همشهری آنلاین: یکی از الگوهای روایت در سینمای جنگی ایرانی ترکیب قدرت نیروهای مردمی (بسیج) با نظامیان حرفهای (ارتش) در صحنههای نبرد و رویارویی با دشمن است. در این الگوها نیروهای مردمی با نیروی هیجان در کنار درایت نظامی نیروهای ارتش ضربات مهلکی بر دشمن وارد میکنند.
در جهان محتوایی این فیلمها نماینده شور و هیجان مردمی برای مقابله با تهاجم دشمن و نیروهای ارتش نماد قدرت نظامی ایرانیان در جبههها بودند. تقابلهای اولیه همراهی شخصیتهای بسیجی و ارتشی در پردههای اول این فیلمها به همراهی و رفاقت در مسیر مبارزه و در نهایت به ایثار و از خودگذشتگی یکی از دو طرف در تقابل نهایی فیلم در پردههای پایانی منتهی میشد. این الگوها در طول تاریخ سینمای جنگی ایران بارها تغییر کرده، اما الگوی مقابله عشق و عقل در صحنه نبرد در جهان داستانی سینمای جنگی ایران همیشه قابل درک و رصد است.
از نخستین نمونههای این الگو میتوان به فیلم «عبور از میدان مین» (۱۳۶۲) ساخته جواد طاهری، فیلمساز کمکار سینمای ایران اشاره کرد. این فیلم که محمدهاشم سبوکی آن را تهیهکرده، روایتی است از تلاش برای رساندن مهمات و آذوقه به نیروهای خودی که در محاصره دشمنگیر کردهاند.
قهرمانان این روایت سعید راد و مجید مظفری هستند. راد با دوبله منوچهر اسماعیلی نقش یک سروان مبتکر ارتشی و مظفری با دوبله سعید مظفری نقش یک جوان بسیجی پرشور را بازی میکنند. این دو برای عبور از میدان مین و رسیدن به خط مقدم با کمکعقل و عشق و دانش و هیجان بر مشکلات فائق میآیند، الگویی که در فیلمهای زندگینامهای سینمای ایران از سرداران شهید فراوان مورد استفاده قرار میگیرد.
اگر رد این الگو را در فیلمهای متاخر سرداران شهید بگیریم، مفهومی از اتحاد و همدلی را که طی سالها در سینمای جنگی ایران قوام یافته بازشناسی خواهیم کرد که به یکی از مضامین بنیادین این فیلمها بدل شده و به نوعی پارادیم اصلی این زیرگونه فیلمهای جنگی را بازتعریف میکند.