به گزارش همشهریآنلاین، جنگی که ۹ اسفندماه سال ۱۴۰۴ از سوی آمریکا و اسرائیل بر کشورمان تحمیل شد هر چند اکنون در مرحله آتشبس موقت است اما این پرسش را مقابل تحلیلگران قرار داده است که این جنگ چگونه میتواند منجر به صلحی پایدار شود و چرخه فرسایشی جنگ، آتشبس و مذاکره برای همیشه پایان یابد؟ در این راستا مسئولین کشور بارها تاکید کردهاند خروج از این چرخه مشروط به تضمینهای عینی و الزامآور است. همچنین جنگ اخیر، بار دیگر مساله «موازنه قدرت و بازدارندگی متقابل» در خاورمیانه را در مرکز توجه تحلیلگران قرار داده است.
کارشناسان معتقدند که روابط تهران و واشنگتن، از حالت رویارویی کلاسیک به مرحلهای از جنگ ترکیبی (Hybrid War) رسیده است؛ جنگی که ابعاد اجتماعی، اقتصادی، رسانهای و نفوذ منطقهای را نیز در برمیگیرد. ایران با تکیه بر فرهنگ کهن، ظرفیتهای دفاعی بومی و تابآوری اجتماعی، توانسته در برابر فشارهای فزاینده اقتصادی و سیاسی از سوی ایالات متحده آمریکا، سطحی از بازدارندگی پایدار ایجاد کند. در مقابل، ایالت متحده آمریکا نیز در تلاش است با ابرازهایی مانند تفرقهافکنی میان مسئولین، محاصره دریایی و ... جمهوری اسلامی ایران را وادار به پدیرش زیاده خواهیهای خود کند، تلاشی که تاکنون نتوانسته است خللی در اراده ایرانیان برای احقاق حقوق مشروعشان ایجاد کند.
در این راستا با سعید لیلاز، تحلیلگر مسائل سیاسی و اقتصادی در استودیو ایرنا گفتگو کردهایم که بخشی از آن را در ادامه می خوانید .
آیا تصور می کردید، ایرانیان بتوانند در جنگ چهل روزه اینطور در مقابل دشمنان مقاومت کنند؟ تحلیل شما از ریشههای این مقاومت چیست؟
لیلاز: واقعاً فکر نمیکردم بتوانیم در مقابل چنین حجمی از حمله بزرگترین قدرت سیاسی، نظامی و اقتصادی تاریخ بشر به این شکل مقاومت کنیم. امروز تقریبا میتوانم با اطمینان به شما بگویم که ما تا الان پیروز شدیم. صرف نظر از هر اتفاقی که در آینده بیفتد، همین که ما ۴۰ روز مقاومت کردیم و دشمن حدود سه هفته است که بعد از این مقاومت در حال مذاکره است، نشاندهنده پیروزی جمهوری اسلامی ایران است.
کافی است به آمارها توجه کنیم، مقدار مهماتی که آمریکاییها و اسرائیلیها در این جنگ خرج کردند، تمام شده است یعنی کم آوردند و از ذخایر استراتژیک خود برای کشورهای دیگر برداشتند. مثلا ناو هواپیمابر جرالد فورد که در مدیترانیه شرقی دچار آتشسوزی شد، برای تعمیر به یونان رفت. همه ناتو و همه جهان عرب مستقیم و غیر مستقیم در این جنگ حضور داشتند و سلاح و مهمات برای آمریکاییها فرستادند، وقتی میگوییم «جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران» این ادعا یک مزاح است زیرا فکر میکنم وزن ۷۰ درصد کل ظرفیت نظامی جهان روی جمهوری اسلامی افتاد اما ما توانستیم مقاومت کنیم و مسئله حتی مقاومت نیست بلکه ما پیروز شدیم.
وقتی میگوییم «جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران» این ادعا یک مزاح است. در جنگ، وزن ۷۰ درصد کل ظرفیت نظامی جهان روی ایران افتاد
از اینکه اولین نفری هستم که در پایان هفته اول جنگ مصاحبهای کردم و گفتم که ما پیروز شدیم، خوشحال هستم چون صرف اینکه غرب به ایران حمله نظامی کرده یک پیروزی است، ما کشورهای بسیار قدرتمندی به لحاظ اقتصادی و نظامی داریم که اقتصاد آنها با یک اخم رئیسجمهور آمریکا از هم پاشیده یا در معرض فروپاشی قرار گرفته یا عقبنشینی کردهاند.
دلایل این پیروزی چه بود؟ مردم چگونه توانستند مقاومت کنند؟
لیلاز: انقلاب اسلامی از نظر ضریب نفوذ جمعیتیِ طرفداران، بزرگترین انقلابی است که تا حالا من شناختم. من سه انقلاب را در طی تاریخ بیشتر قبول ندارم که عبارتند از انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب اکتبر روسیه و انقلاب اسلامی ایران. در میان این سه انقلاب، انقلاب ایران از نظر عظمت جهانی سومی بود، اما از نظر ضریب نفوذ، ضریبِ جمعیت و درصدی از جمعیت که در آن شرکت داشتند، انقلاب اسلامی بزرگترین انقلاب تاریخ بود یعنی ۹۰ تا ۹۵ درصد جمعیت کشور در این انقلاب حضور داشتند. وقتی شاپور بختیار، سعی کرد نیروهایی را گرد آورد، در نوبت دوم بیش از ۲۰ تا ۲۵ هزار نفر را نتوانست جمع کند؛ در حالی که همان زمان مثلاً کارمندهای دولت، ساواک، ارتشیها، خانوادههای ارتشیها خیلی خیلی بیشتر از این رقم بودند که نشان میدهد تمام آحاد جمعیتی ایران، غیر از یک اقلیت بسیار بسیار قلیل، در این انقلاب حضور داشتند.
این انقلاب هنوز زنده است و مأموریتش ناتمام است. ما در تمام نیمقرن اخیر تحت فشارهای اقتصادی و سیاسی شدید بودیم و این فشارها باعث شد تا مقدار زیادی ظرفیت اقتصادی در ایران ایجاد شود که ظرفیتها را نمیتوانستیم ببینیم. امروز تابآوری ایران به میزان خیلی زیادی بالا رفته است. این واقعیت را از نظر علم اقتصادی در نسبت وابستگی تولید ناخالص داخلی به تجارت خارجی میتوانید، ببینید که یکی از پایینترین عددها است. ما هنوز تجربه قبل از انقلاب خود را داریم، تجربه حکومت وابستهای که در ایران حاکم بود؛ وقتی بدون اجازه شخص اول کشور، هواپیماهای ایران و مستشاران آمریکایی را به ویتنام میبردند و در بمباران آنجا شرکت میکردند و به یاد داریم که چه خفت بزرگی به ایران تحمیل میشد.
در نیمقرن اخیر تحت فشارهای اقتصادی و سیاسی شدید بودیم و این باعث شد مقدار زیادی ظرفیت اقتصادی در ایران ایجاد شود.در آن زمان مقامات کشور، بدون اجازه سفرای بریتانیا و آمریکا تقریباً آب نمیخوردند و برای آگاهی از آن فقط کافی است به خاطرات امیر اسدالله علم مراجعه کنید. ما یک درک بسیار روشن و روزمره امروزی در میان جمعیت بزرگی از کشور داریم که این نقطه مشترک اکثریت ملت ایران است و آنها میدانند تقابل فعلی، مسئله جمهوری اسلامی با غرب یا آمریکا نیست؛ این مساله ایران با آمریکا و غرب است. به تجربه عراق، افغانستان، لیبی، سوریه، مصر نگاه کنید، تمام خاورمیانه نمونه زندهای است که جلوی چشم ما قرار دارد.
اگر ایران مقابل آمریکا کوتاه بیاید، موجودیتش به خطر میافتد
۲۵ سال است که آمریکاییها عراق را اشغال نظامی کرده و اداره میکنند؛ درآمد سرانه آنها هم ۷ برابر ایرانیها است اما وضعیت زندگی آنها را ملاحظه کنید که در چه شرایطی است! چون تمام این ارز و درآمد نفتی را آمریکاییها غارت میکند، در لیبی هم همینطور است و در سوریه هم الان تمام کشمکشها بر سر چاههای نفت است و در ایران هم مساله، تسلط آمریکا بر اقتصاد ایران است. من اطلاعاتی دارم که ممکن است مبنای آن را نتوانم اینجا بگویم، ولی به نظر آخرین پیشنهاد آمریکاییها به جمهوری اسلامی این بود که کنترل نفت ایران را به ما بدهید و مثل آقاها در کشورتان زندگی کنید، درست مانند بقیه کشورهای عربی! خب ما نمیتوانیم این را بپذیریم زیرا ایران کشوری است که اگر مقابل آمریکا کوتاه بیاید، موجودیتش به خطر میافتد و این خطر صرفا موجودیت نظام را تهدید نمیکند بلکه مرتبط با ایران است.
آخرین پیشنهاد آمریکاییها به جمهوری اسلامی این بود که کنترل نفت ایران را به ما بدهید و مثل آقاها در کشورتان زندگی کنید، درست مانند بقیه کشورهای عربی!ایران ۵۰ سال است که تحتِ تحریم نظامی غرب است یعنی از سال ۱۳۵۹ تاکنون، و نیروهای مسلح ایران در این شرایط مقاومت کردهاند. واقعا اگر صد امتیاز برای مقاومت ایرانیان در نظر بگیریم، ۹۹ درصد و نیم آن به نیروهای نظامی تعلق دارد. اصلاً از ۱۰ کیلومتری لانچر رد شدن، جسارتی میخواهد که من ندارم؛ نه من، همه ملت ایران دست و پا و بازوی برادران عزیز نظامی را میبوسیم. اینها توانستند برای ایران خودکفایی را پدید بیاورند که بتواند به تابآوری دست پیدا کند. رئیس یک مرکز Think tank (اتاق فکر) چینی؛ گفته است که چین هیچ اسلحهای به ایران نمیفروشد چون ایرانیها تاکنون تقاضا نکردند و همه سلاحها را خودشان تولید میکنند و البته هیچ مدرکی نیز دال بر فروش سلاح از سوی چین به ایران وجود ندارد. همین عوامل نشان میدهد که ما تابآوری بسیار بسیار بالایی در برابر تهاجم خارجی داریم.
یک عنصر تاریخی بزرگ را هم باید به همه این موارد اضافه کنم و آن «هویت تاریخی» ما ایرانیان است که در این تهاجمات و فشارهای خارجی همه را حول محور یکدیگر جمع میکند. به این گروههای بسیار بسیار اندکی که در خارج یا در داخل انواع و اقسام ناملایمات، ناراحتیها و نامرادیها را دیدهاند و حالا ممکن است آن را بازتاب بدهند، توجه نکنید. مردم با وجود وضعیت نامناسب اقتصادی از موجودیت کشور در برابر بیگانه دفاع میکنند و ما هزار بار این مساله تجربه کردیم. برای هر مسالهای در ایران جز اینکه خودمان آن را در داخل حل کنیم، راهی وجود ندارد و هیچ کمک خارجی برای هیچ گروهی از جریانهای اجتماعی ایران با حفظ احترام به تمام آنها - از مخالفین صددرصد تا موافقین صددرصد نظام - وجود ندارد.
باور ندارم اگر آمریکاییها یا اسرائیلیها به ایران بیایند، واقعا به کسی رحم کنند حتی رضا پهلوی هم دچار توهم احمقانه است.باور ندارم اگر آمریکاییها یا اسرائیلیها به ایران بیایند، واقعا به کسی رحم کنند. حتی رضا پهلوی هم دچار توهم احمقانهای است که تصور میکند از این نمد کلاهی به دست آورد، زیرا آنها اگر بیایند، فقط مقاصد خود را پیش میبرند و هیچ رهبری را ابقا نخواهند کرد. به تجربه ۲۰ سال حکومت آمریکا در افغانستان را نگاه کنید، آنها به اندازه سر سوزنی به توسعه افغانستان خدمت نکردند. به مدت بیش از دو دهه کشور را به گونهای اداره کردند که وقتی طالبان به کابل رسید مانند کاردی که پنیری را پاره میکند، جلو رفت. در آن زمان یک نفر برای حکومت افغانستان افسوس نخورد، کسی گریه نکرد. مجموع این عوامل، هویت متفاوتی به ایرانیها میدهد که این هویت، مبنای اساسی ایستادگی فعلی آنها است.
رشد اقتصاد ایران تا پایان سال ۱۴۰۵ مثبت خواهد شد
(ترامپ) میگفت به شبکه آب حمله میکنیم، جنایت رذیلانه ضد بشری که فقط افکار عمومی جهان را از آمریکا بیشتر متنفر میکند، تا الان که این جنایت را اجرا نکردهاست و اگر اجرا کند، خواهید دید که ما چقدر سریع قادر به بازسازی خواهیم بود. معتقدم اگر از ظرفیتهای اقتصادی کشور استفاده کنیم تا پایان همین سال ۱۴۰۵ اغلب خرابیهای ناشی از جنگ جبران خواهد شد و بلکه اقتصاد ایران مجدداً رشد مثبت خواهد داشت.