همشهری آنلاین – گروه سیاسی: «استفن والت»، ستوننویس نشریه «فارین پالیسی» و استاد روابط بینالملل در دانشگاه «هاروارد»، روز دوشنبه طی یادداشتی در این وبگاه تحلیلی، تاکید کرد که تحولات اخیر نشاندهنده یک تحول مهم است؛ «ایالاتمتحده «قدرت نرم»، به عنوان یکی از مهمترین نقاط قوت بینالمللی خود را کنار گذاشته است».
والت معتقد است: «یکی از چشمگیرترین ویژگیهای رویکردی دولتترامپ به سیاستخارجی، نه اهداف انتخابشده، بلکه ابزارهای ترجیحی آن، یعنی اعتماد مطلق به قدرت سخت آمریکا و بیاعتنایی تقریباً کامل به آن چیزی است که «جوزف نای» آن را «قدرت نرم» مینامید».
او افزوده است: «نای قدرت نرم را «قدرت جاذبه» تعریف میکرد؛ یعنی توانایی یک کشور برای واداشتن دیگران به انجام خواستههایش، صرفاً به این دلیل که ویژگیهایی دارد که دیگران را به تقلید، همراهی و پیروی از آن ترغیب میکند. کشورهایی که قدرت سخت زیادی دارند، میتوانند دیگران را از طریق زور و ارعاب یا با ارائه کمک و حمایت همراه کنند، اما کشورهایی که از قدرت نرم فراوان برخوردارند، نفوذ بیشتری دارند، زیرا دیگران میخواهند شبیه آنها باشند، با اصولشان موافقاند، یا آنها را «موفق» یا حتی «جذاب» میدانند».
ترامپ چه می کند؟
این استاد برجسته روابط بینالملل در بخش دیگری از این یادداشت، با تاکید بر اینکه در دوره دوم ترامپ، این باور که تنها به قدرت سخت نیاز است، کاملاً مشهود است، تصریح کرده است: «دولت با تهدید تعرفهها، شرکای تجاری را وادار به پذیرش توافقهای اقتصادی یکجانبه کرده و با وجود رأی دیوانعالی علیه این اقدامها، وعده ادامه آن را داده است».
والت ادامه داده است: «این دولت در بیش از نیمدوجین کشور از نیروی نظامی استفاده کرده و همچنان در دریای کارائیب و اقیانوس آرام، قاچاقچیان ادعایی مواد مخدر را هدف قرار میدهد؛ آنهم در شرایطی که هویت آنها مشخص نیست و نمیتواند اثبات کند همه آنها واقعا در قاچاق مواد مخدر نقش دارند و خود نیز اذعان میکند این اقدامها تأثیر اندکی بر دسترسی به مواد مخدر غیرقانونی خواهد داشت».
او ادامه داده است: «رئیسجمهور آمریکا بارها دیگر رهبران جهان را به ضعف متهم کرده و در نهایت، دیپلماسی را کنار گذاشت و جنگی غیرضروری علیه ایران آغاز کرد، با این تصور اشتباه که حکومت ایران بهسرعت فرو خواهد پاشید و دولتی مطلوبتر برای آمریکا جایگزین آن خواهد شد».
مشت آهنین بدون دستکش مخملی
این استاد آمریکایی برجسته روابط بینالملل تاکید کرده است: «آنچه در تمرکز آمریکا بر قدرت سخت بیش از همه جلب توجه میکند، این است که تلاش چندانی برای پنهانسازی، مشروعیتبخشی یا توجیه استفاده از آن صورت نمیگیرد. قدرتهای بزرگ، مانند بیشتر کشورها، معمولاً سعی دارند «مشت آهنین» را در «دستکش مخملی» توجیههای هنجاری پنهان کنند، اما دولت ترامپ چنین نمیکند؛ بلکه گویی از نقض هنجارهای تثبیتشده و وارد کردن رنج به دیگران لذت میبرد».
والت به تهدیدهای ضدایرانی ترامپ نیز اشاره کرده و افزوده است: «وقتی ترامپ تهدید به نابودی تمدن ایران میکند یا وزیر دفاع قوانین بینالمللی را نادیده میگیرد و افتخار میکند نیروهای آمریکایی به دشمنان «هیچ امانی» نخواهند داد (که خود مصداق جنایت جنگی است)، روشن است که هدف، ارعاب است، نه اقناع؛ اجبار است نه جاذبه. شعار نانوشته آنها ظاهراً این است: «وقتی قویترین هستی، نیازی به عذرخواهی نداری».
او ادامه داده است: «این ستایش از قدرت سخت با تلاشهای سیستماتیک برای تضعیف نهادها و سیاستهایی همراه بوده که زمانی آمریکا را برای دیگران جذابتر میکرد. یورشهای خشونتآمیز مأموران مهاجرت و کشته شدن معترضان بیگناه، چهرهای زشت از آمریکا به جهان نشان داده و حمله مداوم به آموزش عالی، که پیشتر یکی از نمادهای اصلی اعتبار و قدرت نرم آمریکا بود، دانشگاههای این کشور را برای دانشجویان خارجی کمتر جذاب کردهاست. مجموع این عوامل نشان میدهد چرا تصویر چین در جهان رو به بهبود و تصویر آمریکا رو به افول است.
چه عواملی دخیل است؟
استفن والت در بخش دیگری از این یادداشت تحلیلی، به چند عامل دخیل در اتخاذ چنین رویکردهای ازسوی کاخ سفید در دوره ترامپ اشاره کرده است که در ادامه به محورهای آن اشاره میشود.
- نخست: جهانبینی این دولت، از رئیسجمهور گرفته تا پایینترین سطوح، جهان را به قویها (برندگان) و ضعیفها (بازندگان) تقسیم میکند و هرگونه مصالحه با طرفهای ضعیفتر را شکست میداند. از این رو، تمایل به خودنمایی، ژستگیری و اتخاذ رویکردی بیرحمانه حتی در برابر ملایمترین انتقادها دیده میشود، چه رسد به حملات بیمنطق به کشورهای بهشدت طرفدار آمریکا مانند کانادا یا دانمارک.
- دوم: با وجود ادعای میهنپرستی شدید، به نظر میرسد ترامپ و طرفدارانش کشور خود را دوست ندارند. شعار «MAGA» را در نظر بگیرید؛ اگر لازم است آمریکا دوباره عظمت یابد، پس اکنون آن را بزرگ نمیدانید. با وجود نمایشهای نمادین وطنپرستی، شگفتآور است که چه چیزهای کمی در این کشور وجود دارد که آنها واقعاً دوست داشته باشند. رسانهها را دوست ندارند؛ بسیاری از هنرمندان را تحقیر میکنند؛ از دموکراتها بیزارند؛ به نظام کنترل و توازن و حاکمیت قانون علاقهای ندارند؛ به شهروندان مهاجر بدگماناند؛ به علم احترام چندانی نمیگذارند و دانشگاهها را دشمن میدانند؛ و همچنان معتقدند «دولت پنهان» در نهادهای مختلف نفوذ دارد. ترامپ حتی کاخ سفید را هم دوست ندارد و میخواهد آن را به بنایی مجلل و امپراتوری تبدیل کند.
- سوم: ترامپ و هوادارانش به دنبال راهحلهای سریع هستند که بتوان آنها را بهعنوان دستاورد معرفی کرد، در حالی که از تلاشهای بلندمدت و صبورانه برای جلب حمایت در خارج پرهیز میکنند. آنها بیشتر به معامله با رهبران دیگر علاقه دارند تا ایجاد روابط مثبت میان ملتها؛ روابطی که ثمراتش تدریجی است و شاید پس از پایان دوره آنها آشکار شود.