکان می‌دهد پیش از آنکه واشنگتن هزینه‌های واقعی اقداماتش را برآورد کند یا اراده خود را تحمیل کند، دست به عمل بزند.

البته اسرائیل نیز برای اقدامات خود استدلال‌های امنیتی قابل توجهی دارد. مقام‌های اسرائیلی به دولت ترامپ گفته‌اند حملات مستمر حزب‌الله به شمال اسرائیل نقض آتش‌بس بوده و به اسرائیل حق می‌دهد بیروت را هدف قرار دهد. همچنین آنها تصریح کرده‌اند هر زمان حزب‌الله به شمال اسرائیل حمله کند، پاسخ اسرائیل متوجه بیروت خواهد بود.

از کشوری که زیر آتش موشک قرار دارد نمی‌توان انتظار داشت همه تصمیم‌های نظامی خود را به جدول زمانی مذاکرات واشنگتن واگذار کند. رهبران اسرائیل پیش از هر چیز در برابر شهروندان خود پاسخگو هستند.

حملات اسرائیل به ایران پس از شلیک موشک‌های ایرانی انجام شد و حمله به بیروت نیز در پی حملات حزب‌الله به شمال اسرائیل صورت گرفت.

برای نتانیاهو، مسئله اصلی، بازدارندگی فوری در برابر دشمنان قدیمی است. اما برای ترامپ، پرسش اساسی این است که آیا هر اقدام بازدارنده، مسیر دستیابی به توافق منطقه‌ای را که آن را برای صلح و همچنین میراث سیاسی خود ضروری می‌داند، تنگ‌تر می‌کند یا نه.

هر ۲ منطق در چارچوب خود قابل فهم هستند. اسرائیل می‌خواهد همین امروز ایران و حزب‌الله را بازدارد. ترامپ نیز به دنبال آن است که با ایجاد آرامش نسبی در منطقه، توافقی با تهران به دست آورد و خود را به عنوان رئیس‌جمهور صلح‌ساز تثبیت کند.

اسرائیل تهدید را در موشک‌ها، پهپادها و مراکز فرماندهی‌ای می‌بیند که هر روز امنیتش را به خطر می‌اندازند. در مقابل، ترامپ خطر را در چرخه تشدید تنش، پایگاه‌های آمریکایی و شکست مذاکرات می‌سنجد. ساعت سیاسی این ۲ متحد دیگر با یکدیگر تنظیم نیست.

دام اتحاد به این معنا نیست که آمریکا هیچ اهرم فشاری بر اسرائیل ندارد. ترامپ تنها یک هفته پیش موفق شده بود طرح اسرائیل برای حملات گسترده به بیروت را متوقف کند. همچنین بخشی از توافق آتش‌بس شامل تعهد اسرائیل به خودداری از حمله به بیروت در صورت توقف حملات حزب‌الله به شهرک‌های مرزی اسرائیل بود.

این تجربه نشان می‌دهد ترامپ هنوز می‌تواند سرعت حرکت نتانیاهو را کاهش دهد، هرچند قادر نیست نتیجه نهایی را کاملا کنترل کند. اما تبادل آتش ۸ ژوئن نشان داد استفاده علنی از این اهرم‌ها هزینه‌های خود را دارد.

تشدید دوباره درگیری‌ها خطر بازگشت خاورمیانه به جنگی فراگیر را افزایش داده و تلاش‌های میانجی‌گرانه را پیچیده‌تر کرده است. عربستان سعودی در مناطقی که میزبان نیروهای آمریکایی هستند هشدار موشکی صادر کرد و شورشیان حوثی نیز به سمت اسرائیل شلیک کردند و کشتی‌های مرتبط با اسرائیل در دریای سرخ را تهدید کردند.

ترامپ می‌تواند تهدید کند که حمایت دیپلماتیک از اسرائیل را کاهش می‌دهد، هماهنگی‌های نظامی را کند می‌کند یا خطوط قرمز سخت‌تری تعیین می‌کند. اما هر یک از این گزینه‌ها هزینه‌های داخلی و راهبردی خود را دارد.

هواداران او از حمایت بی‌قیدوشرط از اسرائیل پیام قدرت دریافت می‌کنند؛ اسرائیل آن را به معنای آزادی عمل بیشتر می‌فهمد؛ ایران آن را نشانه مالکیت و مسئولیت آمریکا تلقی می‌کند و بازارها نیز آن را شوکی تازه ارزیابی می‌کنند.

ترامپ اکنون در حال درک بهای «اجتناب‌ناپذیر بودن» آمریکاست. هرچه واشنگتن بیشتر به اسرائیل اطمینان دهد که پشت آن خواهد ایستاد، اسرائیل نیز با اطمینان بیشتری بر اساس جدول زمانی امنیتی خود عمل می‌کند و فرض را بر این می‌گذارد که آمریکا پیامدهای بعدی را مدیریت خواهد کرد.

بیروت چراغ هشدار دام اتحاد بود؛ اما ایران صورتحساب آن را روی میز گذاشت.