همشهری آنلاین - بهنام صدقی:
1) ایده مرکزی
هر شکست، شکست بعدی را تغذیه میکند.
- ورود با هدف «پیروزی سریع»
- گسترش مأموریت
- افزایش هزینه
- فرسایش سیاسی
- خروج پرهزینه یا عقبنشینی
- تکرار همان چرخه در پرونده بعدی
خروجی نهایی:
یک دومینوی همیشگی شکست، نه یک شکست منفرد، بلکه یک زنجیره پیوسته از ناکامیهای راهبردی.
2) خط زمانی شکستهای پرهزینه
افغانستان
- طولانیترین جنگ آمریکا
- خروج نهایی پس از سالها حضور نظامی
- پایان با فروپاشی سریع دولت همپیمان
عراق
- جنگی با هدف تغییر موازنه قدرت
- هزینههای سنگین مالی و انسانی
- تداوم بیثباتی و شکلگیری چرخه جدیدی از خشونت و نفوذ بازیگران غیردولتی
پیام مشترک
در هر دو پرونده:
- «پیروزی نهایی» محقق نشد
- هزینهها از پیشبینی اولیه فراتر رفت
- خروج، نشانه موفقیت نبود، نشانه فرسودگی بود
3) فکتهای عددی کلیدی
هزینه جنگها
بر اساس برآوردهای پروژه Costs of War در دانشگاه براون:
- هزینه جنگهای پس از ۲۰۰۱ آمریکا به تریلیونها دلار رسیده است
- فقط در برآوردهای مختلف، رقم کل هزینهها به بیش از ۸ تریلیون دلار نیز نزدیک شده است
هزینه انسانی
- صدها هزار کشته مستقیم
- میلیونها آواره
- دهها هزار زخمی و معلول
- موج طولانی آسیبهای روانی در میان نظامیان و غیرنظامیان
هزینه فرصت
این منابع میتوانست صرف شود برای:
- زیرساخت
- آموزش
- درمان
- فناوری
- کاهش بدهی عمومی
4) شکست فقط نظامی نیست
شکست راهبردی
آمریکا بارها با تصور «کنترل سریع صحنه» وارد شده، اما:
- دشمن را پراکندهتر کرده
- مقاومت را افزایش داده
- هزینه بازدارندگی را بالا برده
شکست سیاسی
- کاهش اعتماد افکار عمومی
- دو قطبی شدن در داخل آمریکا
- افزایش فشار کنگره برای پایان جنگها
شکست اعتباری
- آسیب به تصویر آمریکا بهعنوان «قدرت قابل اتکا»
- کاهش اثرگذاری پیامهای دیپلماتیک
- افزایش تردید متحدان و رقبای جهانی
5) الگوی دومینویی شکست
مرحله اول: تصمیم اشتباه
- ورود با برآورد خوشبینانه
- تصور فروپاشی سریع طرف مقابل
مرحله دوم: درگیری طولانی
- افزایش عملیات
- گسترش مأموریت
- بالا رفتن هزینه
مرحله سوم: فرسایش
- افت مشروعیت داخلی
- فشار افکار عمومی
- اختلاف در واشینگتن
مرحله چهارم: خروج پرهزینه
- عقبنشینی بدون دستاورد روشن
- باقی ماندن ناامنی
- انتقال بحران به پرونده بعدی
6) دادههای ساختاری درباره هزینههای جنگ
طبق پژوهشهای دانشگاه براون
- هزینههای جنگهای پس از ۱۱ سپتامبر فقط محدود به بودجه نظامی نبوده
- شامل:
- درمان جانبازان
- بهره بدهیهای جنگ
- بازسازیهای ناکام
- هزینههای امنیتی بلندمدت
نتیجه مالی
جنگها فقط «هزینه امروز» ندارند،
بلکه بدهی فردا میسازند.
7) چرا این شکستها تکرار میشوند؟
1. بیشبرآورد توان آمریکا
- تصور اینکه قدرت نظامی بهتنهایی کافی است
2. کمبرآورد مقاومت طرف مقابل
- نادیده گرفتن جنگ نامتقارن و جنگ فرسایشی
3. نداشتن نقشه خروج
- ورود آسان
- خروج سخت
4. سیاست داخلی آمریکا
- فشار انتخاباتی
- شعارهای امنیتی
- ناتوانی در پذیرش شکست علنی
8) پیامد جهانی دومینوی شکست
برای متحدان
- افزایش تردید نسبت به تعهدات آمریکا
- وابستگی بیشتر به محاسبات مستقل امنیتی
برای رقبا
- تقویت این برداشت که آمریکا همیشه توان تحمیل نتیجه ندارد
برای بازارها
- افزایش نااطمینانی
- شوک انرژی
- اختلال در تجارت جهانی در صورت گسترش بحرانها
9) جان کلام
دومینوی همیشگی شکست فقط یک تعبیر سیاسی نیست،
توصیف یک واقعیت تکرارشونده است:
- آمریکا با هدف کنترل بحران وارد میشود
- بحران را بزرگتر میکند
- هزینه میدهد
- اعتبارش فرسوده میشود
- و در نهایت، شکست بعدی را از دل شکست قبلی میسازد
این همان دومینویی است که هر بار از پروندهای به پرونده دیگر منتقل میشود.