​​​​​​​​​​​​​​جوان ۲۳ ساله‌ای که یک دانش‌آموز ۱۱ ساله را با توسل به حیله و زور مورد آزار قرار داده و به طرز هولناکی به قتل رسانده بود، در اولین جلسه بازپرسی پرونده جزئیات این جنایت تکان‌دهنده را بازگو کرد.

به گزارش همشهری آنلاین، جوان ۲۳ ساله که دانش‌آموز ۱۱ ساله ای را با توسل به حیله و نیرنگ به زمین‌های خالی اطراف بزرگراه امام علی (ع) مشهد کشانده و او را با ضربات بی‌رحمانه سنگ به قتل رسانده بود، در اولین جلسه بازپرسی جزئیات جنایت وحشتناک خود را در پاسخ به سوالات تخصصی دکتر صادق صفری قاضی ویژه قتل عمد مشهد تشریح کرد.

متهم این پرونده جنایی که مدعی بود مغزش خراب است و هنگام قتل کودک بی‌گناه نفهمیده چه می کند، در حالی به طرز زیرکانه ای ماجرای قتل هولناک کودک مظلوم را بازگو می‌کرد که حتی شماره تلفن‌های شهرداری و رسیدگی به امور صنفی و گرانفروشی را حفظ بود.

آنچه می‌خوانید خلاصه‌ای از اولین جلسه بازپرسی است که شغال کثیف عامل جنایت مقابل میز عدالت و در صحنه بازسازی قتل کودک بیان کرد.

خودت را معرفی کن. صادق – ک هستم و سال۱۳۸۲ متولد شدم.

کجا ساکن هستی؟ الان جا و مکان ندارم. قبلا در محل کارم می خوابیدم.

اکنون متهم هستی به قتل عمدی «سید ایلیا» در ماه حرام با ضربات مهلک سنگ، ایراد صدمات عمدی، آدم‌ربایی به عنف طفل کمتر از ۱۵ سال، سرقت مقرون به آزار (زورگیری). قبول دارم، اشتباه کردم.

قتل را چگونه انجام دادی؟ روز جمعه (اول خرداد) بود که در گیم نت منطقه قاسم آباد (سی اس) بازی می کردم. چون این بازی تفنگی است و من به آن علاقه دارم. در همین حال «ایلیا» را دیدم و به او گفتم بیا برویم یک دور بزنیم. او هم رفت و از مادربزرگش اجازه گرفت.

وقتی به گیم‌نت بازگشت با این ترفند که می خواهم ساندویچ بخرم او را با خودم همراه کردم و از گیم‌نت بیرون آمدیم، ولی در مسیری که به طرف بزرگراه پیاده می‌رفتیم او احساس کرد که من دروغ گفتم و او را جای خوبی نمی برم. به همین خاطر گوشی تلفنش را برداشت تا به کسی زنگ بزند. اما من باز هم فریبش دادم و در حالی که قصد داشتم اطمینانش را جلب کنم او را ترساندم که گوشی را در جیبش بگذارد چون دزد زیاد است و احتمال دارد گوشی تلفنش را بدزدند.

وقتی به زمین های خالی اطراف بزرگراه رسیدیم به او گفتم بیا به آن طرف برویم که خلوت است و آنجا زنگ بزن. وقتی با این ترفند او را به بیابان های خاکی کنار بزرگراه بردم گویی متوجه قصد شیطانی من شد و می خواست فرار کند. او را گرفتم ولی خیلی مقاومت می کرد. در همین هنگام او را به زمین انداختم و دیگر نفهمیدم چه می کنم. سنگی برداشتم و ضرباتی به سرش زدم. بعد هم پیکرش را روی زمین کشیدم و از دیوار سنگی کنار کال (رودخانه) پایین انداختم و چند ضربه دیگر با سنگ زدم و سپس او را در همان وضعیت رها کردم و ازآن جا رفتم.

آیا با «ایلیا» از قبل آشنایی داشتی؟ نه، هیچ وقت او را ندیده بودم حتی نامش را هم نمی دانستم. در همان گیم‌نت فهمیدم که اسمش «ایلیا» است.

فراد دیگری هم در گیم‌نت (مرکز بازی های رایانه ای) بودند؟ بله، زیاد بودند. آنها همه مرا می شناختند. چون من از ۳ سال قبل هر وقت پول دستم می آمد به آنجا می رفتم و بازی می کردم.

چرا تصمیم گرفتی «ایلیا» را فریب بدهی؟ نمی دانم، ذهنم خراب است. دکترها دارو دادند و مغزم را خراب کردند.

پس چگونه با این ذهن خراب بازی های کامپیوتری انجام می دهی؟ به بازی های کامپیوتری علاقه زیادی دارم.

نقشه فریب با عنوان خرید ساندویچ را از قبل طراحی کردی؟ بله، گفتم با هم برویم که من ساندویچ بخرم.

در بازسازی صحنه قتل گفتی چند سال قبل مورد تعرض قرار گرفتی؟ بله، مربوط به ۵-۶سال قبل است .یکی از بستگانم نیز به من تعرض می کرد.

وقتی «ایلیا» فهمید که دروغ می گویی و آنجا ساندویچ فروشی نیست، چگونه باز هم با تو آمد؟ من به زور بردمش. او خیلی مقاومت کرد که فرار کند.

چرا رهایش نکردی و با سنگ به سرش ضربه زدی؟ خودم نفهمیدم چکار می کنم. یکباره پیش آمد.

چرا گوشی تلفن «ایلیا»را سرقت کردی؟ چون گوشی خودم خاموش بود و می خواستم سیمکارت او را استفاده کنم.

بعد از آنکه پیکر خون‌آلود کودک را رها کردی، کجا رفتی؟ به داخل شهر رفتم. قصد داشتم به سمنان بروم و آنجا در رستوران کار کنم. بلیت اتوبوس وی‌آی‌پی گرفتم اما در سبزوار دستگیر شدم.

الان چه شغلی داری؟ ضایعات جمع می کنم و از بهزیستی حقوق می گیرم.

پول هایت را چه می کنی؟ برای خودم خرج می کنم. غذای خوب می خورم، بازی می کنم و به خودم می رسم! هر غذایی را که دوست داشته باشم به همراه نوشابه می خورم چون خیلی نوشابه دوست دارم. بقیه را هم اینترنت می خرم و در یکی از فضاهای مجازی فیلم می بینم و بازی می کنم!

گفتی از وضعیت موجود شهر خیلی ناراحت هستی. چرا؟ چون اتوبوس های شهری مدام خراب بودند من هم یکسره به شهرداری زنگ می زدم که چرا اتوبوس های قدیمی را عوض نمی کنید! آنها هم می گفتند اینقدر زنگ نزن، خودمان پیگیری می کنیم. البته به تعزیرات حکومتی هم به خاطر گرانی ها زنگ می زدم. میوه فروش محله ما زردآلوها را نسبت به مغازه های دیگر خیلی گران می فروخت!

با چه شماره ای گرانفروشی را اطلاع می دادی؟ تلفن ۱۲۴
خرابی اتوبوس ها را چگونه پیگیری می کردی؟ زنگ می زدم به اتوبوسرانی، کد اتوبوس و شماره خط آن را می دادم. چند بار هم با آنها بحث کردم که همه اتوبوس های منطقه ما داغون است اما الان از وقتی من موضوع را مدام پیگیری می کردم بالاخره اتوبوس های نو گذاشتند و مشکل حل شد.

سابقه بستری دربیمارستان روانپزشکی را هم داری؟ از سال ۹۵ تا ۴۰۲ هرچند وقت یک بار بستری می شدم چون خیلی حرف می زدم و اعصاب خانواده ام را خرد می کردم به همین خاطر بردار و خواهرم مرا به ابن سینا (بیمارستان روانپزشکی مشهد) می بردند.

خانواده ات به تو پول نمی دادند؟ نه، من هم وسایل خانه را می بردم و می فروختم!

تا کلاس چند درس خواندی؟ تاکلاس هفتم درس خواندم ولی بعد از آن با پول مدرک گرفتم ولی درس نخواندم.

قبل از قتل دارو یا مواد مخدر مصرف کرده بودی؟ نه، هیچ چیزی مصرف نکردم.

ازقبل تصمیم به قتل «ایلیا» گرفته بودی؟ متوجه نبودم.

با پایان اولین جلسه بازپرسی، متهم مذکور برای انجام معاینات و سلامت روحی و روانی با صدور دستوری ویژه از سوی دکتر صادق صفری قاضی شعبه ۲۵۵ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد به پزشکی قانونی معرفی شد و برای ادامه تحقیق درباره این جنایت هولناک در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت.

منبع: خراسان