«این روزها سعی می‌کنم مسیرم را جوری تنظیم کنم که چهارراه ولیعصر در بینش باشد»؛ چرا ؟ در ادامه بخوانید.

به گزارش همشهری آنلاین مرتضی قربانی، فعال رسانه در فرهیختگان نوشت: 

یکم.  از دور نگاه می‌کردم، بلااستثنا هرکسی که از پله‌ها بالا می‌رفت حس غرور را از تمام اجزای صورتش می‌شد فهمید. نه این غرورهای کاذب نه، مثل غرور قهرمان‌ها روی سکوی قهرمانی. مثل حس تک‌تیراندازی که از دور زده‌ است وسط پیشانی دشمن. مثل غرور پرچم‌دار کاروان المپیکی. مثل حس برنو به دست لرستان که پهپادها را زخمی کرد.

دوم. عزت واژه‌ای عجیب‌وغریب است، کاری که ممکن است تا دیروز یک اتفاق ساده یا حتی مهم نباشد، در لحظه‌ای تبدیل به معجزه می‌شود. عزیز می‌شود، مثل عصای موسی که تا روز قبل اعجاز فقط پیامبری به آن تکیه می‌داد و در یک روز تبدیل شد به کابوس جادوگران. معجزه کلام که حرّی را از دل دشمن وسط نینوا به بیرون کشید، شنی را وسط بیابان طبس، حنجره بمی را وسط صدای هیاهوی شغالان، رد صلاحیت‌شده‌ای را وسط معرکه مصلحت‌سنجان. آن بالایی هرکس و هر چیزی را که اراده کند عزیز می‌کند.

سوم. تا همین چندماه پیش، نمادی بود بر روی میز مدیران، فلوشده‌ای پشت عکس‌های همایش، نهایتاً در دستان و روی شانه قهرمان‌ها. هرجا حواسمان از این معجزه پرت شد، زخم خوردیم. حالا شده معجزه پیامبران خیابان، شده چتری روی سر همه، حتی آن که دلش با این معجزه نیست. چه کسی فکر می‌کرد این نماد که در محاسبات هیچ‌متخصص و تحلیل‌گری نبود روزی به کابوس صهیونیست‌زادگان پلید تبدیل شود، به سلاح کشتارجمعی خائنان، خیبرشکنی که باد و دست‌ها سوختش شده‌اند.

چهارم. وسط چهارراه ولیعصر لانچر گذاشته‌اند، عجب لانچری! یک گردان سرباز که یکدیگر را نمی‌شناسند نوبتی پای این لانچر می‌ایستند؛ کارگر، مهندس، دکتر، دانش‌آموز، مادر، دانشجو  و چه ارتش ابرقهرمانی! معجزه‌ای در مقابل بمب‌های هسته‌ای، تیرهایش تیر غیب است صاف می‌خورد وسط قلب هرزه‌های اپستینی. سربازان از پله‌ها بالا می‌روند و معجزه می‌کنند با پرچم سه‌رنگ الله‌نشان؛ پرچمی که از روز اول جنگ با دست سربازانش پیوند خورده. همه سربازان جانشان را کف دستشان گذاشته‌اند که این پرچم دقیقه‌ای هم پایین نیاید.

پنجم. این روزها سعی می‌کنم مسیرم را جوری تنظیم کنم که چهارراه ولیعصر در بینش باشد. برای لحظه‌ای هم که شده سربازان گمنام این گردان را تماشا و افتخار کنم که در کنارشان نفس می‌کشم.

منبع: فرهیختگان