منچستریونایتد پس از اخراج روبن آموریم و سپردن دوباره نیمکت به چهره محبوب و بی‌تجربه‌اش، مایکل کریک وارد مسیری شده که برخی این نتایج را نشانه تضمینی برای آینده می‌دانند اما تاریخِ نه‌چندان دور هشدار می‌دهد که یونایتد یک بار همین مسیر را با نتایجی مشابه آزموده بود.

به گزارش همشهری‌آنلاین، اولین باری که منچستریونایتد سرمربی پرتغالی لجباز خود -روبن آموریم- را اخراج کرد، در حالی که تیم دو رتبه با سهمیه لیگ قهرمانان اروپا فاصله داشت، یک بازیکن سابق محبوب را که هیچ تجربه سرمربیگری سطح بالایی نداشت، به عنوان سرمربی موقت استخدام کرد... و سپس در ۱۴ بازی از ۱۹ بازی بعدی خود پیروز شد. بازیکنان چیزهایی شبیه به این گفتند شبیه این‌که: «البته که ما می‌خواهیم او بماند. نتایج عالی بوده است.» و این: «دیگر چه کار باید بکند؟» یا: «فکر نمی‌کنم بعد از همه این نتایج لازم باشد چیز زیادی بگویم، به نظر قطعی می‌رسد.» حتی یکی سنگ‌تمام گذاشت و گفت: «شما می‌خواهید از او پیروی کنید. می‌خواهید برای او بجنگید. می‌خواهید برای او در زمین بمیرید.»

اما نباید عجله کرد. تجربه اولگونا سولسشائر و رود فان‌نیستلروی پیش‌روی ماست. سولسشائر کمی بیش از یک فصل کامل به عنوان سرمربی دائمی پس از ژوزه مورینیو دوام آورد و فان‌نیستلروی پس از مدت کوتاه موفقش در منچستر، سرمربی لستر شد و این تیم را به دسته پایین‌تر فرستاد.

با توجه به اینکه منچستریونایتد برای اولین بار در سه فصل اخیر - تنها یک سال پس از کسب رتبه پانزدهم تحت هدایت روبن آموریم - به لیگ قهرمانان اروپا راه یافته است، عده‌ای جوگیر شده‌اند.

اما آیا یونایتد قبلا یک بار این را امتحان نکرده است؟ آیا آنها حداقل نباید کمی محتاط باشند که از یک روند خوب نتایج کوتاه مدت، بیش از حد خوشبین نباشند؟ طرفدارانش می‌گویند از زمانی که کریک هدایت اولدترافورد را بر عهده گرفته، منچستریونایتد بیش از هر باشگاه دیگری در لیگ برتر امتیاز کسب کرده است. اگر این را در طول یک فصل کامل تعمیم دهیم، یونایتد با سرعت ۸۴ امتیاز در صدر جدول قرار دارد. اگر آرسنال دو بازی آخر خود را ببرد، با ۸۵ امتیاز قهرمان لیگ برتر خواهد شد.

بعلاوه، این ۳۳ امتیاز، امتیازهای ساده‌ای نبودند. نه، یونایتد از زمان روی کار آمدن کریک، با تمام تیم‌های حاضر در جمع پنج تیم برتر لیگ برتر بازی کرده و کریگ توانسته همه تیم‌های بیگ‌سیکس را ببرد؛ سیتی، لیورپول، آرسنال، تاتنهام و چلسی و حتی استون ویلا.

علاوه بر این، کریک کاری را انجام داده که آموریم در آن افتضاح بود: از دست ندادن ستاره‌های آکادمی. به نظر می‌رسید مارکوس رشفورد و الخاندرو گارناچو به دلیل انعطاف‌پذیری آموریم - چه در نحوه بازی‌اش و چه در نحوه مدیریت شخصیت‌های مختلف - از باشگاه رانده شدند و کوبی ماینو هم به ندرت بازی کرد.

امسال زیر نظر آموریم، ماینو که حالا ۲۱ ساله است، تنها در ۱۲٪ دقایق لیگ برتر بازی کرد. از زمانی که کریک هدایت تیم را بر عهده گرفته، ماینو ۹۲٪ مواقع بازی می‌کند، قرارداد جدیدی امضا کرده و به رسانه‌ها گفته که حاضر است جانش را برای مربی جدیدش از دست بدهد.

کریک شیوه بازی یونایتد را تغییر داده است. تحت هدایت آموریم، یونایتد رویکردی رو به بالا و پایین را در پیش گرفته بود که منجر به شوت‌های زیاد و هرج و مرج فراوان در هر دو انتهای زمین می‌شد. این... دقیقا برعکس چیزی است که تحت هدایت کریک دیده‌ایم. آنها دیگر از بالا پرس نمی‌کنند و دیگر تحت فشار خارج از یک سوم تهاجمی دچار وحشت نمی‌شوند (درصد تکمیل پاس‌های هجومی)

پس یک سرمربی یا چیزی که در انگلیس مد است، یک مدیر، چه کاری باید انجام دهد؟ جز این‌که بازیکنان را به بالاترین سطحی که استعداد جمعی‌شان اجازه می‌دهد، برساند؟ و این شامل ترکیبی از دستورالعمل‌های تاکتیکی، انتخاب بازیکن، استراتژی تعویض، تقویت روحیه، آرام کردن هواداران، راهنمایی فنی، انتخاب و تفویض اختیار به کادر مربیگری، تجزیه و تحلیل حریف، خودشناسی و بازآموزی، واکنش صحیح به اتفاقات تصادفی و محافظت از کارکنان خود در برابر افراد مافوق است.

اما این‌که می‌گوییم هنوز برای قضاوت زود است، دلیل دارد. یونایتد از زمان روی کار آمدن کریک، بازی‌های زیادی انجام نداده است. به لطف مشکلات دوران آموریم، تیمی که کریک به آن آمد، از هر دو جام داخلی حذف شده بود و حتی به لیگ کنفرانس هم راه پیدا نکرده بود. یعنی زمان کافی و یک هفته‌ای بین هر دو بازی خود در اختیار داشت. کریک از زمان جایگزینی آموریم، در مجموع ۱۵ بازی انجام داده است. مقایسه کنید با آرسنال که در همین مقطع ۲۹ بازی انجام داد. یا منچسترسیتی، چلسی، ناتینگهام فارست و نیوکاسل: ۲۵ بازی، لیورپول و استون ویلا: ۲۴، حتی کریستال پالاس: ۲۲ و تاتنهام: ۱۹ بازی. کریگ شاید نتواند در فشردگی لیگ و انجام مسابقه در فاصله سه روز یک بار این‌قدر موفق عمل کند.
دو بار بازی در هفته، یعنی مدیریت اضافی سفرها و ریکاوری و تمرین کمتر و خستگی سفر و... البته مصدومیت‌های بیشتر.

بدترین مربیان فقط سعی می‌کنند تیم را برای بازی پیش رو آماده کنند، اما بهترین مربیان در باشگاه‌های برتر دائما تغییراتی ایجاد می‌کنند که ممکن است در کوتاه‌مدت تیمشان را تضعیف کند، اما شانس آنها را در کل فصل به حداکثر می‌رساند. این‌ها انتخاب‌های دشواری هستند و ما هرگز ندیده‌ایم که کریک با هیچ‌کدام از آنها روبه‌رو شود.

وقتی کی تیم در اروپا هم حضور دارد، عملکردش افت می‌کند و روال کار این است که در ازای سه بازی اروپایی اضافه شده منجر به از دست دادن حدود یک امتیاز در لیگ برتر می‌شود. بنابراین، باید انتظار داشته باشیم که یونایتد فصل آینده کمی آسیب ببیند، زیرا آنها در لیگ قهرمانان اروپا حضور خواهند داشت و احتمالا در هر دو جام داخلی کمی بیشتر دوام خواهند آورد.

از طرفی، تحت هدایت کریک، یونایتد در مواردی که منجر به گل می‌شوند، به خصوص خوب نبوده است. از زمان روی کار آمدن کریک، به دلیل تفاضل گل مورد انتظار بدون پنالتی، جایگاه یونایتد در لیگ، خیلی هم بالا نیست.
بر اساس میانگین گل به ازای هر بازی، آنها تحت هدایت آموریم مثبت ۰.۳۵ بودند و تحت هدایت کریک به مثبت ۰.۱۵ کاهش یافته‌اند.

برای درک بیشتر، فقط به گل‌های مورد انتظار این فصل نگاه کنیم:

• حمله تحت نظر آموریم: ۳۲ گل مورد انتظار غیر پنالتی از حدود ۳۳ گل زده

• حمله تحت نظر کریک: ۲۵ گل مورد انتظار غیر پنالتی از ۱۹ گل زده

• دفاع تحت نظر آموریم: ۲۹ گل مورد انتظار غیر پنالتی از ۲۶ گل خورده

• دفاع تحت نظر کریک: ۱۳ گل مورد انتظار غیر پنالتی از ۱۶ گل خورده

شما نمی‌توانید بدون ایجاد موقعیت‌های گلزنی بهتر از حریفانتان، به طور مداوم در بازی‌ها پیروز شوید. یونایتدِ کریک در مسابقات خود تنها ۴۸٪ از مالکیت یک‌سوم دفاعی حریف را در اختیار دارند و در محوطه جریمه خودی (۲۵) به حریفان خود اجازه لمس توپ بیشتری می‌دهند تا در محوطه جریمه حریف (۲۴).

آموریم به خاطر اینکه تیم افتضاحی را هدایت می‌کرد اخراج نشد. او به این دلیل اخراج شد که از جا افتادن در ساختار تصمیم‌گیری مدرن امتناع می‌کرد، به طرز باورنکردنی انعطاف‌ناپذیر بود و مدام بازیکنان بااستعداد پرورش‌یافته در منچستر یونایتد را کنار می‌گذاشت.

اکنون بیایید فرض کنیم مربی دیگری در باشگاهی دیگر با دقیقا همین مشخصات وجود داشت: هیچ یک از آمارهای مطلوب که به بهترین شکل عملکرد آینده را پیش‌بینی کنند، وجود نداشت، هیچ مدرکی مبنی بر توسعه سبک مالکیت توپ در یک لیگ برتر وجود نداشت و هیچ تجربه‌ای در مدیریت سختی‌های یک فصل چهار رقابتی نداشت. اگر هدف نهایی شما قهرمانی در لیگ برتر و رقابت در اروپا بود، آیا او را استخدام می‌کردید؟

منبع: روزنامه همشهری