همشهری آنلاین: اکثریت مردم ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی در هر برهه حساس تاریخیای بر هویت مذهبی خود پافشاری کردهاند. این اصرار و تداوم در سالهای دفاعمقدس به یک ویژگی مهم فرهنگی دفاع از مرزهای کشور تبدیل شد و شمایلهای مذهبی در کنار پرچمهای ایران به اهتزاز درآمدند. سربندهایی با نام امامان شیعه به پیشانی بسته میشد.
نوحهخوانان همچون مراسم دهه محرم در مقرها و خاکریزها حاضر میشدند و با یادآوری واقعه عاشورا و حماسه کربلا، رزمندگان را برای عملیات آماده میکردند. جبههها همچون مکانی مقدس توصیف میشدند که بر آنها اولیا و ائمه نظر دارند. شعائر دینی همچون نمازجماعت و قرائت ادعیهای چون کمیل و توسل از برنامههای روزانه رزمندگان بود.
سینمای جنگی ایران برای تصویر جبهههای جنگ از این شمایلها و شعائر فراوان استفاده کرده است. در «چشم شیشهای» (۱۳۶۹) ساخته حسین قاسمی جامی، قهرمان داستان فیلم در بخش تبلیغات جنگ حضور دارد و صحنههای مهم فیلم در کنار پرچمها، سربندها و نواحی نوحه روایت میشود.
در فیلم «افق» (۱۳۶۷) ساخته شادروان رسول ملاقلیپور، صحنه سینهزنی و نوحهخوانی فیلم به مثابه یک آیین معرفتی برای رزمندگان به تصویر درآمده.
در فیلم «دیدهبان» (۱۳۶۷) ساخته ابراهیم حاتمیکیا، شادروان اسماعیل سلطانیان در نقش امدادگر گردان از حاشیه پرچمهای موجود در خاکریز محاصره شده برای پانسمان مجروحان استفاده میکند. او نگران است که با نرسیدن تجهیزات پزشکی مجبور به استفاده از تمام پرچم برای جلوگیری از خونریزی مجروحان شود. به فرمانده میگوید: دیگه داره به آیهاش میرسه. روی پرچم نوشته شده نصر منالله و فتح قریب.
تمرکز بر رابطه میان تصویر سینمایی و شعائر دینی در متون انگلیسی بارها مورد تحقیق و پژوهش قرار گرفته، اما در سینمای ایران کمتر کتابی است که به این موضوع به طور جدی توجه نشان داده باشد. جا دارد با اتخاذ روشی علمی و دانشگاهی شکلهای مختلف ارتباط میان تصویر سینمایی و عناصر دینی فیلمها، علیالخصوص سینمای جنگ، مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار بگیرد.