همشهری آنلاین - گروه سیاسی: شورای روابط خارجی آمریکا در مقالهای تحلیلی با عنوان «درسهای سخت جنگ ایران» نوشت:
جنگ با ایران، هم نقاط قوت و هم ضعفهای ساختار دفاعی ایالات متحده را آشکار کرده و نشان میدهد نیروهای مسلح آمریکا چگونه باید برای جنگهای آینده بازطراحی شوند. بهطور مشخص، این جنگ مجموعهای از آسیبپذیریها را برملا کرده که برای آمادهسازی در برابر دشمنانی حتی خطرناکتر از ایران باید بهطور فوری برطرف شوند.
واضحترین نقطه قوت پنتاگون، استفاده از تسلیحات دقیق هدایتشونده است که به گفته پیت هگست، وزیر دفاع، «مرگ و ویرانی از آسمان» را با کمترین خطر برای نیروهای آمریکایی بر دشمن فرود میآورد. ایالات متحده بیش از ۸۵۰ موشک کروز تاماهاوک—که از جنگ خلیج فارس در ۱۹۹۱ ستون اصلی عملیات هوایی آمریکا بودهاند—بهکار گرفت، همراه با تسلیحات جدیدتر مانند موشک پرسام PrSM (Precision Strike Missile) که جایگزین اتاکمز (ATACMS) با برد ۱۹۰ مایل است.
در ماه نخست جنگ، نیروهای آمریکا و اسرائیل ۱۳ هزار هدف را در داخل ایران مورد حمله قرار دادند؛ از مراکز فرماندهی تا پایگاههای پرتاب موشک. بسیاری از مقامات ایرانی، از جمله برخی در سطوح بالای رهبری، در این حملات کشته شدند؛ نتیجه اطلاعات دقیق و هدفگیری نقطهای. مشکل اینجاست که آمریکا تعداد محدودی از این موشکهای پیشرفته تولید میکند و پس از چند هفته جنگ، بازسازی ذخایر آنها سالها زمان میبرد. برای نمونه، کل موجودی موشکهای پرسام (PrSM) ارتش آمریکا در این جنگ مصرف شد.
مسئله بزرگتر، دشواری تبدیل موفقیت تاکتیکی نظامی به نتیجه راهبردی است؛ مشکلی که آمریکا بارها، بهویژه در افغانستان و عراق، با آن روبهرو شده است. کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل توان نظامی ایران را تضعیف کرد، اما نه توانست حکومت را سرنگون کند و نه ذخایر حدود هزار پوند اورانیوم غنیشده این کشور را به کنترل درآورد. این درگیری همچنین به بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران انجامید و بحران انرژی جهانی ایجاد کرد. جیمز متیس، ژنرال چهارستاره بازنشسته تفنگداران دریایی و وزیر دفاع پیشین آمریکا، میگوید: «هدفگیری هرگز جایگزین فقدان راهبرد نمیشود.»
در حالی که جنگهای عراق و افغانستان آسیبپذیری آمریکا را در برابر بمبهای دستساز ارزانقیمت نشان دادند، جنگ با ایران آسیبپذیری آمریکا و متحدانش را در برابر پهپادهای ارزان آشکار کرده است. ایران هزاران پهپاد شاهد علیه نیروهای آمریکایی و متحدانش در منطقه خلیج فارس بهکار گرفت. رایجترین نوع این پهپادها بردی تا هزار و ۵۰۰ مایل دارد و حدود ۳۵ هزار دلار هزینه دارد.
پهپادهای شاهد و همچنین موشکهای ایران خسارات قابل توجهی بهویژه به زیرساختهای غیرنظامی در خلیج فارس وارد کردند و ضعف دفاع هوایی آمریکا و متحدانش را آشکار ساختند. به دلیل کوچک بودن، قابلیت اختفا و امکان پرتاب سریع، ایران توانست با وجود بمبارانهای آمریکا به حملات خود ادامه دهد. این حملات همچنین به هواپیماهای زمینی و برخی رادارهای پدافندی آمریکا و متحدانش آسیب زد.
برای مقابله، آمریکا و شرکای آن در ۱۶ روز نخست جنگ بیش از هزار و ۷۰۰ موشک پاتریوت شلیک کردند. بهسرعت روشن شد که استفاده از موشکهای ۳.۴ میلیون دلاری پاتریوت یا ۱۲.۷ میلیون دلاری تاد برای مقابله با پهپادهای ۳۵ هزار دلاری از نظر اقتصادی منطقی نیست. با این حال، پیش از جنگ، آمریکا سامانههای ارزان مقابله با پهپاد را در اختیار نداشت. در نتیجه، همزمان با آشکار شدن این نیاز، کشورهای حوزه خلیج فارس با اوکراین برای دریافت تجربیات جنگ پهپادی این کشور—از جمله پهپادهای رهگیر هزار دلاری—توافق کردند. این فناوریها به اوکراین اجازه دادهاند بیش از ۹۰ درصد پهپادهای شاهد روسیه را سرنگون کند.
بنابراین، جنگ ایران نیاز فوری به افزایش تولید مهمات و توسعه سامانههای ارزان مقابله با پهپاد را روشن کرده است. همچنین نشان داده که اتکای آمریکا به سامانههای گران و سرنشیندار مانند تانکها، بمبافکنها و ناوهای سطحی در عصر جنگ پهپادی در حال تبدیل شدن به یک رویکرد منسوخ است.
این نیاز سالهاست که تا حدی شناخته شده است. حتی پیش از آغاز جنگ، وزارت دفاع آمریکا برنامه افزایش تولید برخی موشکهای کلیدی را آغاز کرده بود. اما این فرآیند زمانبر است و در این فاصله، کاهش ذخایر میتواند در صورت جنگ با چین یا روسیه به کمبود جدی منجر شود. افزون بر این، حتی سطح تولید بالاتر نیز در یک جنگ بزرگ کافی نخواهد بود. برخی کارشناسان هشدار دادهاند که آمریکا ممکن است در صورت جنگ با چین ظرف یک هفته با کمبود مهمات کلیدی مواجه شود.
در واقع، هیچ راه عملی و مقرونبهصرفهای برای تولید انبوه مهمات پیشرفته جهت یک جنگ طولانی با یک قدرت بزرگ وجود ندارد. نیروی هوایی آمریکا به این مسئله پی برده و در حال سرمایهگذاری روی «نسل جدیدی از مهمات ارزانقیمت» است؛ به گفته ژنرال رابرت پی. لیونز سوم، اینها موشکهای کروز با برد و قدرت کمتر اما هزینه بسیار پایینتر (زیر ۲۵۰ هزار دلار) هستند.
با این حال، آمریکا همچنان در تولید پهپاد عقب است. در سال ۲۰۲۶ کل نیروهای مسلح آمریکا تنها ۱۶ هزار پهپاد عملیاتی در اختیار داشتند. پیت هگست طرحی برای افزایش این عدد به ۳۰۰ هزار پهپاد تا سال ۲۰۲۷ اعلام کرده، اما حتی این رقم نیز احتمالا برای نیازهای جنگی کافی نخواهد بود. برای مقایسه، اوکراین بسیار کوچکتر و فقیرتر قصد دارد ۷ میلیون پهپاد تولید کند.
آمریکا باید منابع بیشتری را به پهپادها اختصاص دهد و از سوی دیگر، از سامانههای گرانقیمت سرنشیندار مانند تانک امیک (M۱) آبرامز، جنگنده اف-۳۵ (F-35) و ناوهای سطحی فاصله بگیرد. همچنین ضروری است سامانههای دفاعی ارزانقیمت برای مقابله با پهپادهای تهاجمی توسعه یابد. شرکتهای دفاعی غربی در حال توسعه موشکها و پهپادهای رهگیر هستند که هزینهای در حد دهها هزار دلار دارند؛ ارزانتر از پاتریوت و تاد، اما هنوز بسیار گرانتر از رهگیرهای اوکراینی.
از زمان حمله روسیه در سال ۲۰۲۲، کییف یک صنعت پهپادی پیشرفته را از صفر ساخته است. آمریکا باید در این صنعت سرمایهگذاری کرده و با شرکتهای اوکراینی برای تولید پهپادهای تهاجمی و دفاعی ارزانقیمت همکاری کند.
بدترین واکنش آمریکا به جنگ ایران، بیتفاوتی و رضایت از وضعیت موجود خواهد بود. این جنگ اگرچه توانایی تسلیحات دقیق و پیشرفته آمریکا را نشان داد، اما در عین حال آسیبپذیریهای جدی را نیز آشکار کرد. چین و روسیه احتمالا سامانههای موشکی و پهپادی پیشرفتهتری از ایران در اختیار خواهند داشت. آمریکا باید نه فقط از نظر تاکتیکی و فناوری، بلکه از نظر راهبردی نیز آماده باشد.
در نهایت، رهبران سیاسی آمریکا پیش از ورود به جنگهای آینده باید با دقت بیشتری بررسی کنند که چگونه میتوانند از قدرت نظامی برای رسیدن به اهداف سیاسی مشخص استفاده کنند. نبود چنین راهبردی از جنگ ویتنام تا عراق و افغانستان و اکنون درگیری با ایران، یکی از ضعفهای مداوم سیاست نظامی آمریکا بوده است.