معاون وزیر بهداشت در تلویزیون همشهری از روزهایی روایت می‌کند که همدلی و فداکاری مردم ایران را در سخت‌ترین روزهای جنگ از نزدیک دیده؛ از کادر درمانی که زیر آتش خدمت می‌کردند تا مردمی که معنای واقعی ایستادگی را به نمایش گذاشتند.

همشهری آنلاین - مریم سرخوش: در بوشهر موشک‌ها اطراف بیمارستان فرود می‌آمدند و سقف بخش نوزادان فرو ریخت، اما حتی یک نوزاد آسیب ندید. در اصفهان مادری که پس از هشت‌سال باردار شده بود، محل خدمتش را ترک نمی‌کرد. در فارس پزشکان اساتید بازنشسته دوباره روپوش سفید پوشیده بودند. در خارک کارکنان مرکز بهداشتی هر روز از مسیرهای ناامن دریایی عبور می‌کردند تا چراغ مرکز بهداشتی خاموش نشود. اینها را دکتر علیرضا رئیسی در تلویزیون همشهری روایت می‌کند؛ معاون بهداشت وزارت بهداشت که در ایام جنگ تحمیلی با خودروی شخصی بیش از ۴ هزار کیلومتر را رانندگی کرد تا یکی از شاهدان عجیب‌ترین صحنه‌ها و جلوه‌های کم‌نظیر فداکاری کادر بهداشت و درمان در روزهای جنگ باشد.

روزهایی که به گفته رئیسی ثابت کرد هیچ قدرتی حریف ملتی با چنین روحیه‌ای نخواهد شد و دشمن در محاسباتش چنین چیزهایی را لحاظ نکرده بود.

از تهران تا جنوب؛ جاده‌هایی که هر لحظه ممکن بود هدف قرار بگیرند

۲۴۵ مرکز بهداشتی - درمانی در ایام جنگ تحت تاثیر اصابت موشک قرار گرفت اما کارکنان نظام سلامت مانند همیشه در خط مقدم خدمت‌رسانی حضور داشتند. در وزارت بهداشت تصمیم گرفته شد که نمایندگانی از سوی وزیر برای بازدید از مراکز بهداشتی و درمانی کشور به مناطق مختلف اعزام شوند و من هم برای این مأموریت اعلام آمادگی کردم. به دلیل شرایط جنگی و توقف پروازها، تصمیم گرفتم با خودروی شخصی سفر کنم. احتمال حملات موشکی در نقاط مختلف کشور وجود داشت، به همین دلیل ترجیح دادم به تنهایی راهی شوم تا جان فرد دیگری در معرض خطر قرار نگیرد. این سفر از تهران آغاز شد و تا جنوب کشور ادامه یافت. در طول مسیر به بیش از ۳۰ شهر، ده‌ها بخش و روستا سر زدم و از نزدیک در جریان وضعیت مراکز درمانی و کادر سلامت قرار گرفتم.

بیمارستانی که نوزادانش از دل ویرانی سالم بیرون آمدند

یکی از مهم‌ترین بازدیدها در استان بوشهر انجام شد که به دلیل پایگاه‌های مهم هوایی و دریایی بارها مورد حمله قرار گرفته بود. بیمارستان اصلی بوشهر که در نزدیکی این پایگاه‌ها قرار دارد، آسیب‌های جدی دیده بود. بیماران و کارکنان به سرعت منتقل شده بودند اما حجم خسارت بسیار سنگین بود. در بیمارستان شهدای خلیج فارس، تلخ‌ترین صحنه‌ای که دیدم مربوط به بخش نوزادان بود؛ بخشی که به شدت آسیب دیده بود. وقتی وارد آنجا شدم، نخستین سوالی که به ذهنم رسید این بود که چه بر سر نوزادان آمده است. توضیح دادند که با وجود فروریختن بخش‌هایی از سقف و شرایط بحرانی، کارکنان در کوتاه‌ترین زمان ممکن همه نوزادان را به محل امن منتقل کرده‌اند و حتی یک نوزاد نیز آسیب ندیده است. نه فقط در این بخش، بلکه در سایر قسمت‌های بیمارستان نیز هیچ بیماری آسیب ندید. این اتفاق، نمونه‌ای از ایثار و مسئولیت‌پذیری کارکنان درمانی کشور بود.

این جنگی که هیچ خط قرمزی نداشت

در این جنگ بار دیگر مشخص شد که رژیم صهیونیستی و آمریکا هیچ پایبندی به قوانین و موازین انسانی ندارند. حملات مکرر به زیرساخت‌های حیاتی کشور، از جمله نیروگاه‌ها، نمونه‌ای روشن از این واقعیت بود. نیروگاه اتمی بوشهر که یکی از مهم‌ترین مراکز تولید انرژی کشور است، بارها نزدیکی راکتور اصلی آن هدف حملات قرار گرفت. شرایط مشابهی نیز در تأسیسات نطنز و فردو وجود داشت. با این حال، تجربه‌های گذشته و آمادگی کامل نظام سلامت باعث شده بود که پروتکل‌های لازم از پیش تدوین و به همه بخش‌ها ابلاغ شود تا در صورت وقوع هر حادثه‌ای بتوان به سرعت واکنش نشان داد.

مادری که وظیفه را به آسایش ترجیح داد

در یکی از سفرها، نیمه‌شب به مرکز شبانه‌روزی بهداشت شهرستان برخوار در اصفهان رسیدم. چند مراقب سلامت در مرکز حضور داشتند. یکی از کارکنان به من گفت همکارشان با وجود شرایط خاص حاضر نیست محل کار را ترک کند. وقتی علت را جویا شدم، مشخص شد پس از هشت سال انتظار صاحب فرزند شده و در ماه‌های پایانی بارداری قرار دارد، اما اصرار دارد در محل خدمت بماند و سهم خود را در روزهای جنگ ادا کند. به او تأکید کردم که باید استراحت کافی داشته باشد، اما همان روحیه مسئولیت‌پذیری برای من بسیار ارزشمند و تأثیرگذار بود.

مجروحان ویژه‌ای که فراموش‌شان نمی‌کنم

در یکی از بیمارستان‌های اصفهان با مجروحان جنگ دیدار کردم، عمده آنها سربازانی بودند که پای لانچر حضور داشتند. شاید خیلی‌ها ندانند که این افراد حتی اگر در تهدید اصابت موشک نباشند باز هم در معرض آسیب جسمی قرار دارند. گازی داخل این لانچرهاست که به شدت به ریه آسیب می‌زند. یکی از آنها جوانی ۲۲ ساله بود که حنجره‌اش را از دست داده بود. واقعا صحنه‌های دلخراشی از این آسیب‌های دیدم و باید بگویم کسانی که پشت پدافند قرار می‌گیرند انسان‌های ویژه‌ای هستند. مظلومیت و شجاعت آنها مثال‌زدنی‌ است.

بازگشت اساتید به خط مقدم درمان

در یکی از بیمارستان‌های استان فارس، صحنه‌ای دیدم فراموش نشدنی. بسیاری از استادان پیشکسوت و بازنشسته بدون هیچ دعوت رسمی به بیمارستان بازگشته بودند. آنها بیماران را ویزیت می‌کردند، در درمان‌های اورژانسی مشارکت داشتند و در اتاق‌های عمل و بخش‌های مختلف حضور فعال داشتند. پزشکانی که برای دریافت نوبت ویزیت آنها در شرایط عادی باید ماه‌ها منتظر ماند، در آن روزها بدون وقفه در کنار بیماران و مجروحان حضور داشتند. حضور این استادان برای نسل جوان کادر درمان نیز دلگرمی بزرگی بود.

جزیره‌ای که حتی پس از تخلیه هم تنها نماند

جزیره خارک یکی از نمونه‌های برجسته ایثار کارکنان سلامت بود. ۱۹۸ بار به این جزیره حمله شد اما تخلیه بخش زیادی از جمعیت هم باعث نشد که تنها مرکز بهداشتی و درمانی جزیره تعطیل شود. کارکنان این مرکز هر روز با قایق‌های مسافربری مسیر دریایی را طی می‌کردند تا خدمات سلامت متوقف نشود؛ آن هم در شرایطی که همین مسیرها نیز هدف حملات قرار گرفته بود و حتی یک بار قایق مسافربری مورد اصابت موشک قرار گرفته بود. آنها ۱۹ مادر باردار را به مناطق امن منتقل کردند اما مراقبت از آنها را متوقف نکردند و هر روز وضعیتشان را پیگیری می‌کردند. یکی از کارکنان به من گفت: «حتی اگر یک نفر در جزیره باقی مانده باشد، من وظیفه دارم اینجا حضور داشته باشم.» این جمله به خوبی نشان می‌دهد که مهم‌ترین سرمایه کشور همین مردم هستند

فاجعه‌ای که هزاران نفر را تهدید می‌کرد

یکی از مهم‌ترین درس‌های این جنگ اهمیت نظارت و پیشگیری بود. حدود یک ماه پیش از آغاز جنگ، کارشناسان بهداشت محیط در یکی از شهرستان‌ها هنگام بازدید از یک مرکز نگهداری مواد خاص تاکید کرده بودند که ادامه فعالیت آن انبار می‌تواند در شرایط بحرانی برای حدود ۲۰۰، ۳۰۰ هزارنفر ساکن منطقه خطرآفرین باشد. پس از پیگیری‌های زیاد و هماهنگی با شورای تأمین استان، این مواد جابجا شدند. جالب آنکه در روز دوم جنگ همان انبار هدف حمله قرار گرفت. اگر این اقدام پیشگیرانه انجام نشده بود، احتمال وقوع یک فاجعه انسانی برای صدها هزار نفر از ساکنان منطقه وجود داشت.

مدیریت بحران؛ از تأمین آب و برق تا آرامش بازار

یکی از نکات قابل توجه در روزهای جنگ، مدیریت مناسب امور کشور از سوی خادمان مردم در دولت بود. در سال‌های گذشته بحران‌های متعددی مانند همه‌گیری کرونا، سیل و زلزله را تجربه کرده بودیم، اما در این جنگ مردم از نظر تأمین آب، برق، مواد غذایی و سایر نیازهای اساسی با مشکل جدی مواجه نشدند. ثبات قیمت‌ها در بازار و تداوم خدمات عمومی در شرایطی که کشور درگیر حملات نظامی بود، موضوعی ارزشمند است که باید مورد توجه قرار گیرد و از آن قدردانی شود.

هیچ‌کس حریف این ملت نمی‌شود

یکی از متفاوت‌ترین تجربه‌های زندگی من در همین سفرها رقم خورد. در روز چهارم یا پنجم جنگ به این نتیجه رسیدم که هیچ قدرتی نمی‌تواند بر این ملت غلبه کند. در هر نقطه‌ای که حضور پیدا می‌کردم، روحیه ایثار، مسئولیت‌پذیری و فداکاری را از نزدیک می‌دیدم. کارکنان سلامت، نیروهای خدماتی، امدادگران و مردم عادی بدون هیچ چشمداشتی در حال خدمت بودند. همان روزها به این باور رسیدم که تا زمانی که چنین روحیه‌ای در میان مردم ایران وجود دارد، این کشور شکست‌ناپذیر خواهد ماند.

امتیاز مراکز بهداشتی برای بیمارستان‌ها در شرایط جنگ

در مراقبت از مادران باردار یکی از شاخص‌های مهم در زمان بحران میزان سقط‌هایی ناشی از استرس، جابجایی و جنگ است اما آمارها نشان می‌دهد ه ما هیچ افزایش آماری در این زمینه نسبت به مدت مشابه قبل نداشتیم. مراقبت مادران باردار نسبت به مدت مشابه سال قبل بیشتر شد و مراجعه به مراکز بهداشت هم ۳۶ درصد افزایش پیدا کرد. به دلیل تعطیلی مطب پزشکان و برخی مراکز خصوصی ۳۹ درصد ویزیت در مراکز بهداشت - درمانی افزایش پیدا کرد. این عدد مهمی است چون معنای آن کاهش بار مراجعه به اورژانس بیمارستان‌ها و خالی ماندن تخت‌هاست. در شرایط جنگ، خالی ماندن بیمارستان‌ها باعث می‌شود که اگر بحرانی رخ داد، آمادگی و ظرفیت‌های لازم برای خدمت‌رسانی وجود داشته باشد. حدود ۸۸ هزار زایمان هم داشتیم و در مجموع حدود ۹۰ هزار نوزاد به دنیا آمدند

منبع: همشهری آنلاین