به گزارش همشهری آنلاین به نقل از ایرنا، تیم ملی فوتبال ایران که خود را برای حضور در جام جهانی ۲۰۲۶ آماده میکند، اردوی آمادهسازی خود در ترکیه را به پایان رساند و قرار است عصر امروز راهی مکزیک شود. شاگردان امیر قلعهنویی در نخستین دیدار خود در این رقابتها، ۲۶ خردادماه به مصاف نیوزیلند خواهند رفت.
درباره موفقیت یا عدم موفقیت یوزهای ایرانی در جام جهانی ۲۰۲۶ دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. گروهی معتقدند تیم ملی توانایی دفاع از اعتبار فوتبال ایران و حتی صعود به مرحله حذفی را دارد، اما در مقابل عدهای با استناد به میانگین سنی بالای بازیکنان، چندان به موفقیت این تیم امیدوار نیستند.
در روزهای اخیر اما نقد دیگری نیز علیه سرمربی تیم ملی مطرح شده که به نظر میرسد از پشتوانه منطقی چندانی برخوردار نیست. این نقد با مقایسه امیر قلعهنویی و روبرتو پیاتزا، سرمربی تیم ملی والیبال، شکل گرفته و مدعی است قلعهنویی باید از پیاتزا بیاموزد که چگونه نسل تیم ملی را جوان کرده است. همچنین عنوان میشود که مربی ایتالیایی، برخلاف سرمربی تیم ملی فوتبال، دارای فلسفه مشخصی در مربیگری است.
چنین مقایسهای در این مقطع زمانی بیش از آنکه جنبه فنی داشته باشد، به نظر میرسد در مسیر تخریب تیم ملی فوتبال حرکت میکند. مقایسهای که بر آگاهی محدود بخشی از مخاطبان تکیه دارد و عامدانه تفاوتهای بنیادین میان شرایط فوتبال و والیبال ایران را نادیده میگیرد.
اگر پیاتزا امروز توانسته از بازیکنان جوان بیشتری در تیم ملی والیبال استفاده کند، دلیل آن موفقیتهای کمنظیر تیمهای پایه این رشته در سالهای اخیر است. تیم ملی جوانان والیبال ایران طی چهار سال گذشته به یکی از قدرتهای بلامنازع جهان تبدیل شده؛ دو عنوان قهرمانی آسیا و دو قهرمانی جهان حاصل همین روند بوده است. طبیعی است که در چنین شرایطی سرمربی تیم ملی بزرگسالان با مجموعهای از بازیکنان مستعد و آماده مواجه باشد که در سطح جهانی نیز جزو استعدادهای برتر محسوب میشوند.
از سوی دیگر، برخلاف فوتبال ایران که همچنان بازیکنان باتجربه نقش پررنگی در بالاترین سطح رقابتها دارند، در والیبال بخش عمده بازیکنان تاثیرگذار را جوانان تشکیل میدهند و بسیاری از بازیکنان باسابقه نیز دیگر جایگاه تعیینکنندهای در تیمهای باشگاهی خود ندارند.
در واقع تنها بازیکن باتجربهای که شانس حضور در تیم ملی والیبال را داشت اما مورد توجه پیاتزا قرار نگرفت، میلاد عبادیپور بود که کنار گذاشتن او نیز دلایل فنی داشت، نه سیاست جوانگرایی. اگر نگاه سرمربی ایتالیایی صرفاً مبتنی بر کاهش میانگین سنی بود، سال گذشته آرمان صالحی ۳۳ ساله را به تیم ملی دعوت نمیکرد.
در طرف مقابل، فوتبال پایه ایران سالهاست نتوانسته جایگاه قابل توجهی در آسیا و جهان به دست آورد. ناکامی چندین دههای تیم امید در راهیابی به المپیک، یکی از روشنترین مصادیق این واقعیت است. البته باید پذیرفت که دستیابی به موفقیت در فوتبال به مراتب دشوارتر از والیبال است و قرار دادن موفقیتهای مقطعی سایر رشتهها در برابر فوتبال نیز از جمله قیاسهای نادرستی است که با اهدافی مشخص دنبال میشود.
اگر تیمهای امید و جوانان فوتبال ایران در سطح قاره آسیا موفقیتی کسب میکردند، آن زمان میشد از امیر قلعهنویی بابت بیتوجهی به بازیکنان این تیمها انتقاد جدیتری داشت. البته غیرمنطقی بودن مقایسه فوتبال و والیبال به معنای بینقص بودن تصمیمات قلعهنویی نیست. سرمربی تیم ملی فوتبال نیز در انتخاب برخی بازیکنان و حتی اعضای کادر فنی خود اشتباهاتی داشته است. با این حال واقعیت آن است که هر مربی دیگری نیز هدایت تیم ملی را بر عهده داشت، بخش عمدهای از بازیکنان حاضر در فهرست فعلی همچنان به تیم ملی دعوت میشدند.
نکته مشترک قلعهنویی و پیاتزا نیز همین است؛ هر دو تلاش کردهاند از تمامی ظرفیتهای موجود برای انتخاب بازیکنان بهره ببرند. در والیبال نیز معیار اصلی انتخاب، کیفیت فنی بوده است نه صرفاً سن و سال بازیکنان.