دبی نفس‌های آخر را می‌کشد. شهری که روزگاری وعده امنیت مطلق می‌داد، حالا چیزی جز آسمان‌خراش‌های خالی، گاوصندوق‌های تخلیه‌شده و آژیر حملات هوایی برای عرضه ندارد. بیش از ۲ ماه جنگ کافی بود تا ثابت کند آن همه شکوه، چیزی جز یک سراب شکننده بر فراز گسل‌های خاورمیانه نبود.

به گزارش همشهری آنلاین، کمتر از سه ماه از آغاز جنگی می‌گذرد که معادلات خاورمیانه را برای همیشه دگرگون کرد. در این میان، امارات متحده عربی که طی دو دهه گذشته با اجرای مرکز پولشویی منطقه خود را به عنوان واحه ثبات و هاب طلایی اقتصاد منطقه تثبیت کرده بود، اکنون به دلیل میزبانی از زیرساخت‌های نظامی آمریکا و چرخش به سمت ائتلافی پرمخاطره، به یکی از بزرگترین قربانیان این نبرد بدل شده است. شعله‌های این جنگ، به‌طور مستقیم به شالوده اقتصادی امارات رسیده است؛ اقتصادی که اینک با زخم‌هایی عمیق دست‌وپنجه نرم می‌کند.

کابوس فرار از دبی

شاید هیچ جمله‌ای به اندازه هشدار دن پوپسکو، تحلیلگر کهنه‌کار سرمایه‌گذاری بین‌المللی، نتواند عمق فاجعه را نشان دهد. پوپسکو در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: من به مدت ۵۶ سال مراکز مالی برون‌مرزی را مطالعه کرده‌ام. متأسفانه باید بگویم امارات به‌سرعت در مسیر اشتباهی حرکت می‌کند. تا زمانی که هنوز فرصت دارید، از دبی خارج شوید و پول‌تان را هم خارج کنید.

این هشدار، دیگر یک پیش‌بینی نیست؛ آمارها نشان می‌دهد که فرار سرمایه هم‌اکنون آغاز شده است. گزارش‌ها حاکی از خروج محموله‌های عظیم طلا از گاوصندوق‌های دبی به مقصد رقبای نوظهوری چون سنگاپور و سوئیس است. بر اساس گزارش بلومبرگ، تنها یک محموله ۱۴۴۶ کیلوگرمی طلا به ارزش تقریبی ۱۲۰ میلیون دلار، مسیر دبی به سنگاپور را در پیش گرفته است. این یعنی سرمایه‌گذاران فرامرزی که امنیت را تنها دلیل حضور خود در این شیخ‌نشین می‌دانستند، به آینده آن رأی عدم اعتماد داده‌اند.

تیغ دولبه ایالت ۵۱ آمریکا بودن

دبی و ابوظبی سال‌ها با میزبانی از پایگاه‌های استراتژیک آمریکا، از جمله پایگاه هوایی الظفره، پایگاه دریایی فجیره و بندر جبل علی، عملاً خود را به جزئی جدایی‌ناپذیر از ماشین جنگی ایالات متحده در منطقه بدل کرده بودند. این رابطه تنگاتنگ که برخی تحلیلگران از آن به ایالت پنجاه‌ویکم آمریکا تعبیر می‌کردند، تا پیش از ۹ اسفند ۱۴۰۴ یک امتیاز امنیتی محسوب می‌شد، اما با شعله‌ور شدن آتش جنگ، این امتیاز به یک تهدید وجودی تغییر کرد.

ایران به‌روشنی امارات را به عنوان بخشی از محور مهاجم شناسایی کرده است. در جریان عملیات وعده صادق ۴، این پایگاه‌ها و تأسیسات وابسته به آن، جزو نخستین اهدافی بودند که هدف حملات موشکی و پهپادی ایران قرار گرفتند. با هر انفجار در این پایگاه‌ها، نه‌تنها تجهیزات نظامی، بلکه سرمایه نمادین برند دبی نیز نابود شد.

اقتصاد فلج‌شده؛ از گردشگری تا اوپک

بهای این جنگ برای امارات، فراتر از خسارات نظامی، یک خون‌ریزی اقتصادی تمام‌عیار است.

سقوط آزاد گردشگری: بر اساس برآوردهای اولیه، صنعت گردشگری امارات که ستون فقرات اقتصاد دبی است، روزانه متحمل ۵۰۰ میلیون پوند ضرر می‌شود. هتل‌های لوکس خالی، پروازهای لغوشده و نمایشگاه‌های بین‌المللی تعطیل‌شده، تصویری از اقتصادی در کما را به نمایش می‌گذارد.

انشقاق در جبهه نفت: در اقدامی که نشانه‌ای آشکار از کلافگی و انزوای فزاینده ابوظبی است، امارات به‌طور رسمی از سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) خارج شد. این خروج جنجالی، ضمن برانگیختن خشم عربستان سعودی و آغاز اقدامات تنبیهی از سوی ریاض، نشان داد که امارات برای نجات اقتصاد زخم‌خورده خود، حاضر به زیر پا گذاشتن اتحادهای سنتی است.

بحران نیروی کار: در اقدامی تنش‌زا، گزارش‌ها از تصمیم امارات به اخراج ده‌ها هزار کارگر پاکستانی به دلیل عدم همراهی اسلام‌آباد در جنگ علیه ایران حکایت دارد. این تصمیم که می‌تواند ستون فقرات نیروی کار یدی و خدماتی امارات را فلج کند، بیش از هر چیز نشان‌دهنده آشفتگی و تصمیم‌گیری‌های هیجانی در دستگاه حکومتی شیخ‌نشین‌هاست.

زلزله در برج‌های شیشه‌ای: ترک های سیاسی

شاید مهلک‌ترین پیامد این جنگ برای امارات، نه در اعداد و ارقام، بلکه در شکاف‌های سیاسی پنهانی باشد که اکنون سر باز کرده است.

توئیت رمزآلود محمد بن راشد آل مکتوم، حاکم دبی، که از مسئولانی که تنها دغدغه‌شان موفقیت شخصی است انتقاد کرد، گمانه‌زنی‌ها درباره شکاف عمیق بین حاکم دبی (که اقتصادش در حال نابودی است) با محمد بن زاید، رئیس امارات (که سیاست خارجی تهاجمی را پیش برده) را به اوج رسانده است.
همچنین گزارش‌های غیررسمی از نارضایتی شدید شیخ محمد بن سلطان قاسمی، حاکم شارجه (که روابط نزدیکی با عربستان دارد) حکایت دارد. برخی رسانه‌های عربی حتی گمانه‌زنی درباره احتمال خروج شارجه از فدراسیون امارات را آغاز کرده‌اند.

پایان یک رؤیا

امارات متحده عربی که روزگاری نماد ثبات و شکوفایی اقتصادی در خاورمیانه بود، اکنون به دلیل قمار بر روی اسب بازنده تنش‌های نظامی، در سراشیبی سقوط قرار گرفته است. آنچه در این میان نابود شده، صرفاً چند برج شیشه‌ای یا یک بندر نیست، بلکه ایده دبی به مثابه بهشتی امن در دل منطقه‌ای ملتهب است. به نظر می‌رسد دوران شگفتی‌های دبی به پایان رسیده و فصل جدیدی از بی‌ثباتی و افول در تاریخ این شیخ‌نشین کوچک، اما بلندپرواز گشوده شده است.

منبع: همشهری آنلاین