علیرضا یوسفی، وزنه‌برداری که هم رکوردجهانی را شکست و هم طلای آسیا را گرفت، از مردم و جنگ می‌گوید.

همشهری آنلاین_ یک جاهایی هست که فقط باید به‌خودت فکر کنی، جایی مثل سکوی قهرمانی، آنجا فقط کارهایی که کرده‌ای، زحماتی که کشیده‌ای، آرزوهایت، سختی‌هایی که داشته‌ای، آینده‌ و برنامه‌ات و... از ذهنت می‌گذرد، فوقش شاید بتوانی به فکر اطرافیانت باشی، به آنهایی که در روزهای سخت کنارت بودند و برایت زحمت کشیده‌اند؛ پدر و مادر و... اما بعضی‌ها متفاوتند، انگار «خود» شان خیلی اهمیتی ندارند، توجه آنها به بالاتر از سکو و بالاتر از قهرمانی‌ای است که به‌دست آورده‌اند و انگار برای یک هدف بزرگ‌تر است که روی آن سکو پا گذاشته‌اند. یکی از این آدم‌ها علیرضا یوسفی است؛ پسر جوانی که چند روز پیش سنگین‌ترین وزنه‌ها را بالای سرش برد و رکورد جهانی را شکست، مدال طلا گرفت، نظر دنیا را به‌خودش جلب کرد، اما او بیشتر از مدال و رکورد می‌خواست، او توجه جهانیان را می‌خواست اما نه برای خودش که برای جمله‌ای که روی پیراهنش نوشته بود: «شهدای میناب ۶۸». این کار پسر ایران فراتر از ورزش بود، او باید از خودش می‌گفت از مصدومیتش، از روزهای سخت جراحی و ۱۹ماه دوره نقاهت و حسرت تمرین و مسابقه، اما او از میناب، از شهدایش و از کودکانش گفت تا نشان بدهد، ورزش فقط رکورد و مدال نمی‌خواهد، جوانمردی و ازخودگذشتگی هم می‌خواهد.


• بازگشت به صحنه با مدال طلای آسیا و از آن مهم‌تر ثبت رکورد جدید جهانی در حرکت دوضرب. در این مدت چه اتفاقاتی افتاد که علیرضا یوسفی از صحنه مسابقات دور ماند و چه اتفاقی افتاد که با این قدرت دوباره برگشت؟
۲ماه قبل از مسابقات قهرمانی جهان بحرین بود که مینیسک پایم آسیب دید و همزمان زانویم هم مصدوم شد. مجبور شدم جراحی کنم و یک مدتی هم فیزیوتراپی ‌داشتم. خدا را شکر روند درمانی خوب پیش رفت و البته در این مدت حمایت‌های فدراسیون هم از من دریغ نشد. این حمایت‌ها به من دلگرمی می‌داد. تمرینات و بدنسازی خوب پیش رفت و توانستم خودم را به شرایط خوبی برسانم. البته هنوز مشکلاتی هست ولی خیلی جدی نیست.


• خودت پیش‌بینی می‌کردی که بتوانی رکورد بزنی و طلا بگیری؟
برای این مسابقات ۴ماه فرصت تمرین داشتیم که کم بود. برنامه اصلی من برای بازی‌های آسیایی ناگویاست، برنامه‌ای برای قهرمانی آسیا نداشتم. فدراسیون جهانی از فدراسیون ایران خواست ۲ورزشکار معرفی کند و فدراسیون هم صلاح دید من و نصیری در این رقابت‌ها شرکت کنیم. من در تمرینات ۱۰کیلوگرم کمتر وزنه‌ می‌زدم اما در مسابقه خوب بودم و توانستم هم رکورد بزنم و هم طلا بگیرم.


• همیشه برعکس است؛ در تمرینات بیشتر وزنه می‌زنید و در مسابقه‌ها وزنه‌ها سبک‌تر انتخاب می‌شود.
بله معمولا همینطور است ولی من در مسابقات روحیه‌ام بالاست و آدرنالین هم خیلی ترشح می‌شود و عملکرد بهتری دارم. لطف خدا و دعای مردم هم همراهی کرد و توانستم خوب وزنه بزنم.


• خودت تصمیم گرفتی رکورد بزنی یا نظر کادر فنی بود؟
من در انتخاب وزنه‌ها دخالتی نداشتم.


• تمرین کردن با بهداد سلیمی که هم‌وزن شماست و روی سکوهای جهانی و المپیک رفته، چطور است؟
تجربه خوبی است. آقا بهداد خودش هم مثل من جراحی مینیسک داشته و خیلی خوب شرایط من را درک می‌کرد و همه‌چیز را کنترل‌شده پیش می‌برد. در کل تجربیات زیادی در هر زمینه‌ای دارد و این خیلی به من کمک می‌کند. آقا بهداد بعد از جراحی خودش را به المپیک و جهانی رساند و می‌داند که الان ما باید چه روندی را طی کنیم. لطف خدا نصیب حال من شده و طبق دستورات سرمربی تیم پیش می‌روم.


• این یک شروع خوب و امیدوارکننده است. برای آینده چه برنامه‌ای داری، می‌توانیم امیدوار باشیم که عنوان سنگین‌تر مردان جهان دوباره به ایران برگردد؟
برنامه اصلی من جهانی و المپیک است. همه تلاش من این است که تمرین کنم، مدال‌های المپیک و جهانی را بگیرم و خواسته‌های مردم را برآورده کنم. یک لحظه هم از این هدف دست نمی‌کشم.


• این توانایی را در خودت می‌بینی که روی سکوی قهرمانی المپیک بروی؟
می‌بینم که دارم برایش تلاش می‌کنم. آدم به امید زنده‌ است.


• موضوعی که در قهرمانی‌ات خیلی به چشم آمد، لباسی بود که به یاد بچه‌ها و دیگر شهدای میناب به تن کرده بودی. چطور این تصمیم را گرفتی.
آنها فرزندان این سرزمین بودند و شهید شدن آنها خیلی ناراحت‌کننده بود. آنها هیچ‌ربطی به جنگ نداشتند و من فقط خواستم مظلومیت این بچه‌ها را به دنیا نشان بدهم و دنبال چیزی غیراز این نبودم.


• در این مدت که کشور درگیر جنگ بود، شما هم درگیر تمرین و مسابقه بودید. این شرایط تأثیر منفی روی آماده شدن تیم نگذاشت؟
ما حدود یک‌ماه تعطیل بودیم و تمرین نکردیم اما بعد از آن در اردبیل اردو داشتیم و همه‌چیز روی روال پیش رفت.