همشهری آنلاین- حوادث: چند روز پس از شروع جنگ تحمیلی سوم، گزارش سرقت یک دستگاه موتور سیکلت از مقابل ساختمانی که هدف اصابت موشک قرار گرفته بود به پلیس تهران اعلام شد. آنطور که مالباخته می گفت، اسفند سال گذشته، موشک دشمن به ساختمانی مسکونی اصابت کرده و خسارت سنگینی به بار آورده بود. او ادامه داد: پس از حمله، تمام شیشه و پنجره های ما شکست و دیوارهایمان ترک خورد. اما در این بین، موضوعی که به شدت مرا شوکه کرد سرقت موتورسیکلتم بود که درست مقابل ساختمان پارک کرده بودم. این یعنی سارق فرصت طلبی از این وضعیت سوء استفاده کرده و موتورم را دزدیده است.
گوشیقاپی در سایه بحران
گزارش این سرقت در آن شرایط بحرانی در سیستم پلیس آگاهی تهران ثبت شد اما همان موتور، ساعاتی بعد در سرقتهای خیابانی دیده شد.
ماجرا از این قرار بود، زن جوانی که کنار خیابان منتظر خودروی اینترنتی بود، طعمه همان موتورسوار شد. مردی با کلاه کاسکت نزدیک شد و در چند ثانیه گوشی آیفون ۱۶ را از دستش قاپید و گریخت.
فریادهای زن جوان راه به جایی نبرد و او راهی اداره آگاهی تهران شد تا شکایتی علیه سارق موبایل قاپ مطرح کند اما ماجرا به سرقت هم ختم نشد چرا که چند روز بعد تماس عجیبی با گوشی سرقتی برقرار شد. شاکی بعد از اعلام گزارش سرقت، چند مرتبه با موبایلش تماس گرفت به این امید که شاید فردی پاسخ بدهد. دقایقی بعد مردی جواب داد و مدعی شد گوشی را پیدا کرده و برای بازگرداندنش ۵ میلیون تومان مژدگانی میخواهد. اگرچه شاکی به گمان اینکه فردی گوشی اش را پیدا کرده، پول مژدگانی را واریز کرد، اما به گوشی اش نرسید. خیلی زود مشخص شد که سارق علاوه بر قاپیدن گوشی موبایل، نقشه فریبکارانه دیگری طراحی کرده برای باج گیری.
نقشه های سریالی
تحقیقات در این پرونده برای شناسایی سارق فرصت طلب شروع شده بود اما ظرف مدت کوتاهی چندین شکایت مشابه دیگر پیش روی تیم پلیس قرار گرفت که نشان می داد دزد حرفه ای به صورت سریالی، نقشه های گوشی قاپی و اخاذی از طعمه های خود را زیر سایه جنگ پیش می برد. او در آن شرایط بحرانی، تنها به قاپیدن گوشی های مدل بالای طعمه هایشان بسنده نمی کرد، بلکه در گام بعدی تصمیم می گرفت به بهانه پیدا کردن گوشی و دریافت مژدگانی، مرحله دوم نقشه مجرمانه خود را اجرا کند.
پایان فعالیت های مجرمانه مرد تبهکار
مرد تبهکار گمان می کرد، زیر سایه جنگ، هرگز توسط پلیس شناسایی و دستگیر نخواهد شد غافل از اینکه سرنخ اصلی، همان موتورسیکلتی بود که پلاکش دستنخورده باقی مانده بود؛ موتوری که از کنار ساختمانِ آسیبدیده به سرقت رفته بود.
با اعلام مشخصات پلاک به واحدهای گشت، مأموران کلانتری حین گشتزنی موتورسوار را شناسایی کردند. متهم پس از تعقیب و گریز کوتاه دستگیر شد و در بازرسی از او چندین گوشی سرقتی و کارت بانکی کشف شد. پرونده با دستور بازپرس شعبه سوم دادسرای ویژه سرقت در حال بررسی است و تحقیقات برای شناسایی دیگر مالباختگان ادامه دارد.
محاسبه اشتباه
سارقی که گمان میکرد در سایه ویرانی میتواند نامرئی شود، حالا با مجموعهای از اتهامهای سرقت و کلاهبرداری روبهروست و موتوری که از کنار دیوارِ ترکخورده برداشته بود، تبدیل به روشنترین مدرک علیه او شد. این دزد حرفه ای می گوید که محاسباتش اشتباه از آب در آمد چون فکر می کرده دوربینی در اطراف محلی که موشک اصابت کرده، سالم نمانده است.
چرا موتور را از آن محل سرقت کردی؟
راستش فکر کردم بهترین جاست. ساختمانی که موشک خورده، معمولاً دوربینهایش از کار میافتد. مردم هم درگیر خسارتاند، نه موتوری که گوشه خیابان پارک شده.
یعنی حساب کرده بودی نظارتی نیست؟
بله. تصورم این بود که آن محدوده اولویت امنیتی دارد، نه سرقت. فکر نمیکردم کسی دنبال موتور باشد.
با همان موتور سرقت میکردی؟
بیشتر گوشیقاپیها را با همان انجام دادم.
ماجرای مژدگانی چه بود؟
وقتی گوشی را میقاپیدم، منتظر تماس میماندم. اگر صاحبش زنگ میزد، خودم را پیداکننده معرفی میکردم و پول میخواستم. بعضیها هم واریز میکردند.
پولها به حساب خودت میرفت؟
نه. کارت بانکی معتادان یا کارتنخوابها را میخریدم. سیمکارت هم همینطور.
سابقه داری؟
زیاد. هر بار که دستگیر شدم، روش تازهای امتحان کردم. این بار چند شگرد را با هم جلو بردم.
چه شگردهایی؟
یکی که گوشی قاپی بود، دومی کلاهبرداری به بهانه پیدا کردن گوشی ودریافت مژدگانی. سومین نقشه ام اما با قبلی ها تفاوت داشت. در سایت دیوار کلاهبردای می کردم. در سایت، آگهی فروش می دادم از فروش لوازم خانگی و موبایل گرفته تا لوازم برقی و خوراکی. قیمت هایی که می گفتم زیر قیمت بازار بود به همین دلیل افراد زیادی با من تماس میگرفتند. از آنها بیعانه می گرفتم و پول به حساب همان کارت هایی واریز می شد که از معتادان و کارتن خواب ها می خریدم.
احتمال دستگیری نمیدادی؟
نه. فکر میکردم در آن شرایط، تمرکز روی مسائل مهمتر است اما اشتباه کردم.