فرزندان مرد نویسنده که ۵ سال قبل پدرشان توسط مردی آشنا به قتل رسیده بود برای بخشش قاتل او شرط کاشت نهال و سفره نذری در مناطق محروم تعیین کردند.  

همشهری آنلاین - حوادث: اواخر خردادماه سال ۱۴۰۰ بود که وکیل یک نویسنده و نمایشنامه‌نویس میانسال با مراجعه به کلانتری یکی از شهرهای استان مرکزی، خبر از ناپدید شدن موکلش داد. او به مأموران گفت: موکلم به نام خسرو پس از فوت همسر و مهاجرت فرزندانش به خارج از کشور، تنها زندگی می‌کرد. چند روزی بود خبری از او نداشتم و حالا فرزندانش نیز از بی‌خبری پدرشان به‌شدت نگران هستند.
با آغاز تحقیقات جنایی، مشخص شد خسرو از کشور خارج نشده و در هیچ مرکز درمانی نیز بستری نبوده است. کارآگاهان در بازرسی از خانه، متوجه سرقت فرش‌ها، تابلوفرش‌ها، دلار و طلاهای او شدند. تحقیقات میدانی تیم جنایی خیلی زود به هومن، مرد خدمتکاری که تنها فرد در رفت‌وآمد به خانه مرد گمشده بود، رسید؛ به‌ویژه آنکه او بلافاصله پس از ناپدید شدن خسرو، محل کار و سکونت خود را تغییر داده بود.
با بازداشت هومن، او ابتدا سعی در انکار داشت اما در نهایت لب به اعتراف گشود: همسرم بیمار بود و برای تأمین هزینه‌های درمانش درمانده شده بودم. شب حادثه به قصد سرقت وارد گاوصندوق شدم، اما خسرو مرا دید. طمع طلاها و دلارها باعث شد که کنترلم را از دست بدهم، او را خفه کنم و جسدش را در بیابان‌های اطراف دفن کنم. تصور می‌کردم چون فرزندانش خارج از کشورند، کسی پیگیر او نخواهد بود.
پس از بازسازی صحنه و صدور حکم قصاص در دادگاه کیفری که سپس به تأیید دیوان عالی کشور رسید، پرونده در مرحله اجرای حکم قرار گرفت اما در جلسه صلح و سازش، اتفاقی غیرمنتظره رخ داد. وکیل اولیای دم اعلام کرد فرزندان مقتول از حق قصاص گذشت کرده‌اند. دلیل این اقدام، رضایت پدر از خدمتکارش در زمان حیات و درک شرایط مالی قاتل عنوان شد.
با این حال، این بخشش بی‌قید و شرط نبود. خانواده مقتول دو شرط را برای آزادی قاتل تعیین کردند؛ نخست، کاشت ۱۰۰ اصله نهال به نام پدرشان در مناطق دارای فرسایش خاک و دوم، حضور در مناطق محروم و خانه سالمندان در روز پدر و سالگرد فوت مقتول برای ادای نذر. هومن که هرگز تصور نمی‌کرد با چنین شروطی از مرگ نجات یابد، آن‌ها را پذیرفت و پرونده برای صدور حکم جنبه عمومی جرم، بار دیگر به دادگاه ارجاع شد.