پس از تجربه جنگ و ورود به دوره‌ای از سکوت در میدان، اکنون منازعه ایران و آمریکا وارد مرحله‌ای تازه شده است: آزمون صبر استراتژیک. پرسش اصلی این است: زمان به نفع کدام طرف در حال گذر است؟

همشهری آنلاین - بهنام صدقی:

پرسش محوری بحران

نشریه آمریکایی Foreign Affairsدر تحلیلی جدید پاسخ روشنی ارائه می‌دهد:

«ایران در مقایسه با غرب آستانه تحمل درد بسیار بالاتری دارد و اکنون این اقتصاد جهانی و امنیت ملی آمریکا است که تحت فشار قرار گرفته است.»

عامل اول: تاب‌آوری تاریخی ایران

ایران در دهه‌های گذشته بارها شرایط فشار حداکثری را تجربه کرده است.

نمونه‌های تاریخی:

• بیش از ۴ دهه تحریم اقتصادی گسترده آمریکا و غرب

• ۸ سال جنگ ایران و عراق (۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸)

• جنگ‌های اخیر منطقه‌ای با مدت‌های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه

نتیجه این تجربه تاریخی:

ایران در جنگ‌های طولانی و فرسایشی تحمل فشار بیشتری نسبت به رقبای غربی نشان داده است.

عامل دوم: تنگه هرمز، گلوگاه انرژی جهان

از مهم‌ترین اهرم‌های ژئوپلیتیکی ایران، کنترل عملیاتی بر تنگه هرمز است.

داده‌های کلیدی این آبراهه:

• عرض باریک‌ترین نقطه: حدود ۳۳ کیلومتر

• مسیر کشتیرانی هر طرف: حدود ۳ کیلومتر

• نفت عبوری روزانه: ۲۰ تا ۲۱ میلیون بشکه

سهم در اقتصاد جهانی:

• حدود ۲۰ درصد مصرف نفت جهان

• نزدیک به یک‌ سوم تجارت دریایی نفت

نتیجه راهبردی:

هرگونه تنش در این آبراهه می‌تواند بازار انرژی جهانی را به سرعت متلاطم کند.

عامل سوم: تغییر رفتار متحدان آمریکا

تحولات اخیر نشان می‌دهد حتی برخی شرکای سنتی واشینگتن نیز در حال بازنگری در سیاست‌های خود هستند.

نشانه‌های این تغییر:

• تمایل کشورهایی مانند هند و کره جنوبی به گفت‌وگو با ایران

• تلاش برای مدیریت ریسک انرژی در تنگه هرمز

• افزایش تماس‌های دیپلماتیک با تهران

این روند نشان می‌دهد که درک جدیدی از واقعیت قدرت منطقه‌ای ایران در حال شکل‌گیری است.

عامل چهارم: آسیب‌پذیری اقتصاد جهانی

اقتصاد آمریکا و شبکه اقتصاد جهانی به شدت به ثبات مسیرهای انرژی وابسته است.

پیامدهای تنش در خلیج فارس:

• افزایش قیمت جهانی نفت

• رشد هزینه حمل‌ونقل انرژی

• افزایش قیمت بنزین در آمریکا

• فشار اقتصادی از اروپا تا شرق آسیا

این همان نقطه‌ای است که تحلیلگران از آن به عنوان پاشنه آشیل آمریکا یاد می‌کنند.

هشدار فارین افرز

نشریه Foreign Affairs در جمع‌بندی تحلیل خود می‌نویسد:

«زمان به نفع ترامپ نیست و هرچه واشینگتن در دادن امتیاز به ایران تعلل کند، بهای صلح گران‌تر خواهد شد.»

به گفته این نشریه:

ایران در حال تثبیت جایگاه خود به عنوان پیروز یک نبرد فرسایشی است.

سناریوی جنگ‌های بیشتر

تحلیلگران معتقدند حتی اگر درگیری‌های دیگری رخ دهد، نتیجه نهایی ممکن است تفاوت اساسی ایجاد نکند.

دلایل این ارزیابی:

• تجربه دو دهه جنگ آمریکا در خاورمیانه بدون دستاورد راهبردی

• تجربه تاریخی ایران در جنگ‌های طولانی

• گسترش ابزارهای جنگ نامتقارن

برخی تحلیل‌ها هشدار می‌دهند که در صورت تشدید جنگ:

• انسداد احتمالی تنگه هرمز

• اختلال در باب‌المندب

می‌تواند تنها بخشی از بحران انرژی جهانی باشد.

دیدگاه جان مرشایمر

جان مرشایمر، نظریه‌پرداز برجسته روابط بین‌الملل، ارزیابی مشابهی ارائه داده است.

او معتقد است:

«ترامپ چه بخواهد چه نخواهد، ایران پیروز این جنگ شده است.»

از نگاه او:

خروج از بحران تنها از طریق پذیرش واقعیت میدان و امتیازدهی به ایران ممکن خواهد بود.

دیپلماسی واقعی چگونه ممکن است؟

تحلیل فارین افرز تأکید می‌کند که حل بحران نیازمند فرآیندی جدی است.

به گفته این نشریه:

«صلح با ایران با یک عکس یادگاری یا یک توییت به دست نمی‌آید، بلکه نیازمند یک فرآیند دیپلماتیک جدی و چندجانبه است.»

جان کلام

واقعیت‌های میدانی نشان می‌دهد معادله قدرت در حال تغییر است.

فاکتورهای تعیین‌کننده:

• تاب‌آوری بالای ایران در جنگ‌های فرسایشی

• کنترل ژئوپلیتیکی تنگه هرمز

• آسیب‌پذیری اقتصاد جهانی

• فشار داخلی بر دولت آمریکا

نتیجه‌ای که برخی تحلیلگران غربی به آن رسیده‌اند:

برای خروج از بحران، واشینگتن ناگزیر است از موضع حداکثری عقب‌نشینی کرده و امتیازاتی به تهران ارائه دهد.