به گزارش همشهریآنلاین، علی نیکزاد، نایب رئیس مجلس، در گفتوگویی با بیان روایتی از روز حمله به بیت رهبر شهید انقلاب، گفت: ۹ اسفند ۱۴۰۴ مصادف با دهم ماه مبارک رمضان ۱۴۴۷، روزی بود که به غیرت دینی ما برخورد.
وی یادآور شد: آن روز در مجلس شورای اسلامی برای برگزاری جلسهای حضور داشتم؛ آن هفته قرار بود راهآهن اردبیل با حضور رئیسجمهور افتتاح شود. به همین دلیل جلسهای با حضور استاندار اردبیل، معاون وزیر راه و شهرسازی و چند جلسه دیگر داشتیم. قرار بود این آقایان پس از آن جلسه، برای برخی هماهنگیها نزد آقای موسوی، رئیس تشریفات نهاد ریاستجمهوری که پیش از این سفیر ایران در جمهوری آذربایجان بود، بروند.
روایتی از لحظه شهادت رهبر شهید انقلاب
نیکزاد گفت: جلسه حدود ساعت ۹ صبح به پایان رسید و دوستان از محل خارج شدند. زمان زیادی نگذشته بود که انفجار شدیدی رخ داد. در جنگ ۱۲ روزه و سایر جنگها معمولا چنین اتفاقی در این ساعت از روز سابقه نداشته است.
نایب رئیس مجلس خاطرنشان کرد: بلافاصله پس از این اتفاق، حراست مجلس وضعیت قرمز اعلام و دستور تخلیه صددرصدی ساختمان را صادر کرد. ما از ساختمان خارج شدیم. نخستین چیزی که به ذهنم رسید این بود که رئیس قوه قضائیه در همان پردیس حضور دارد و از طرفی گفته میشد نهاد ریاستجمهوری هدف قرار گرفته است.
وی افزود: نگرانی ما درباره سران قوا بود. اطلاع داشتم که آقای قالیباف نیز در آن روز در محل کار خود حضور داشت. درباره انفجار پرسوجو کردم که گفتند بمباران است؛ با توجه به تجربه کاری و تجربه دوران جنگ، گفتیم که باید فکری برای رئیس مجلس شود، پاسخ این بود که رئیس مجلس در محل کارش حضور داشت و رفت. یکی از آقایان گفت که «سران قوا را رها کنید، ببینید برای آقا چه اتفاقی افتاده است.»
نیکزاد ادامه داد: در آن لحظه اصلا باور نمیکردیم که اتفاقی رخ داده باشد و برایمان غیرقابل باور بود. حدود ۲۰ دقیقه بعد، همانند زمانی که خبر شهادت آیتالله رئیسی را خیلی زود به من اطلاع داده بودند، با نهایت تاسف اطلاع دادند که آقا به شهادت رسیده است؛ اینکه در روز روشن و در پردیس حکومتی، در خانه و محل کار ایشان چنین اتفاقی رخ داده باشد، برای ما غیرقابل باور بود.
حضرت آقا رفتن به پناهگاه را نپذیرفته بود
نایب رئیس مجلس در ادامه سخنان خود اظهار کرد: سردار شهید والامقام سردار سرلشکر پاکپور نقل کرده بود که «ما به حضرت آقا خیلی اصرار کردیم اما ایشان فرموده بودند من به پناهگاه نمیروم اما در این محدوده یعنی اطراف پاستور، هر خانهای باشد جابهجا میشوم، اما به پناهگاه نمیروم». دنیا بداند که نوه، دختر، عروس، داماد و خانواده آقای ما چگونه زندگی کردند و چگونه به شهادت رسیدند.
وی ادامه داد: البته آن روز حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای هم آنجا حضور داشت اما یا در راهرو بودند یا گفته شد که یک لحظه برای قدم زدن رفته بود و این باعث شد که ایشان سالم بماند. این هم به دلیل عنایت حضرت ولیعصر (عج) بر نایب خود بود.