همشهری آنلاین: اصغر نقیزاده شمایل رزمنده بذلهگو و شوخ در سینمای دفاع مقدس است. بازیهای نقیزاده در «از کرخه تا راین» و «آژانس شیشهای» نمونه دلچسبترین تلاشهای او برای به تصویر کشیدن رزمندهای است که به خشونت جنگ با طنز نگاه میکند. در واقع بسیاری از شخصیتهایی که نقیزاده در سینما و تلویزیون بازی کرده برآمده از شخصیت و نگاه خود او به زندگی و حوادث روزگار است. نقیزاده به همشهری از جنگ گفت و کارهایی که باید بشود و کوتاهیهایی که دیگر نباید تکرار شود.
* خیلی عصبانی و خیلی دلسوختهام. عصبانی از اینکه ما دیدیم هنیه را آنطور در تهران زدند، ولی در این یکسال گذشته چه کردیم؟ آخرش آمدند و زهر خودشان را ریختند. خیلی عصبانیام که مردم و مقامات ما را شهید کردند و ما باید قبلش فکری به حال این وضع می کردیم. این چه وضعی است؟ چه بگوییم؟ واقعاً عصبانیام. ما در زمینه پدافند ضعف داریم. البته کسی را متهم نمیکنم که فردا مجبور شوم در دادگاه پاسخگو باشم، اما واقعیت این است که ضعف داریم. در عین حال دلسوختهام. بالاخره وقتی عزیزی را از دست میدهید، چه حسی دارید؟ اگر بفهمید پدرتان را زدهاند، چه حسی دارید؟ برای همین دلسوختهام.
* با اقدامات ایران، استراتژی نظامی دنیا تا حدی تغییر کرده است. این جنگ نشان داد که دیگر دوران هواپیما و بمباران به شکل کلاسیک گذشته است. امروز دوران موشک و نبردهای جدید است. در این جنگ ثابت شد که ایران، با وجود ضعف پدافند، در موقعیت خاصی قرار دارد. پدافندهای آمریکایی و اسرائیلی هم ضربه خوردند و ایران نشان داد که واقعیت میدان چیز دیگری است. در این جنگ، در مدت کوتاهی پاسخ دشمن داده شد و همین مسئله باعث شد تصور اولیه از فروپاشی سریع ساختار سیاسی ما تغییر کند. خیلیها انتظار داشتند با یک حمله همه چیز تمام شود، اما این اتفاق نیفتاد.
* از نظر من، از دل همین اتفاقها میتوان سوژههای بزرگی برای سینما و روایت ساخت؛ حملهای در صبح و بعد پاسخ نظامی در مدت کوتاهی بعد از آن. این خودش یک درام کامل است؛ یک سریال واقعی. میشود تمام لحظههای اضطراب، تصمیم، ترس، و واکنش را تبدیل به روایت کرد. من خودم در جنگ بودهام و میدانم در لحظههای قبل از عملیات آدم چه استرسی دارد و بعد از شروع درگیری همهچیز وارد مرحله دیگری میشود.
* اگر این جنگ درست روایت شود، میتواند اثر عظیمی داشته باشد؛ چیزی شبیه روایت نبردهای بزرگ تاریخی، با این تفاوت که کاملاً معاصر است. هنوز دارند درباره نبرد استالینگراد فیلم میسازند. حالا هم ایران در برابر دو کشور تا دندان مسلح ایستاده و این کمچیزی نیست. اما در کنار همه اینها، مسئله مهم این است که اگر برای ضعفها فکری نشود، این اتفاقات تکرار میشود.
* نقد جدی به وضعیت اطلاعرسانی و مدیریت رسانهای وجود دارد. اینکه در زمان جنگ، هر روز آمار و اطلاعات پراکنده منتشر شود یا بعضی مسائل بیدلیل علنی شود، میتواند آسیبزا باشد. در دوران جنگ نباید هر روز آمار و اطلاعات حساس عمومی شود؛ اینکه چه داریم یا چه نداریم، نباید مدام گفته شود. این موضوعات در شرایط جنگی میتواند مشکلساز باشد. در چنین شرایطی باید دقت بیشتری وجود داشته باشد. اگر ضعفها دیده نشود و برای آنها فکری نشود، این تجربهها تکرار خواهد شد. جنگ امروز فقط نظامی نیست؛ جنگ سایبری هم بخش مهمی از آن است. تلاش برای از کار انداختن راهآهن، پمپبنزین، برق و خدمات شهری نشان میدهد که جنگ در لایههای مختلف جریان دارد.
* در این میان، نکته مهم دیگری هم وجود دارد: حضور مردم. مردم در خیابانها همچنان حضور دارند. این حضور، برای من یک وجه حماسی دارد و بخشی از واقعیت اجتماعی امروز است؛ ترکیبی از حماسه، احساس، و واکنش جمعی. مردم میآیند، پرچم تکان میدهند، واکنش نشان میدهند و این فضا ادامه دارد. مردم با حضورشان در خیابان به مسئولان اعلام کردند که ترسی از ایستادگی در برابر دشمن نداشته باشند. ولی مسئولان هم باید فکری به حال گرانی کنند. این دستمزد ایستادگی مردم نیست.